پنجشنبه 18 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 9 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن دیدگاه‌ها

شماره: 25 نویسنده مقاله: تاریخ مقاله:
موضوع مقاله:

خاورمیانه؛ آبستن فتنه‌ای بزرگ

خاورمیانه؛ آبستن فتنه‌ای بزرگ

منطقه‌ی خاورمیانه چه از حیث معادلات سیاسی و نظامی و چه از حیث پتانسیل‌های حوزه‌ی انرژی و ژئوپولیتیک (جغرافیای سیاسی) و فراتر از این‌ها، تقابل‌های ایدئولوژیک و دینی، به عنوان منطقه‌ای راهبردی و حوزه‌ای استراتژیک در جهان به شمار می‌رود. اما شرایط کنونی منطقه و جهان، چالش‌های جدّی و عمیقی را پیش روی مردم این منطقه و خصوصاً مسلمانان قرار داده است. تحلیل تحولات منطقه که حالتی روزشمار به خود گرفته‌ است این واقعیت شوم را بر ملا می‌سازد که دشمنان بشریت و اسلام با طرح‌ریزی فتنه‌ای بزرگ در پی به خاک و خون کشیدن تمام کشورهای اسلامی و پایه‌ریزی امپراطوری نوین و آشکار شیطان در منطقه‌اند؛ واقعیتی که حتی منابع دینی ما نیز به روشنی از آن خبر داده‌اند، هر چند بررسی این تحولات از نقطه نظر اخبار متواتر و معتبر مجالی واسع می‌طلبد.

 هم‌اکنون گروه تروریستی داعش با پشتیبانی بی‌دریغ یهودیت و حمایت‌های سخاوتمندانه‌ی آل سعود و وهابیت روز به روز به دروازه‌های دمشق و بغداد نزدیک‌تر می‌شود و متأسفانه پنهان کردن واقیت تلخ موجود توسط برخی رسانه‌های کشورهای منطقه نیز چیزی از سیاهی آن نمی‌کاهد. داعش علاوه بر حرکت گسترده در دو جبهه‌ی عراق و سوریه، با بازی دادن نیروهای نظامی مصر در صحرای سینا و ورود مکارانه‌ی نیروهایش به قاهره و با سوء استفاده‌ی گسترده از پتانسیل نیروهای مخالف حکومت مصر در حمایت از این گروه تروریستی، که خصوصاً پس از برخوردهای سرکوبگرانه حکومت با سران اخوان المسلمین توسعه یافته است، در حال بسترسازی برای برپایی بحرانی عمیق و خونین در مصر و به طور کلی آفریقای عرب است. از سوی دیگر، در حالی که کشورهای مستکبر غربی در حال خیزش مستانه در برابر نرمش قهرمانانه‌ی سران حکومت در ایران هستند و مکارانه در بازی بچه‌گانه‌ای در حال خرید زمان برای تنگ‌تر کردن حقیقی حلقه‌ی محاصره اقتصادی و نظامی ایران هستند، داعش روز به روز حضور خود را در افغانستان پررنگ‌تر می‌کند و با سوء استفاده از بدبینی مردم منطقه به گروه طالبان و به بهانه‌ی نابودی آن گروه در پاکستان و افغانستان، جای پای خود را در جبهه‌ی شرق محکم‌تر می‌سازد. در واقع شیاطین مستکبر غربی با نیرنگی پیچیده، در حال برانگیختن جنگ خونین دیگری، این بار میان دو گروه نظامی به اصطلاح مسلمان در افغانستان و پاکستان هستند تا ضمن گل‌آلودتر کردن منطقه، زمینه را برای تحقق اهداف شوم خویش مهیا سازند. به این شرایط پیچیده، بحران یمن و عربستان را هم باید افزود. همچنین انفجارهای متعدّد اخیر در سرزمین‌های به ظاهر آرام عربی مانند بحرین نیز بر عمق فاجعه و دسیسه‌ی شیاطین در گسترش هرچه بیشتر فتنه صحّه می‌گذارد. واقع آن است که دشمنان اسلام به قصد نابودی اسلام و با هدف قرار دادن وحدت مسلمانان و گسترش خشونت و تفرقه‌ افکنی در درون کشورهای اسلامی و اسلام‌هراسی در سطح جهان، در حال حرکت به سوی اهداف پلید خود هستند. ملّت‌های مسلمان و سردامدارانشان نیز خواسته یا ناخواسته مانند عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی با انفعال محض، در نقش‌هایی که برایشان تعریف کرده‌اند بازی می‌کنند! این واقعیت تلخ را رهبر آزاده‌ و خیرخواه مسلمانان حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی در کتاب شریف «بازگشت به اسلام»، با اشاره به جهل مسلمانان نسبت به دشمنانشان چنین تبیین می‌فرمایند:

«...آنان دشمنان اسلام را نمي‌شناسند و از دشمني‌هاي آنان با آن آگاهي ندارند؛ چراکه جريان‌هاي الحادي جديدي در جهان به راه افتاده و کوشش‌هاي شيطاني پنهاني بر ضدّ خداوند سازمان يافته است. شيطان‌پرستان، از تاريکخانه‌هاي خود بيرون آمده‌اند و جادوگران، از دخمه‌هاي خود سر برآورده‌اند، تا با حمايت قدرتمندان مفسد و ثروتمندان ملحد، حکومت کفر را بر جهان مستولي سازند و در اين ميان، مسلمانان، بي‌خبر از چيزي که در حال وقوع است، به مسائلي جزئي و بي‌اهمّيت مشغولند و بر سر آن‌ها با يکديگر نزاع مي‌کنند؛ چنانکه به عنوان نمونه، بر سرِ نهادن دست‌ها در زير ناف يا بالاي آن به هنگام نماز مي‌جنگند و نهايت همّشان اين است که زائران قبور را از نزديک شدن به آن‌ها بازدارند؛ همچنانکه طالبان علم آنان نيز جز به شناخت مذاهب خود، اعتنايي ندارند و از آشنايي با جهان کفر و آنچه در آن مي‌گذرد، فارغ‌اند؛ چنانکه خداوند فرموده است: «ذَٰلِكَ مَبْلَغُهُمْ مِنَ الْعِلْمِ ۚ»؛[1] «اين منتهاي علم آنان است»! به اين ترتيب، کافران از ملّت‌هاي مختلف، براي جنگ با اسلام متّحد شده‌اند، در حالي که مسلمانان با ملّتي واحد، از يکديگر جدا گرديده‌اند و اين پي‌آمدي جز سلطه‌ي کافران بر مسلمانان نداشته است...».[2]

بی‌تردید ادامه‌ی این روند جز اضمحلال کامل کشورهای اسلامی را به دنبال نخواهد داشت و راهکارهای تسکینی موجود نیز چیزی جز زمان دادن به سران کفر و خفتن در بستر مرگ نیست. حضرت علامه در ادامه با اشاره به جهل و غفلت عظیم مسلمانان از دشمنان حقیقی‌شان می‌فرمایند:

«...شکّي نيست که اگر اينان آنان را مي‌شناختند و از دشمني‌هاشان با خود آگاهي مي‌يافتند، خود را به آنان وابسته نمي‌ساختند؛ چراکه طبع انسان او را از نزديکي به ضرر باز مي‌دارد و غريزه‌اش او را به دوري از خطر وا مي‌دارد؛ ولي اينان عقل را وانهاده‌اند و به دسته‌ي سفيهان بدل گشته‌اند؛ پس سود را از زيان تمييز نمي‌دهند و دوست را از دشمن نمي‌شناسند...».[3]

فتنه‌ی عظیمی که امروز سرزمین‌های اسلامی را در بر گرفته و مسلمانان را به جان هم انداخته و روز به روز در حال گسترش است، در واقع آخرین تیر شیطان است که اندیشه و عمل مسلمانان را هدف گرفته است و در صدد نابودی کامل جهان اسلام از درون و بیرون است. البته تردیدی نیست که مکر شیطان قوی نیست؛ چراکه خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: «إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كَانَ ضَعِيفًا»[4] و مکر او با مکر خداوند که تنها قدرت حقیقی در جهان است دفع خواهد شد، اما خداوند را سنت‌هایی تغییرناپذیر است که از آن‌ها تخلّف نمی‌فرماید و از جمله‌ی آن‌هاست: «إنّ اللهَّ لَا يُغَيِّرُ مَا بقوْمٍ حَتىَّ يُغَيِّرُوا مَا بأَنفْسِهِمْ»؛[5] یعنی «خداوند چیزی را که در مردمی هست تغییر نمی‌دهد تا آن گاه که آنان چیزی که در خودشان هست را تغییر دهند»؛ لذا تغییر و اصلاح این وضعیت رقّت بار و مصیبت عظیم اگرچه به سبب تخلّف‌ناپذیر بودن وعده‌های خداوند متعال حتمی است، اما کیفیت و زمان آن تابع اراده‌ی مردم است. مسلمانان جهان باید بفهمند که هیچ یک از راهکارهای کوتاه مدتی که به آن‌ها چنگ می‌زنند راه سعادت آن‌ها نیست و برایشان خیر پیش نمی‌آورد؛ چراکه ابلیس لعین خیرخواه آن‌ها نیست. برخی مسلمانان گمان می‌کنند که آمریکا و اسرائیل و انگلیس و جهان کفر برایشان نان و امنیت می‌آورند. برخی مسلمانان گمان می‌کنند محمدعمر و بغدادی برایشان عزّت و شکوه اسلامی را به ارمغان می‌آورند. برخی از مسلمانان گمان می‌کنند اگر حاکمی را ببرند و رهبر حزب و گروه و دسته‌ی‌شان را بر جای او بنشانند عدالت برقرار می‌شود. در حالی که همگی در خطایی بزرگ و جهلی آشکارند؛ زیرا یگانه راهکار حقیقی پایان یافتن بحران عمیق و فتنه‌ی همه‌گیر در جهان اسلام، بازگشت مسلمانان به سوی خلیفه‌ی خداوند حضرت مهدی علیه السلام و تحقّق حاکمیت آن حضرت است؛ کاری که مسلمانان باید انجام دهند و از عهده‌ی آن بر می‌آیند و دیر یا زود مجبور به انجام آن خواهند شد. چنانکه جناب منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید:

«...پندار مردم درباره‌ي ظهور مهدي که آن را بر عهده‌ي خداوند و منوط به اراده و اقدام ابتدايي او مي‌پندارند، صحيح نيست؛ زيرا چنانکه روشن شد، ظهور مهدي به معناي دسترسي به او و استيلاء او بر زمين، از کارهايي است که موقوف به حمايت کافي مردم از اوست و روشن است که حمايت کافي آنان از او، با اراده و اقدام جبري خداوند انجام نمي‌شود، بلکه با اراده و اقدام اختياري آنان انجام مي‌شود و اراده و اقدام خداوند، اگرچه براي ايجاد و اظهار مهدي لازم است، تابعي از اراده و اقدام ابتدايي مردم است...».[6]

و نیز می‌فرمایند:

«اما مراد از حمايت کافي مردم از مهدي نيز، طلب، اعانت و اطاعت کافي آنان از اوست؛ به اين معنا که عدّه‌اي کافي از مردم، طالب مهدي باشند و طالب غير او نباشند؛ با توجّه به اينکه عادتاً کسي بدون برخورداري از مطلوبيّت کافي در ميان مردم به حکومت دست نمي‌یابد و اگر به آن دست يابد در آن باقي نمي‌ماند و طلب دو حاکم با هم ممکن نيست؛ چراکه جهان در واقع اقليمي واحد است و تبعاً به حاکمي واحد احتياج دارد و دو حاکم در يک اقليم نمي‌گنجند و با اين وصف، طلب هر يک، مانع از طلب ديگري خواهد بود. همچنانکه پس از طلب کافي مهدي، اعانت کافي او بر مردم واجب است؛ به اين معنا که عدّه‌اي کافي از آنان، مقدّمات لازم براي دسترسي به او و حاکميّت او را فراهم سازند و مقدّمات لازم براي دسترسي به او، وجود عدّه‌اي کافي از محافظان امين است که قادر به حفاظت از سلامتي و آزادي او در حين دسترسي مردم به او باشند؛ چراکه هرگاه او به سبب برخورداري از چنين کساني، بر سلامتي و آزادي خود ايمن باشد، عذري در عدم تمکين مردم از دسترسي به خود ندارد، هر چند قادر به تشکيل حکومت نباشد و مقدّمات لازم براي تشکيل حکومت او، وجود نفر، مال و سلاح کافي براي اوست که از ناحيه‌ي مردم قابل تأمين است؛ با توجّه به اينکه حکومتي بدون نفر، مال و سلاح کافي، تشکيل نمي‌شود و اگر تشکيل شود، باقي نمي‌ماند و حکومت مهدي از اين قاعده مستثنا نيست. همچنانکه حفاظت از سلامتي و آزادي حاکمان ديگر و تأمين نفر، مال و سلاح براي آنان، مانع از ظهور مهدي است؛ چراکه موجب تقويت رقيبان او مي‌شود و حفاظت از سلامتي و آزادي او و تأمين نفر، مال و سلاح براي او را سخت‌تر و بي‌فايده مي‌کند. همچنانکه پس از اعانت کافي مردم به او، اطاعت کافي آنان از او و ترک اطاعت‌شان از غير او، لازم است؛ چراکه حکومت او، چه پيش از تشکيل و چه پس از آن، بدون اطاعت از او امکان نمي‌يابد و به غرض خود نمي‌رسد و اطاعت از غير او، به معناي عدم اطاعت از اوست؛ چراکه اطاعت از دو حاکم، به تضاد مي‌انجامد و ممکن نيست و تبعاً اطاعت از يکي، به معناي عدم اطاعت از ديگري است.

اين در حالي است که اکنون قاطبه‌ي مسلمانان، طالب حاکماني جز مهدي هستند و آنان را به جاي او حفاظت، اعانت و اطاعت مي‌کنند و عده‌اي کافي در ميان آنان براي حفاظت، اعانت و اطاعت از مهدي نيست و اگر عده‌اي کافي در ميان آنان براي اين کار وجود داشته باشد، جدا از يکديگر در اطراف زمين پراکنده‌اند و روشن است که هر يک از آن‌ها جدا از ديگران و به تنهايي، قادر به حفاظت از سلامتي و آزادي مهدي نيست و از اين رو، اجتماع آنان براي اين کار ضروري است، در حالي که کسي نيست تا آنان را براي اين کار گرد آورد و همين سبب ظاهر نشدن مهدي اگرچه در حدّ دسترسي به او شده است. بر اين پايه است که من روزگاري چند، در اطراف زمين سير مي‌کنم و در پي مردماني شايسته مي‌گردم تا عدّه‌اي کافي از آنان را گرد آورم و براي حفاظت، اعانت و اطاعت از مهدي آماده گردانم، تا چون خداوند از گردهم‌آيي و آمادگي آنان آگاهي يابد، دسترسي به مهدي را براي آنان ميسّر گرداند و زمينه‌ي حاکميّت او پس از آن را فراهم نمايد، تا تمهيدي براي ظهور او باشد؛ با توجّه به اينکه اگر امروز اين کار انجام شود، به طور قطع فردا او ظهور مي‌کند، بلکه امشب دسترسي به او ممکن مي‌شود؛ چراکه خداوند به قدر ساعتي ظلم نمي‌کند...».[7]

بنابراین اگر مسلمانان جهان این دعوت حقّ منصور هاشمی خراسانی را لبّیک نگویند و اجتماعی با مختصّات تبیین شده در جهت حفاظت از حضرت مهدی و دسترسی به ایشان و تحقّق حاکمیت آن بزرگوار ایجاد نکنند، روز به روز بدبخت‌تر و ضعیف‌تر و پراکنده‌تر می‌شوند و آتش فتنه‌ی عظیم آخرالزمان تمام سرزمین‌های آن‌ها را خواهد گرفت. آن روز مانند بیماری صعب العلاج که فرصت درمان در شرایط آسان‌تر را از دست داده است، با نهایت اضطرار و بدبختی به دنبال چاره‌ی کار خواهند گشت و با صرف هزینه‌ای بسیار بیشتر از امروز دوای درد خود، مهدی علیه السلام را خواهند یافت و تا آن روز چه جان‌ها که تباه خواهد شد، چه تن‌ها که بر خاک و خون خواهد غلتید، چه خانه‌ها که خراب خواهد شد و چه فرصت‌ها که از دست خواهد رفت...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

↑[1] . نجم/ 30.

↑[2] . بازگشت به اسلام، ص38

↑[3] . همان

↑[4] . نساء/ 76.

↑[5] . رعد/ 11.

↑[6] . بازگشت به اسلام، ص239

↑[7] . همان، ص239 و 240

نوشتن دیدگاه

کاربر گرامی! شما می‌توانید مقالات، نظرات، خاطرات و دل‌نوشته‌های خود در پیوند با آثار و اندیشه‌های علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به نمایش گذاشته شود.

توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.

لطفاً کد امنیتی را وارد کنید. بارگذاری مجدد کد امنیتی captcha loading
هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.