شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 2 کد: 69
موضوع:

سه گفتار از آن جناب درباره‌ی کراهت ساختن بنا بر روی قبور و جواز اصلاح آن

1 . أَخْبَرَنا وَلِیدُ بْنُ مَحْمُودٍ ٱلسَّجِسْتانِيُّ، قالَ: نَهَی ٱلْعالِمُ عَنْ تَرْفیعِ ٱلْقَبْرِ وَ ٱلْبَناءِ عَلَیْهِ وَ قالَ: هٰذا ما أَخَذَ ٱلنّاسُ مِنْ مُلُوکِهِمْ وَ إِنَّ مُلُوکَهُمْ کانُوا مُسْرِفِینَ و دَخَلَ مَقابِرَ قَوْمٍ وَ رَأیٰ فِیها أَبْنِیَةً، فَقالَ: هٰذِهِ أَهْرامٌ صَغِیرَةٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: عالم از بلند ساختن قبرها و بنا نهادن بر روی آن‌ها نهی کرد و فرمود: این چیزی است که مردم از پادشاهان‌شان فرا گرفتند، در حالی که پادشاهان‌شان مسرف بودند و (روزی) به قبرستان قومی داخل شد و در آن بناهایی را دید، پس فرمود: این‌ها أهرام کوچکند!

2 . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: مَنْ هَدَمَ قَبْرَ مُؤْمِنٍ فَکَأَنَّما هَدَمَ دارَهُ! قُلْتُ: أَرَأَیْتَ إِن وَجَدَ فِیهِ خَلَلاً أَوْ نَقْصاً أَ لَهُ أَن یُصْلِحَهُ؟ قالَ: لا بَأْسَ بِأَن یُصْلِحَهُ وَ لَیْسَ ٱلْهَدْمُ کَٱلْإِصْلاحِ! قُلْتُ: أَرَأَیْتَ إِن وَجَدَ عَلَیْهِ بُنْیاناً مِمَّا لا یَجُوزُ أَن یَکُونَ عَلیٰ قَبْرٍ أَ لَهُ أَن یَهْدِمَ ٱلْبُنْیانَ؟ قالَ: لَیْسَ لَهُ أَن یَهْدِمَهُ هَدْماً فَیُهِینُهُ وَ لٰکِنْ یَأْخُذُ مِنْهُ عَلیٰ رِفْقٍ حَتّیٰ إِذا سَوّاهُ جَعَلَ حَوْلَهُ مَوانِعَ لِکَیْلا یَطَئَهُ ٱلنّاسُ! قُلْتُ: أَما أَمَرَ رَسُولُ ٱللّهِ صَلَّی ٱللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ عَلِیّاً بِهَدْمِ ٱلْقُبُورِ؟! قالَ: إِنَّما أَمَرَهُ بِهَدْمِ قُبُورِ ٱلْمُشْرِکینَ لِیُذْهِبَ آثارَ ٱلْجاهِلِیَّةِ وَ أَنْجاسَها وَ لَمْ یَأْمُرْهُ بِهَدْمِ قُبُورِ ٱلْمُؤْمِنینَ! قُلْتُ: فَماذا تَریٰ إِنْ کانَ قَبْرُ نَبِيٍّ أَوْ إِمامٍ مِنْ أَئِمَّةِ ٱلْمُؤْمِنینَ؟ قالَ: أَریٰ أَنْ لا یُهْدَمَ وَ لا یُؤْخَذَ مِنْهُ شَيْءٌ إِلّا عَلیٰ وَجْهِ ٱلْإِصْلاحِ لِکَیْلا یَکُونَ فِتْنَةً لِلَّذِینَ آمَنُوا فَیُوقِعَ بَیْنَهُمُ ٱلْعَداوَةَ وَ ٱلْبَغْضاءَ وَ لا بَأْسَ بِأَن یَکُونَ ٱلْقَبْرُ فِي بَیْتٍ لَمْ یُبْنَ لَهُ ما لَمْ یُرْفَعْ فَوْقَ أَرْبَعَةِ أَصابِعَ وَ لا أَقُولُ کَما یَقُولُ هٰؤُلاءِ ٱلْأَحْجارُ -یَعْنِي ٱلْوَهّابِیَّةَ! ثُمَّ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ عَلیٰ عَبْدِ ٱللّهِ بْنِ حَبِیبٍ وَ کانَ یُصْلِحُ لَهُ قَمِیصاً فَقالَ: یَهْدِمُونَ قُبُورَ ٱلصَّالِحینَ وَ یَعْمُرُونَ قُصُورَ ٱلظّالِمینَ! لا وَاللّهِ ما بِذٰلِکَ أُمِرُوا!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم جناب منصور می‌فرماید: هر کس قبر مؤمنی را ویران کند مثل آن است که خانه‌ی او را ویران کرده باشد! گفتم: نظرتان چیست اگر در آن خللی یا نقصانی بیابد، آیا می‌تواند آن را اصلاح کند؟ فرمود: اشکالی ندارد که آن را اصلاح کند و ویران کردن مانند اصلاح کردن نیست! گفتم: نظرتان چیست اگر بر روی آن بنایی بیابد که جایز نیست بر روی قبری باشد، آیا می‌تواند بنا را ویران کند؟ فرمود: او را نمی‌رسد که آن را به یک باره ویران کند و این گونه به او بی‌احترامی نماید، ولی با نرمی از آن بر می‌دارد تا اینکه آن را هموار می‌سازد و پیرامونش موانعی قرار می‌دهد تا مردم بر روی آن پای نگذارند! گفتم: آیا رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم علی را به ویران کردن قبرها فرمان نداد؟! فرمود: او را به ویران کردن قبرهای مشرکان فرمان داد تا آثار جاهلیّت و آلودگی‌های آن را از بین ببرد و او را به ویران کردن قبرهای مؤمنان فرمان نداد! گفتم: پس نظرتان چیست اگر (بنا بر روی) قبر پیامبری یا امامی از ائمّه‌ی مؤمنان باشد؟ فرمود: چنین می‌بینم که ویران نشود و چیزی از آن برداشته نشود مگر از باب اصلاح تا فتنه‌ای برای کسانی که ایمان دارند نباشد پس میانشان دشمنی و کینه بیندازد و اشکالی ندارد که قبر در خانه‌ای باشد که برای آن ساخته نشده است مادامی که بیشتر از چهار انگشت بلند نشود و نمی‌گویم طوری که این سنگ‌ها می‌گویند -یعنی وهّابی‌ها! سپس روی خود را به طرف عبد الله بن حبیب گرداند که در حال رفو کردن پیراهنی برای آن جناب بود، پس فرمود: قبرهای صالحان را ویران می‌کنند و قصرهای ظالمان را آباد می‌سازند! نه به خدا سوگند به این کار امر نشده‌اند!

3 . أَخْبَرَنا ذاکِرُ بْنُ مَعْرُوفٍ ٱلْخُراسانِيُّ، قالَ: کُنْتُ عِنْدَ ٱلْعَبْدِ ٱلصَّالِحِ فَدَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ مِنَ ٱلسَّلَفِیَّةِ، فَقالَ: کانَ فِي قَرْیَتِي قَبْرٌ لِفُلانٍ ٱلصُّوفِيِّ وَ کانَ یُعْبَدُ مِنْ دُونِ ٱللّهِ فَهَدَمْتُهُ! قالَ: وَ هَدَمْتَهُ؟! قالَ: نَعَمْ وَاللّهِ وَ نَفَضْتُ یَدَيَّ مِن تُرابِهِ، قالَ: هَدَمْتَ ٱلْقَبْرَ ٱلْأَصْغَرَ وَ أَبْقَیْتَ ٱلْقَبْرَ ٱلْأَکْبَرَ! قالَ: وَ مَا ٱلْقَبْرُ ٱلْأَکْبَرُ؟! قالَ: قَصْرُ ٱلْحاکِمِ وَ عُبّادُهُ أَکْثَرُ! فَتَأَمَّلَ ٱلرَّجُلُ ساعَةً ثُمَّ قالَ: وَاللّهِ لَوْ أَطَعْناکَ لَحَمَلْتَنا عَلَی ٱلطَّرِیقِ ٱلْواضِحِ وَلٰکِنْ ما نَصْنَعُ بِٱلْمَذاهِب؟! ثُمَّ قامَ وَ خَرَجَ!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف خراسانی ما را خبر داد، گفت: نزد بنده‌ی صالح (جناب منصور) بودم، پس مردی از سلفیّه بر او وارد شد و گفت: در قریه‌ی من قبری برای فلان صوفی بود که به جای خداوند پرستش می‌شد، پس آن را ویران کردم! فرمود: آن را ویران کردی؟! گفت: آری و دستم را از خاک آن تکان دادم! فرمود: قبر کوچک‌تر را ویران کردی و قبر بزرگ‌تر را باقی گذاشتی! گفت: قبر بزرگ‌تر کدام است؟! فرمود: قصر حاکم و پرستش کنندگان آن بیشترند! پس مرد ساعتی در اندیشه فرو رفت و سپس گفت: به خدا سوگند اگر از تو اطاعت کنیم ما را به راه روشن رهسپار می‌سازی، ولی چه کنیم با مذاهب؟! سپس برخاست و بیرون رفت.

شرح گفتار:

برای مطالعه‌ی شرحی بر این حکمت‌های نورانی، به پرسش و پاسخ 145 مراجعه کنید.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.