شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 6 کد: 57
موضوع:

پنج گفتار از آن جناب درباره‌ی چیزی که مدّعیان دروغین با آن شناخته می‌شوند.

1 . أَخْبَرَنا عِیسَی بْنُ عَبْدِ ٱلْحَمِیدِ ٱلْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ ٱلْهاشِمِيَّ ٱلْخُراسانِيَّ یَقُولُ: ما کَذَبَ ٱلنّاسُ عَلیٰ رَجُلٍ کَما کَذَبُوا عَلَی ٱلْمَهْدِيِّ! فَمَنْ أَتاکُمْ یَدْعُوکُمْ إِلیٰ نَفْسِهِ مُحْتَجّاً عَلَیْکُمْ بِخَبَرِ واحِدٍ فَلا تُصَدِّقُوهُ! قُلْتُ: وَ إِنْ وافَقَهُ ذٰلِكَ ٱلْخَبَرُ؟! قالَ: وَ إِنْ وافَقَهُ ذٰلِكَ ٱلْخَبَرُ! ثُمَّ قالَ: ٱللّهُ أَکْبَرُ مِنْ أَن یُعْبَدَ بِخَبَرِ واحِدٍ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: مردم چندان که بر مهدی دروغ بسته‌اند، بر کسی دروغ نبسته‌اند! پس هر کس به نزد شما آمد و شما را به سوی خود دعوت کرد در حالی که بر شما به خبر واحدی احتجاج می‌نمود، پس او را تصدیق نکنید! گفتم: اگر چه آن خبر با او موافق باشد؟ فرمود: اگر چه آن خبر با او موافق باشد! سپس فرمود: خداوند بزرگ‌تر از آن است که بنا بر خبر واحدی پرستش شود!

شرح گفتار:

«احتجاج نمودن» به معنای «حجّت آوردن» و «استدلال کردن» است و «خبر واحد»، روایتی است که راویان آن در هر طبقه به حدّ تواتر نمی‌رسند و مثلاً از یک یا دو یا سه نفر تجاوز نمی‌کنند و به همین سبب، موجب یقین نمی‌شود و تبعاً نمی‌تواند مبنای پرستش خداوند باشد.

2 . أَخْبَرَنا عَلِيُّ بْنُ إِسْماعِیلَ ٱلدّامْغانِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: إِنَّ هٰذَا ٱلرَّجُلَ -یَعْنِي أَحْمَدَ ٱلْبَصْرِيَّ- یَدْعُو ٱلنّاسَ إِلیٰ نَفْسِهِ مُحْتَجّاً عَلَیْهِمْ بِخَبَرِ ٱلطُّوسِيِّ فِي ٱلْوَصِیَّةِ! فَقالَ: لَقَدْ أَکْثَرْتُمْ عَلَيَّ فِي هٰذَا ٱلرَّجُلِ! أَلا أُعْطِیکُمْ قاعِدَةً تَعْرِفُوا بِها هٰذا وَ أَمْثالَهُ؟ قُلْتُ: ما أَحْوَجَنا إِلیٰ هٰذِهِ ٱلْقاعِدَةِ! قالَ: مَنْ دَعاکُمْ إِلیٰ نَفْسِهِ مُحْتَجّاً عَلَیْکُمْ بِخَبَرِ واحِدٍ فَکَذِّبُوهُ وَ ما أَصابَکُمْ مِنْهُ مِنْ إِثْمٍ فَهُوَ فِي عُنُقِي! ثُمَّ قالَ: یَأبَی ٱللّهُ أَن یُعْبَدَ بِخَبَرِ واحِدٍ! أَوْ قالَ: یُعْرَفَ! ٱلشَّكُّ مِنْ عَلِيِّ بْنِ إِسْماعِیلَ.

ترجمه‌ی گفتار:

علیّ بن اسماعیل دامغانی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: هرآینه این مرد -یعنی احمد بصری- مردم را به سوی خود دعوت می‌کند در حالی که به خبر (محمّد بن حسن) طوسی درباره‌ی وصیّت احتجاج می‌نماید! پس فرمود: هرآینه درباره‌ی این مرد با من بسیار سخن گفتید! پس آیا به شما قاعده‌ای ندهم که با آن او و امثال او را بشناسید؟ گفتم: چه اندازه به این قاعده محتاجیم! فرمود: هر کس شما را به سوی خود دعوت کرد در حالی که بر شما به خبر واحدی احتجاج می‌نمود پس او را تکذیب کنید و هر گناهی که از این بابت به شما رسید، آن بر گردن من باشد! سپس فرمود: خداوند ابا دارد از اینکه با خبر واحدی پرستش شود! یا فرمود: شناخته شود! شک از علیّ بن اسماعیل است.

شرح گفتار:

«خبر محمّد بن حسن طوسی درباره‌ی وصیّت» خبر واحد و ضعیفی است که این عالم شیعه در یکی از کتب خود به نام «الغیبة» از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده و در آن نام دوازده خلیفه‌ی رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم آمده و گفته شده است که پس از این دوازده خلیفه، دوازده مهدی خواهند بود که نام نخستین آنان عبد الله، احمد و مهدی است و احمد حسن بصری ادّعا می‌کند که هموست؛ با این استدلال سخیف و گستاخانه که نامش احمد است و ادّعای او برای اثبات ادّعایش کافی است!!!

3 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱللّهِ بْنُ حَبِیبٍ ٱلطَّبَرِيُّ، قالَ: کُنْتُ أَنا وَ ٱلْحَسَنُ بْنُ ٱلْقاسِمِ عِنْدَ ٱلْمَنْصُورِ فَقالَ لَنا: إِنَّ عَلِيّاً لَمّا أَرادَ ٱلْخُرُوجَ مِنَ ٱلْبَصْرَةِ قامَ عَلىٰ أَطْرافِها وَ قالَ: لَعَنَكِ ٱللّهُ يا أَنْتَنَ ٱلْأَرْضِ تُراباً وَ أَسْرَعَها خَراباً وَ أَشَدَّها عَذاباً، فِيكِ ٱلدّاءُ ٱلدَّوِيُّ، قِيلَ: وَ مَا ٱلدّاءُ ٱلدَّوِيُّ يا أميرَ ٱلْمُؤْمِنينَ؟! قالَ: ٱلْکِذْبُ عَلَيْنا أَهْلِ ٱلْبَيْتِ وَ ٱسْتِحْلالُ ٱلْكِذْبِ عَلَيْنا! ثُمَّ ٱلْتَفَتَ إِلَيَّ وَ قالَ: أَلا تَریٰ هٰذَا ٱلْبَصْرِيَّ کَیْفَ یَکْذِبُ عَلَیْهِمْ؟! -یَعْنِي أَحْمَدَ ٱلْحَسَنَ! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ إِنَّ هٰذَا ٱلْکَذّابَ یَحْتَجُّ عَلَی ٱلنّاسِ بِرِوایَةٍ رَواهَا ٱلطُّوسِيُّ فِي غَیْبَتِهِ! قالَ: إِنَّ ٱللّهَ أَحْکَمُ وَ أَعْدَلُ و أَکْرَمُ وَ أَجَلُّ مِنْ أَن یَحْتَجَّ عَلَی ٱلنّاسِ یَوْمَ ٱلْقِیامَةِ بِرِوایَةٍ رَواهَا ٱلطُّوسِيُّ فِي غَیْبَتِهِ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: من و حسن بن قاسم (طهرانی) نزد جناب منصور بودیم، پس به ما فرمود: هرآینه علی (به دنبال جنگ جمل) هنگامی که خواست از شهر بصره خارج شود بر پیرامون آن ایستاد و فرمود: خداوند تو را لعنت کند ای که خاکت ناپاک‌ترین خاک و ویرانی‌ات زودترین ویرانی و عذابت سخت‌ترین عذاب در زمین است! درد جانکاه در توست! گفته شد: درد جانکاه چیست ای امیر مؤمنان؟! فرمود: دروغ بستن بر ما اهل بیت و حلال شمردن دروغ بستن بر ما! سپس آن جناب به من توجّه کرد و فرمود: آیا این مرد بصری را نمی‌بینی که چگونه بر آنان دروغ می‌بندد؟ -یعنی احمد حسن! گفتم: فدایت شوم، این کذّاب بر مردم به روایتی احتجاج می‌کند که طوسی در کتاب غیبتش نقل کرده است! فرمود: خداوند حکیم‌تر و عادل‌تر و کریم‌تر و بزرگ‌تر از آن است که بر مردم در روز قیامت به روایتی احتجاج کند که طوسی در کتاب غیبتش نقل کرده است!

4 . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ ٱلسَّبْزَوارِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ ٱلْمَنْصُورُ: بِمَ یَحْتَجُّ هٰؤُلاءِ ٱلْحَمْقاءُ؟ قُلْتُ: مَنْ جُعِلْتُ فِداكَ؟! فَإِنَّ ٱلْحَمْقاءَ لَکَثِیرٌ! قالَ: شَیاطِینُ هٰذَا ٱلْبَصْرِيِّ! قُلْتُ: یَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ رَأَوْهُ فِي ٱلنَّوْمِ! قالَ: کَذَبُوا وَٱللّهِ، فَإِنَّ دِينَ ٱللّهِ أَعَزُّ مِنْ أَن يُرىٰ فِي ٱلنَّوْمِ! ثُمَّ خَرَجَ إِلَی ٱلسَّاحَةِ وَ خَرَجْتُ مَعَهُ فَأَخَذَ بِیَدِهِ إِبْرِیقاً لِیَتَوَضَّأَ لِلصَّلاةِ فَذَهَبْتُ لِأَصُبَّ عَلَیْهِ ٱلْماءَ فَقالَ: لا أُشْرِكُ بِعِبادَةِ رَبِّي أَحَداً! ثُمَّ أَشارَ إِلَی ٱلْإِبْرِیقِ وَ قالَ: مَنِ ٱدَّعیٰ عَلَیْکُمْ هٰذا مُحْتَجّاً عَلَیْکُمْ بِما رَأیٰ فِي ٱلنَّوْمِ أَوْ رُؤِيَ لَهُ فَلا تُعْطُوهُ هٰذا وَ إِنْ جُدِعَ أَنْفُهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: جناب منصور به من فرمود: این احمق‌ها به چه چیزی احتجاج می‌کنند؟ گفتم: چه کسانی فدایت شوم؟! احمق‌ها بسیارند! فرمود: شیاطینِ این بصری (یعنی یاران او)! گفتم: می‌پندارند که (حقّانیّت) او را در خواب دیده‌اند! فرمود: دروغ می‌گویند به خدا سوگند، هرآینه دین خداوند استوارتر از آن است که در خواب دیده شود! سپس به سوی حیاط بیرون رفت و من نیز با او بیرون رفتم، پس با دست خود آفتابه‌ای را برگرفت تا برای نماز وضو بگیرد، پس من پیش رفتم تا برای او آب بریزم، پس (اجازه نداد و) فرمود: در عبادت پروردگارم کسی را شریک نمی‌کنم! سپس به آفتابه اشاره کرد و فرمود: هر کس این را بر شما مدّعی شد در حالی که به آنچه خود یا کسی دیگر برای او در خواب دیده است احتجاج می‌کرد، پس این را به او ندهید، اگرچه بینی‌اش بریده شود!

شرح گفتار:

«اگرچه بینی‌اش بریده شود»، تعبیری کنایی و فصیح به معنای منکوب شدن و رسیدن به نهایت خواری و مشقّت است و مراد از آن این است که هرگاه کسی با استناد به خواب خود یا دیگران مدّعی مالکیّت یک آفتابه شد، مطلقاً آن را به او ندهید، تا چه رسد به اینکه مدّعی مقامات خاصّی در دین شود!

5 . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلطّالِقانِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: ما بَقِيَ مِنْ کَلْبٍ وَ لا سِنَّوْرٍ إِلّا وَ قَدِ ٱدَّعیٰ هٰذَا ٱلْأَمْرَ! قالَ: وَیْحَكَ! بِمَ یَحْتَجُّونَ؟ قُلْتُ: یَأخُذُونَ رِوایَةً فَیُأَوِّلُونَها! قالَ: إِذا أَتاکُمْ مَنْ تُوعَدُونَ یَحْتَجُّ عَلَیْکُمْ بِأَبْیَنَ مِنْ هٰذا! قُلْتُ: وَ ما هُوَ؟ قالَ: آیَةٌ باهِرَةٌ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: به جناب منصور گفتم: هیچ سگ و گربه‌ای باقی نمانده مگر آنکه این امر را ادّعا کرده است! فرمود: وای بر تو! به چه چیزی احتجاج می‌کنند؟ گفتم: روایتی را می‌گیرند و آن را تأویل می‌کنند! فرمود: هرگاه کسی که وعده داده می‌شوید بیاید بر شما به چیزی روشن‌تر از این احتجاج می‌کند! گفتم: آن چیست؟ فرمود: آیتی آشکار!

شرح گفتار:

اکنون اگر عاقل هستی و هنوز در تقلید و تعصّب و تکبّر غرق نشده‌ای، این حکمت‌های ناب و گوهرهای نایاب را قدر بدان و آویزه‌ی گوش خود بکن تا در این هنگامه‌ی پرفتنه و روزگار پرشبهه، هر دروغگوی شیّادی تو را نفریبد و به سوی ضلالت و شقاوت نکشاند و از راه حق باز ندارد و بدان که صاحب این حکمت‌های ناب و معدن این گوهرهای نایاب، دوستی از دوستان خداوند و راهنمایی بزرگ از صدّیقان است که با انکار و إعراض تو کوچک نمی‌شود، هر چند در این دو کوشا باشی؛ چراکه هرگز آفتاب با دستان تو پوشانده نمی‌شود و دریا در زیر پاهایت پنهان نمی‌گردد و اگر تو زبان به بزرگداشت او نگشایی و به فضیلت او اقرار نکنی، زود باشد که سخن‌شناسان نکته‌سنج و باریک‌بینان آزاده از هر گوشه‌ی جهان سر برآورند و چیزی که تو قدر نمی‌دانی را قدر بدانند و چیزی که تو کتمان می‌کنی را آشکار نمایند و اگر آنان نیز سکوت کنند، زمین و آسمان به فریاد آیند و به فضیلت و صداقت او شهادت دهند و آن گاه برای تو و سایر منکران و سکوت کنندگان، بهره‌ای جز شرمساری نیست.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.