پنجشنبه 18 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 9 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 3 کد: 68
موضوع:

چهار گفتار از آن جناب درباره‌ی فضیلت زیارت قبور

1 . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ ٱلْهاشِميَّ ٱلْخُراسانِيَّ یَقُولُ: أَکْثِرُوا زِیارَةَ ٱلْقُبُورِ فَإِنَّها مُفِیدَةٌ لِلْأَحْیاءِ وَ ٱلْأَمْواتِ!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: قبور را بسیار زیارت کنید؛ چراکه آن برای زندگان و مردگان مفید است!

2 . أَخْبَرَنا أَبُو إِبراهیمَ ٱلسَّمَرْقَنْدِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: قَدْ أَضْعَفَتْنِي نَفْسِي فَبِما أُجاهِدُها لِکَيْ أَغْلِبَ عَلَیْها؟ قالَ: جاهِدْها بِذِکْرِ ٱلْمَوْتِ وَ أَکْثِرْ زِیارَةَ ٱلْقُبُورِ!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو ابراهیم سمرقندی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: نفسم من را ضعیف ساخته است، پس به چه وسیله‌ای با آن بجنگم تا بر آن پیروز شوم؟ فرمود: به وسیله‌ی یاد مرگ با آن بجنگ و بسیار قبور را زیارت کن!

3 . أَخْبَرَنَا ٱلْحَسَنُ بْنُ ٱلْقاسِمِ ٱلطِّهْرانِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ ٱلْمَنْصُورُ: یَسَعُكَ أَنْ تُرافِقَنِي إِلیٰ بَعْضِ هٰذِهِ ٱلْتِّلالِ؟ قُلْتُ: نَعَمْ، فَخَرَجَ ماشِیاً وَ خَرَجْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ: لَوْ أَمَرْتَنِي لَجِئْتُكَ بِسَیّارَةٍ! قالَ: ٱلْمَشْيُ أَحَبُّ إِلَيَّ! فَٱنْطَلَقَ حَتّیٰ بَلَغَ مَقابِرَ ٱلْقَوْمِ فَزارَها وَ ٱسْتَغْفَرَ لِأَهْلِها ثُمَّ رَجَعَ وَ هُوَ ساکِتٌ مُتَفَکِّرٌ یَذْکُرُ ٱللّهَ تَعٰالیٰ، فَلَمّا بَلَغَ دارَهُ أَقْبَلَ عَلَيَّ وَ قالَ: یا حَسَنُ! أَجْهَدْتُكَ؟ قُلْتُ: لا، جُعِلْتُ فِداكَ! قالَ: یا حَسَنُ! إِذا أَحْسَسْتَ فِي قَلْبِكَ قَساوَةً فَٱخْرُجْ إِلیٰ مَقابِرِ قَوْمِكَ وَ ٱسْتَیْقِنْ أَنَّ لَكَ فِیها مَکاناً لا بُدَّ أَنْ تَحِلَّهُ وَ ٱذْکُرْ عاقِبَةَ ٱلْأُمُورِ!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به من فرمود: آیا می‌توانی با من تا برخی از این تپّه‌ها همراهی کنی؟ گفتم: آری، پس پیاده بیرون شد و من نیز با او بیرون شدم، پس گفتم: اگر امر می‌فرمودی وسیله‌ای حاضر می‌کردم! فرمود: پیاده‌روی برایم خوشایندتر است! پس رفت تا به قبرستان قوم رسید، پس آن را زیارت کرد و برای اهلش استغفار فرمود و سپس بازگشت در حالی که ساکت و اندیشناک بود و خداوند بلندمرتبه را یاد می‌کرد، پس چون به خانه‌اش رسید به من روی نمود و فرمود: ای حسن! آیا تو را به زحمت انداختم؟ گفتم: نه فدایت شوم! فرمود: ای حسن! هرگاه در قلبت قساوتی احساس کردی به قبرستان قومت برو و یقین کن که برای تو نیز در آن جایی هست که ناگزیر در آن فرود می‌آیی و عاقبت کارها را یاد کن!

4 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱللّهِ بْنُ حَبِیبٍ ٱلطَّبَرِيُّ قالَ: کانَ ٱلْمَنْصُورُ یُکْثِرُ ٱلْخُرُوجَ إِلیٰ مَقابِرِ ٱلْمُسْلِمینَ یَوْمَ ٱلْإِثْنَیْنِ وَ ٱلْخَمِیسِ وَ رُبَّما یَخْرُجُ یَوْمَ ٱلسَّبْتِ وَ کانَ إِذا یَدْخُلُها یَقُولُ: «ٱلسَّلامُ عَلىٰ أَهْلِ ٱلدِّيارِ مِنَ ٱلْمُؤْمِنينَ أَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ وَ نَحْنُ إِنْ شاءَ ٱللّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ» وَ کانَ إِذا یَمُرُّ عَلیٰ قَبْرٍ یَقُومُ بِحِذائِهِ فَیَنْظُرُ فِیهِ فَیَقْرَأُ کَتِیبَتَهُ وَ کانَ إِذا یَجِدُ قَبْرَ شابٍّ یَجْلِسُ عِنْدَهُ فَیُخاطِبُ نَفْسَهُ فَیَقُولُ: «وَیْحَكَ أَیُّهَا ٱلشّابُّ! أَ غَرَّكَ شَبابُكَ؟ وَ هٰذا شابٌّ مِثْلُكَ وَ قَدْ أَکَلَهُ ٱلْمَوْتُ وَ شَرِبَهُ! فَلا یَغُرَّنَّكَ شَبابُكَ فَیَصْطادُكَ ٱلْمَوْتُ عَلیٰ غِرَّةٍ»! قالَ: فَمَرَّ یَوْماً عَلیٰ قُبُورِ ٱلشُّهَداءِ عَلَیْهِمْ صُوَرُهُمْ مِثْلُ ٱلطَّواوِیسِ، فَنَظَرَ إِلَیْهِمْ نَظَرَ ٱلْحَسْرَةِ فَقالَ: فِیمَ قُتِلْتُمْ یا جُنُودَ ٱلظّالِمینَ؟! لا وَٱللّهِ لَیْسَ ٱلشَّهِیدُ مَنْ قُتِلَ تَحْتَ رایَتِهِمْ! ثُمَّ نَظَرَ فَرَأیٰ فِیهِمْ صُورَةَ شابٍّ فَقالَ: هٰذا شَهِیدٌ! قُلْتُ: أَکُنْتَ تَعْرِفُهُ جُعِلْتُ فِداكَ؟! قالَ: لا وَلٰکِنْ قَدْ رَأَیْتُهُ مَعَ أَمِیرِ ٱلْمُؤْمِنینَ! قالَ: فَلَمْ أَفْهَمْ مُرادَهُ وَ لَمْ أَتَجَرَّأْ عَلَی ٱلسُّؤالِ، فَٱنْطَلَقَ حَتّیٰ إِذا بَلَغَ قَناةً فَجَلَسَ لِیُجَدِّدَ وُضُوئَهُ لِلصَّلاةِ فَمَرَّ عَلَیْهِ جَماعَةٌ یُشَیِّعُونَ جَنازَةً لَهُمْ وَ هُمْ باکُونَ، فَلَمّا رَءآهُمْ قالَ:

ٱلنَّفْسُ تَبْكِي عَلَى ٱلدُّنْيا وَ قَدْ عَلِمَتْ

أَنَّ ٱلسَّعادَةَ فِيها تَرْكُ ما فِيها

لا دارَ لِلْمَرْءِ بَعْدَ ٱلْمَوْتِ يَسْكُنُها

إِلَّا ٱلَّتِي كانَ قَبْلَ ٱلْمَوْتِ بانِيها

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ، إِنَّهُمْ یَرْوُونَ أَنَّ ٱلْمَیِّتَ لَیُعَذَّبُ بِبُکاءِ أَهْلِهِ! قالَ: إِنَّما یُعَذِّبُهُ بُکاءُ أَهْلِهِ کَما کانَ یُعَذِّبُهُ فِي ٱلْحَیاةِ ٱلدُّنْیا وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْریٰ! ثُمَّ قامَ إِلیٰ شَجَرَةٍ عَظِیمَةٍ فَٱسْتَتَرَ بِها فَصَلّیٰ رَکْعَتَیْنِ، فَلَمّا فَرِغَ مِنْ صَلاتِهِ رَفَعَ یَدَیْهِ إِلَی ٱلسَّماءِ وَ قالَ: «اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ ومُدَّتِ الأَعْنَاقُ و شَخَصَتِ الأَبْصَارُ و نُقِلَتِ الأَقْدَامُ و أُنْضِيَتِ الأَبْدَانُ، اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ و جَاشَتْ مَرَاجِلُ الأَضْغَانِ، اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فقد نَبِيِّنَا و غَيْبَةَ إمامِنا و كَثْرَةَ عَدُوِّنَا و قِلَّةَ عَدَدِنا، رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا و بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ و أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ».

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: جناب منصور بسیار در روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه و گاهی نیز در روز‌های شنبه به قبرستان مسلمین می‌رفت و چنین بود که وقتی به آن داخل می‌شد می‌فرمود: «سلام بر اهل این خانه‌ها از مؤمنان! شما پیشاهنگ‌های ما هستید و ما ان شاء الله به شما ملحق می‌شویم!» و چنین بود که هرگاه بر قبری می‌گذشت کنار آن می‌ایستاد و به آن نظر می‌کرد و نوشته‌ی آن را می‌خواند و هرگاه قبر جوانی را می‌یافت در کنار آن می‌نشست و خود را مخاطب می‌ساخت و می‌فرمود: «وای بر تو ای جوان! آیا جوانی‌ات تو را مغرور کرد؟ در حالی که این نیز جوانی مانند توست که مرگ او را خورد و آشامید! پس جوانی‌ات تو را مغرور نکند که مرگ تو را در حین غفلت صید می‌کند»! (عبد الله) گفت: پس روزی بر قبور شهدا گذشت در حالی که تصاویر آنان مانند طاووس‌ها بر فرازشان قرار گرفته بود، پس از روی حسرت به آن‌ها نظری انداخت و فرمود: برای چه کشته شدید ای لشکریان ستمکاران؟! نه به خدا سوگند شهید کسی نیست که در زیر پرچم آنان کشته شده است! سپس (یکی یکی تصاویر را) از نظر گذراند و در میان آن‌ها تصویر جوانی را دید، پس فرمود: این شهید است! گفتم: آیا او را می‌شناختی فدایت شوم؟! فرمود: نه، ولی او را به همراه امیر المؤمنین دیده‌ام! (عبد الله) گفت: پس مراد آن جناب (از این سخن) را درنیافتم و جرأت سؤال هم پیدا نکردم، پس آن جناب به راه افتاد تا به قناتی رسید پس نشست تا وضوی خود را برای نماز تازه کند، پس در این هنگام جماعتی بر او گذشتند که جنازه‌ای برای خود را تشییع می‌کردند در حالی که می‌گریستند، پس چون آنان را دید فرمود: «نفس بر دنیا می‌گرید در حالی که می‌داند/ خوشبختی در آن ترک چیزی است که در آن است/ برای انسان بعد از مرگ خانه‌ای نیست که در آن ساکن شود/ مگر خانه‌ای که قبل از مرگ بانی آن بوده است»! گفتم: فدایت شوم، آن‌ها روایت می‌کنند که مرده به خاطر گریه‌ی خانواده‌اش عذاب می‌شود! فرمود: جز این نیست که گریه‌ی خانواده‌اش او را عذاب می‌دهد همان طور که در زندگی دنیا او را عذاب می‌داد (نه اینکه خداوند او را عذاب می‌کند) و کسی گناه دیگری را بر دوش نمی‌گیرد! سپس به سوی درخت عظیمی برخاست و در پشت آن پنهان شد و دو رکعت نماز گزارد، پس چون از نماز خود فراغت یافت، دست به آسمان برداشت و فرمود: «خداوندا! دل‌ها به سوی تو روان و گردن‌ها به سوی تو دراز و چشم‌ها به سوی تو خیره و گام‌ها به سوی تو برداشته و بدن‌ها به سوی تو خسته شده است! خداوندا! دشمنیِ پنهان آشکار شده و دیگ‌های کینه به جوش آمده است! خداوندا! ما از فقدان پیامبرمان و غیبت اماممان و کثرت دشمنانمان و کمی تعدادمان به تو شکایت می‌کنیم، پس میان ما و قوممان به حق فیصله کن که تو بهترین فیصله کنندگانی»!

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.