شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 2 کد: 76
موضوع:

دو گفتار از آن جناب درباره‌ی حروف مقطّعه در قرآن

1 . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلْهِرَويُّ، قالَ: سَأَلْتُ ٱلْمَنْصُورَ ٱلْهاشِميَّ ٱلْخُراسانيَّ عَنِ ٱلْحُرُوفِ ٱلْمُقَطَّعَةِ فِي ٱلْقُرآنِ، فَقالَ: أَصْواتٌ مِنَ ٱلْمَلَکُوتِ سَمِعَهَا ٱلنَّبِيُّ قَبْلَ ٱنْتِظامِ ٱلْوَحْيِ! قُلْتُ: أَشْهَدُ أَنَّكَ مِنَ ٱلرّاسِخِینَ فِي ٱلْعِلْمِ! أَفَتَأذَنُ لِي أَنْ أُقَبِّلَ رَأسَكَ؟ قالَ: نَعَمْ، فَقَبَّلْتُ رَأسَهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: از جناب منصور هاشمی خراسانی درباره‌ی حروف مقطّعه در قرآن پرسیدم، پس فرمود: آواهایی از ملکوت بود که پیامبر پیش از انتظام وحی شنید! گفتم: گواهی می‌دهم که تو از راسخان در علم هستی! پس آیا به من اذن می‌دهی که سرت را ببوسم؟ فرمود: آری، پس سرش را بوسیدم!

شرح گفتار:

مراد آن جناب از این گفتار شگرف آن است که گاهی وحی پیش از نظم یافتن کلمات و شکل گرفتن جملات، به صورت آواهایی از ملکوت به گوش پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم می‌رسید و این می‌توانست نشانه‌ای از سنخ وحی و نزدیک بودن نزول سوره برای آن حضرت و ناشی از آزمودن اصوات توسّط فرشته به منظور جلب توجّه آن حضرت و اطمینان از درستی ارتباط باشد، مانند تلفن کننده‌ای که پیش از مکالمه «ألو» می‌گوید یا نوازنده‌ای که ساز خود را پیش از نواختن کوک می‌کند یا سخنرانی که بلندگوی خود را پیش از سخنرانی می‌آزماید؛ همچنانکه خواندن این آواها برای مردم توسّط پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم علاوه بر ابلاغ وحی به صورت کامل، برای ساکت کردن آنان و جلب توجّه آنان به آیات بعدی در راستای عمل به امر خداوند بود که فرموده است: «وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ» (أعراف/ 204)؛ «و هنگامی که قرآن خوانده می‌شود پس به آن گوش سپارید و سکوت کنید باشد که آمرزیده شوید» و از این رو، اصحاب پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم از آن حضرت درباره‌ی معنای آن‌ها پرسشی نمی‌کردند؛ چنانکه در حکمت دیگری از این عالم بزرگ رسیده است:

2 . أَخْبَرَنا أَبُو إبْراهیمَ ٱلسَّمَرْقَنْدِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: ما یُرِیدُ ٱللّهُ مِنْ قَوْلِهِ: الف لام میم؟! قالَ: ذٰلِكَ کَقَوْلِ أَحَدِکُمْ إِذا یَتَکَلَّمُ بِٱلْمِجْهارِ فَیَقُولُ قَبْلَ أَن یَتَکَلَّمَ ٱلواحِدُ ٱلْإِثْنانِ ٱلثَّلاثَةُ لِیَعْلَمَ أَنَّ ٱلصَّوتَ بالِغٌ وَ لِیَنْصُتَ ٱلسَّامِعُ! قُلْتُ: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّهُ سِرٌّ أَسَرَّهُ ٱللّهُ إِلَی ٱلنَّبِيِّ! قالَ: لَوْ کانَ سِرّاً لَما أَنْزَلَ ٱللّهُ فِي ٱلْقُرآنِ! أَلَمْ یَعْلَمُوا أَنَّ ٱلْقُرآنَ نَزَلَ لِلنَّاسِ؟! ثُمَّ قالَ: ما مِنْ شَيْءٍ أَنْزَلَ ٱللّهُ فِي ٱلْقُرآنِ إِلّا وَ هُوَ بَیانٌ لِلنَّاسِ! إِنَّ ٱللّهَ تَعالیٰ یَقُولُ: «هَٰذَا بَيَانٌ لِلنَّاسِ وَهُدًى وَمَوْعِظَةٌ لِلْمُتَّقِينَ»!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو ابراهیم سمرقندی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: مراد خداوند از اینکه فرموده الف لام میم چیست؟! فرمود: آن مانند سخن یکی از شماست هنگامی که با بلندگو سخن می‌گوید، پس پیش از آنکه سخن خود را آغاز کند می‌گوید: یک دو سه، تا بداند که صدا می‌رسد و تا شنونده سکوت (و توجّه) کند! گفتم: آن‌ها می‌گویند آن رازی است که خداوند با پیامبرش در میان گذاشته است! فرمود: اگر راز بود خداوند آن را در قرآن نازل نمی‌کرد! آیا نمی‌دانند که قرآن برای همه‌ی مردم نازل شده است؟! سپس فرمود: هیچ چیز از آنچه خداوند در قرآن نازل کرده نیست مگر اینکه بیانی برای همه‌ی مردم است! خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: «این بیاني برای همه‌ی مردم و هدایت و پندی برای پرهیزکاران است» (آل عمران/ 138).

شرح گفتار:

ممکن است از ظاهر گفتار آن جناب برداشت شود که «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در آغاز هر سوره نازل نشده و این قول بسیاری از مسلمانان مانند ابو حنیفه، مالک، اوزاعی، داوود و قول قرّاء بصره و اکثر قرّاء و متفقّهین مدینه در سده‌های نخستین است، بلکه برخی مانند جصّاص (د.370ق) مدّعی اجماع سلف بر آن تا پیش از شافعی شده‌اند (نگاه کنید به: جصّاص، أحکام القرآن، ج1، ص8) و مؤیّد آن اختلاف مذاهب درباره‌ی جزئیّت آن در سوره‌هایی جز سوره‌ی نمل است که بر خلاف ضرورت یقینی بودن و اجماعی بودن آیات قرآن است، تا جایی که به اتّفاق مذاهب، منکر هر یک از آیات قرآن کافر محسوب می‌شود، ولی منکر «بسم الله الرّحمن الرّحیم» در آغاز هر سوره کافر محسوب نمی‌شود. از این رو، برخی اهل علم گفته‌اند: «یَکْفِیكَ أَنَّها لَیْسَتْ مِنَ ٱلْقُرآنِ ٱخْتِلافُ ٱلنّاسِ فِیها وَ ٱلْقُرآنُ لا یُخْتَلَفُ فِیهِ فَإِنَّ إِنْکارَ ٱلْقُرآنِ کُفْرٌ» (ابن العربی، أحکام القرآن، ج1، ص6؛ قرطبی، الجامع لأحکام القرآن، ج1، ص93)؛ «اختلاف مردم در آن کافی است تا بدانی که آن از قرآن نیست؛ چراکه در قرآن اختلافی وجود ندارد و انکار قرآن کفر است».

با این حال، حق آن است که گفتار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی، صریح در این معنا نیست؛ با توجّه به اینکه ممکن است «بسم الله الرّحمن الرّحیم» یک بار بر پیامبر نازل و به او امر شده باشد که آن را در آغاز هر سوره قرار دهد و این جامع میان اقوال است؛ همچنانکه ممکن است «بسم الله الرّحمن الرّحیم» و حروف مقطّعه هر دو نشانه‌ای از سنخ وحی و نزدیک بودن نزول سوره برای پیامبر بوده و به منظور جلب توجّه آن حضرت و آزمودن آواها توسّط فرشته و نیز ساکت ساختن مردم و جلب توجّه آنان به آیات بعدی نازل شده باشند؛ خصوصاً با توجّه به اینکه «بسم الله الرّحمن الرّحیم» برای کافران مانند حروف مقطّعه غریب بوده، تا جایی که مشهور است سهیل بن عمرو نماینده‌ی آنان در صلح حدیبیّه حاضر به نوشتن آن در صلح‌نامه نشد و گفت: «ما نَعْرِفُ بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»؛ «بسم الله الرّحمن الرّحیم را نمی‌شناسیم» و از پیامبر خواست که به جای آن «بِٱسْمِكَ ٱللّهُمَّ» بنویسد (نگاه کنید به: مسند أحمد، ج4، ص86؛ صحیح البخاری، ج3، ص181؛ صحیح مسلم، ج5، ص175؛ کلینی، الکافی، ج8، ص326)؛ همچنانکه از قرآن دانسته می‌شود که آنان «رحمن» را نمی‌شناختند؛ چراکه فرموده است: «وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّحْمَنِ قَالُوا وَمَا الرَّحْمَنُ» (فرقان/ 60)؛ «و چون به آنان گفته می‌شود که برای رحمن سجده کنید، می‌گویند که رحمن چیست؟!». بنابراین، «بسم الله الرّحمن الرّحیم» و حروف مقطّعه در قرآن، تا حدّ زیادی برای آنان همگون بوده‌اند و از این حیث، می‌توانسته‌اند با هم و به منظور جلب توجّه آنان -علاوه بر آغاز وحی و تلاوت آن با نام خداوند- نازل شده باشند.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.