چهار شنبه 24 مهر (میزان) 1398 هجری شمسی برابر با 17 صفر 1441 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* کتاب شریف «سبل السّلام» حاوی مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان عربی راه‌اندازی شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن گفتار

   
شماره: 1 کد: 68
موضوع:

چهار گفتار از آن جناب درباره‌ی فضیلت زیارت قبور

١ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ الْهاشِميَّ الْخُراسانِيَّ يَقُولُ: أَكْثِرُوا زِيارَةَ الْقُبُورِ فَإِنَّها مُفِيدَةٌ لِلْأَحْياءِ وَ الْأَمْواتِ!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: قبور را بسیار زیارت کنید؛ چراکه آن برای زندگان و مردگان مفید است!

٢ . أَخْبَرَنا أَبُو إِبراهيمَ السَّمَرْقَنْدِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: قَدْ أَضْعَفَتْنِي نَفْسِي فَبِما أُجاهِدُها لِكَيْ أَغْلِبَ عَلَيْها؟ قالَ: جاهِدْها بِذِكْرِ الْمَوْتِ وَ أَكْثِرْ زِيارَةَ الْقُبُورِ!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو ابراهیم سمرقندی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: نفسم من را ضعیف ساخته است، پس به چه وسیله‌ای با آن بجنگم تا بر آن پیروز شوم؟ فرمود: به وسیله‌ی یاد مرگ با آن بجنگ و بسیار قبور را زیارت کن!

٣ . أَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْقاسِمِ الطِّهْرانِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ الْمَنْصُورُ: يَسَعُكَ أَنْ تُرافِقَنِي إِلىٰ بَعْضِ هٰذِهِ الْتِّلالِ؟ قُلْتُ: نَعَمْ، فَخَرَجَ ماشِياً وَ خَرَجْتُ مَعَهُ فَقُلْتُ: لَوْ أَمَرْتَنِي لَجِئْتُكَ بِسَيّارَةٍ! قالَ: الْمَشْيُ أَحَبُّ إِلَيَّ! فَانْطَلَقَ حَتّىٰ بَلَغَ مَقابِرَ الْقَوْمِ فَزارَها وَ اسْتَغْفَرَ لِأَهْلِها ثُمَّ رَجَعَ وَ هُوَ ساكِتٌ مُتَفَكِّرٌ يَذْكُرُ اللّهَ تَعٰالىٰ، فَلَمّا بَلَغَ دارَهُ أَقْبَلَ عَلَيَّ وَ قالَ: يا حَسَنُ! أَجْهَدْتُكَ؟ قُلْتُ: لا، جُعِلْتُ فِداكَ! قالَ: يا حَسَنُ! إِذا أَحْسَسْتَ فِي قَلْبِكَ قَساوَةً فَاخْرُجْ إِلىٰ مَقابِرِ قَوْمِكَ وَ اسْتَيْقِنْ أَنَّ لَكَ فِيها مَكاناً لا بُدَّ أَنْ تَحِلَّهُ وَ اذْكُرْ عاقِبَةَ الْأُمُورِ!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به من فرمود: آیا می‌توانی با من تا برخی از این تپّه‌ها همراهی کنی؟ گفتم: آری، پس پیاده بیرون شد و من نیز با او بیرون شدم، پس گفتم: اگر امر می‌فرمودی وسیله‌ای حاضر می‌کردم! فرمود: پیاده‌روی برایم خوشایندتر است! پس رفت تا به قبرستان قوم رسید، پس آن را زیارت کرد و برای اهلش استغفار فرمود و سپس بازگشت در حالی که ساکت و اندیشناک بود و خداوند بلندمرتبه را یاد می‌کرد، پس چون به خانه‌اش رسید به من روی نمود و فرمود: ای حسن! آیا تو را به زحمت انداختم؟ گفتم: نه فدایت شوم! فرمود: ای حسن! هرگاه در قلبت قساوتی احساس کردی به قبرستان قومت برو و یقین کن که برای تو نیز در آن جایی هست که ناگزیر در آن فرود می‌آیی و عاقبت کارها را یاد کن!

٤ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ حَبِيبٍ الطَّبَرِيُّ قالَ: كانَ الْمَنْصُورُ يُكْثِرُ الْخُرُوجَ إِلىٰ مَقابِرِ الْمُسْلِمينَ يَوْمَ الْإِثْنَيْنِ وَ الْخَمِيسِ وَ رُبَّما يَخْرُجُ يَوْمَ السَّبْتِ وَ كانَ إِذا يَدْخُلُها يَقُولُ: «السَّلامُ عَلىٰ أَهْلِ الدِّيارِ مِنَ الْمُؤْمِنينَ أَنْتُمْ لَنا فَرَطٌ وَ نَحْنُ إِنْ شاءَ اللّهُ بِكُمْ لاحِقُونَ» وَ كانَ إِذا يَمُرُّ عَلىٰ قَبْرٍ يَقُومُ بِحِذائِهِ فَيَنْظُرُ فِيهِ فَيَقْرَأُ كَتِيبَتَهُ وَ كانَ إِذا يَجِدُ قَبْرَ شابٍّ يَجْلِسُ عِنْدَهُ فَيُخاطِبُ نَفْسَهُ فَيَقُولُ: «وَيْحَكَ أَيُّهَا الشّابُّ! أَ غَرَّكَ شَبابُكَ؟ وَ هٰذا شابٌّ مِثْلُكَ وَ قَدْ أَكَلَهُ الْمَوْتُ وَ شَرِبَهُ! فَلا يَغُرَّنَّكَ شَبابُكَ فَيَصْطادُكَ الْمَوْتُ عَلىٰ غِرَّةٍ»! قالَ: فَمَرَّ يَوْماً عَلىٰ قُبُورِ الشُّهَداءِ عَلَيْهِمْ صُوَرُهُمْ مِثْلُ الطَّواوِيسِ، فَنَظَرَ إِلَيْهِمْ نَظَرَ الْحَسْرَةِ فَقالَ: فِيمَ قُتِلْتُمْ يا جُنُودَ الظّالِمينَ؟! لا وَاللّهِ لَيْسَ الشَّهِيدُ مَنْ قُتِلَ تَحْتَ رايَتِهِمْ! ثُمَّ نَظَرَ فَرَأىٰ فِيهِمْ صُورَةَ شابٍّ فَقالَ: هٰذا شَهِيدٌ! قُلْتُ: أَكُنْتَ تَعْرِفُهُ جُعِلْتُ فِداكَ؟! قالَ: لا وَلٰكِنْ قَدْ رَأَيْتُهُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنينَ! قالَ: فَلَمْ أَفْهَمْ مُرادَهُ وَ لَمْ أَتَجَرَّأْ عَلَى السُّؤالِ، فَانْطَلَقَ حَتّىٰ إِذا بَلَغَ قَناةً فَجَلَسَ لِيُجَدِّدَ وُضُوئَهُ لِلصَّلاةِ فَمَرَّ عَلَيْهِ جَماعَةٌ يُشَيِّعُونَ جَنازَةً لَهُمْ وَ هُمْ باكُونَ، فَلَمّا رَءآهُمْ قالَ:

النَّفْسُ تَبْكِي عَلَى الدُّنْيا وَ قَدْ عَلِمَتْ

أَنَّ السَّعادَةَ فِيها تَرْكُ ما فِيها

لا دارَ لِلْمَرْءِ بَعْدَ الْمَوْتِ يَسْكُنُها

إِلَّا الَّتِي كانَ قَبْلَ الْمَوْتِ بانِيها

قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ، إِنَّهُمْ يَرْوُونَ أَنَّ الْمَيِّتَ لَيُعَذَّبُ بِبُكاءِ أَهْلِهِ! قالَ: إِنَّما يُعَذِّبُهُ بُكاءُ أَهْلِهِ كَما كانَ يُعَذِّبُهُ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرىٰ! ثُمَّ قامَ إِلىٰ شَجَرَةٍ عَظِيمَةٍ فَاسْتَتَرَ بِها فَصَلّىٰ رَكْعَتَيْنِ، فَلَمّا فَرِغَ مِنْ صَلاتِهِ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّماءِ وَ قالَ: «اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ ومُدَّتِ الأَعْنَاقُ و شَخَصَتِ الأَبْصَارُ و نُقِلَتِ الأَقْدَامُ و أُنْضِيَتِ الأَبْدَانُ، اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ و جَاشَتْ مَرَاجِلُ الأَضْغَانِ، اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ فقد نَبِيِّنَا و غَيْبَةَ إمامِنا و كَثْرَةَ عَدُوِّنَا و قِلَّةَ عَدَدِنا، رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا و بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ و أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ».

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: جناب منصور بسیار در روزهای دوشنبه و پنج‌شنبه و گاهی نیز در روز‌های شنبه به قبرستان مسلمین می‌رفت و چنین بود که وقتی به آن داخل می‌شد می‌فرمود: «سلام بر اهل این خانه‌ها از مؤمنان! شما پیشاهنگ‌های ما هستید و ما ان شاء الله به شما ملحق می‌شویم!» و چنین بود که هرگاه بر قبری می‌گذشت کنار آن می‌ایستاد و به آن نظر می‌کرد و نوشته‌ی آن را می‌خواند و هرگاه قبر جوانی را می‌یافت در کنار آن می‌نشست و خود را مخاطب می‌ساخت و می‌فرمود: «وای بر تو ای جوان! آیا جوانی‌ات تو را مغرور کرد؟ در حالی که این نیز جوانی مانند توست که مرگ او را خورد و آشامید! پس جوانی‌ات تو را مغرور نکند که مرگ تو را در حین غفلت صید می‌کند»! (عبد الله) گفت: پس روزی بر قبور شهدا گذشت در حالی که تصاویر آنان مانند طاووس‌ها بر فرازشان قرار گرفته بود، پس از روی حسرت به آن‌ها نظری انداخت و فرمود: برای چه کشته شدید ای لشکریان ستمکاران؟! نه به خدا سوگند شهید کسی نیست که در زیر پرچم آنان کشته شده است! سپس (یکی یکی تصاویر را) از نظر گذراند و در میان آن‌ها تصویر جوانی را دید، پس فرمود: این شهید است! گفتم: آیا او را می‌شناختی فدایت شوم؟! فرمود: نه، ولی او را به همراه امیر المؤمنین دیده‌ام! (عبد الله) گفت: پس مراد آن جناب (از این سخن) را درنیافتم و جرأت سؤال هم پیدا نکردم، پس آن جناب به راه افتاد تا به قناتی رسید پس نشست تا وضوی خود را برای نماز تازه کند، پس در این هنگام جماعتی بر او گذشتند که جنازه‌ای برای خود را تشییع می‌کردند در حالی که می‌گریستند، پس چون آنان را دید فرمود: «نفس بر دنیا می‌گرید در حالی که می‌داند/ خوشبختی در آن ترک چیزی است که در آن است/ برای انسان بعد از مرگ خانه‌ای نیست که در آن ساکن شود/ مگر خانه‌ای که قبل از مرگ بانی آن بوده است»! گفتم: فدایت شوم، آن‌ها روایت می‌کنند که مرده به خاطر گریه‌ی خانواده‌اش عذاب می‌شود! فرمود: جز این نیست که گریه‌ی خانواده‌اش او را عذاب می‌دهد همان طور که در زندگی دنیا او را عذاب می‌داد (نه اینکه خداوند او را عذاب می‌کند) و کسی گناه دیگری را بر دوش نمی‌گیرد! سپس به سوی درخت عظیمی برخاست و در پشت آن پنهان شد و دو رکعت نماز گزارد، پس چون از نماز خود فراغت یافت، دست به آسمان برداشت و فرمود: «خداوندا! دل‌ها به سوی تو روان و گردن‌ها به سوی تو دراز و چشم‌ها به سوی تو خیره و گام‌ها به سوی تو برداشته و بدن‌ها به سوی تو خسته شده است! خداوندا! دشمنیِ پنهان آشکار شده و دیگ‌های کینه به جوش آمده است! خداوندا! ما از فقدان پیامبرمان و غیبت اماممان و کثرت دشمنانمان و کمی تعدادمان به تو شکایت می‌کنیم، پس میان ما و قوممان به حق فیصله کن که تو بهترین فیصله کنندگانی»!

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: ششم
زمان انتشار: مهر (میزان) 1398 هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟