شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 1 کد: 43
موضوع:

دو گفتار شگرف از آن جناب در معرّفی ذو القرنین و یأجوج و مأجوج که از حکمت‌های خاصّ آن جناب است.

1 . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلطّالِقانِيُّ، قال: کُنْتُ عِنْدَ ٱلْعَبْدِ ٱلصّالِحِ فِي دارِهِ فَوَجَدْتُهُ فارِغاً فَقُلْتُ لَهُ: جُعِلْتُ فِداکَ أَسْئُلُکَ؟ فَقالَ بِرَأسِهِ: نَعَمْ! فَظَنَنْتُ أَنَّهُ یُسَبِّحُ فَقُلْتُ: إِنَّ هٰؤُلاءِ یَخْتَلِفُونَ فِي ذِي ٱلْقَرْنَیْنِ وَ أَنْتَ عالِمُهُمْ وَ سَیِّدُهُمْ فَإِنْ رَأَیْتَ -جُعِلْتُ فِداکَ- أَنْ تُخْرِجَهُمْ فِیهِ مِنَ ٱلظُّلُماتِ إِلَی ٱلنُّورِ فَعَلْتَ! فَمَکَثَ حَتّیٰ قَضیٰ سُبْحَتَهُ ثُمَّ قالَ: دَعْنِي مِنْ هٰؤُلاءِ ٱلسَّفَلَةِ ٱلْمَرَدَةِ ٱلْقائِلینَ عَلَی ٱللّهِ بِما لا یَعْلَمُونَ! أَلا تَعْلَمُ أَنَّ هٰذَا ٱلْعِلْمَ کَنْزٌ مِنْ کُنُوزِ ٱلْجَنَّةِ هَبَطَ مِنْها مَعَ آدَمَ عَلَیْهِ ٱلسَّلامُ ثُمَّ ٱنْتَقَلَ مِنْهُ إِلَی ٱلنَّبِیِّینَ وَ ٱلصَّدِّیقِینَ وَ ٱلشُّهَداءِ وَ ٱلصّالِحینَ مِنْ ذُرِّیَّتِهِ حَتّیٰ یَرْجِعَ مَعَ آخِرِهِمْ إِلَی ٱلْجَنَّةِ؟! أَ فَتُریدُ أَنْ تَجْعَلَ مِثْلَ هٰذَا ٱلْکَنْزِ فِي أَیْدِي ٱلصِّبْیانِ وَ ٱلْمَجانِینَ وَ ٱلمُدْمِنینَ عَلَی ٱلْمُخَدِّراتِ؟! لا وَاللّهِ لَیْسَ هٰؤُلاءِ بِمَأمُونِینَ عَلَیْهِ وَ لا مِنْ أَهْلِهِ وَ إِنَّ فِیهِمْ سارِقینَ یَسْرُقُونَهُ لِیَشْتَرُوا بِهِ ثَمَناً قَلِیلاً وَ یَسْتَعِینُوا بِهِ عَلیٰ حُجَجِ ٱللّهِ وَ أَولِیائِهِ! «فَذَرْهُمْ فِي غَمْرَتِهِمْ حَتَّىٰ حِينٍ»! فَنَدَمْتُ عَلیٰ مَسْأَلَتِي حَتّیٰ رَأیٰ ذٰلِکَ فِي وَجْهِي، فَقالَ: کانَ ٱلْیَهُودُ یَجِدُونَ ذَا ٱلْقَرْنَیْنِ عِنْدَهُمْ فِي کِتابِ دانیالَ عَلَیْهِ ٱلسَّلامُ فَسَأَلُوا عَنْهُ رَسُولَ ٱللّهِ صَلَّی ٱللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ لِیَعْلَمُوا أَیُوحیٰ إِلَیْهِ أَمْ لا فَأَوحَی ٱللّهُ إِلَیْهِ: «وَيَسْأَلُونَكَ عَنْ ذِي الْقَرْنَيْنِ ۖ قُلْ سَأَتْلُو عَلَيْكُمْ مِنْهُ ذِكْرًا»! قُلْتُ: وَ ما کانَ عِنْدَهُمْ فِي کِتابِ دانِیالَ؟ قالَ: إِنَّ دانِیالَ عَلَیْهِ ٱلسَّلامُ رَأیٰ فِي ٱلْمَنامِ کَبَشاً لَهُ قَرْنانِ طَويلانِ أَحَدُهُما أَطْوَلُ مِنَ ٱلْآخَرَ وَ رَآهُ يَنْطَحُ غَرْباً وَ شَرْقاً وَ شَمالاً مِنْ غَيْرِ أَنْ یَقْدِرَ حَيَوانٌ عَلىٰ دَفْعِهِ حَتّیٰ عَظُمَ شَأنُهُ، فَأَخْبَرَهُ جَبْرَئیلُ عَلَیْهِ ٱلسَّلامُ بِأَنَّ ٱلْكَبَشَ ذَا ٱلْقَرْنَيْنِ هُوَ مَلِكُ مادِي وَ فارِسَ! قُلْتُ: أَشْهَدُ أَنَّ ٱللّهَ قَدْ آتاکَ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطَابِ! أَ فَأُحَدِّثَهُمْ عَنْکَ بِهٰذا ٱلْحَدِیثِ؟ قالَ: حَدِّثْهُمْ بِهِ أَرْغَمَ ٱللّهُ أُنُوفَ قَومٍ مُسْتَکْبِرینَ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: نزد عبد صالح در خانه‌ی آن جناب بودم، پس او را در فراغتی یافتم، پس به او گفتم: فدایت شوم، آیا از تو سؤالی بپرسم؟ پس با اشاره‌ی سر فرمود: آری! پس دریافتم که در حال ذکر است، پس گفتم: اینان درباره‌ی ذو القرنین اختلاف می‌کنند و تو عالم آنان و سیّد آنان هستی، پس اگر صلاح می‌بینی -فدایت شوم- که آنان را درباره‌ی او از تاریکی به نور بیرون آوری، این کار را بکن! آن جناب درنگی کرد تا ذکرش را به پایان رساند، سپس فرمود: من را وا گذار از این فرومایگان خودبزرگ‌بین که بر خداوند چیزهایی می‌بندند که به آن علمی ندارند! آیا نمی‌دانی که این علم گنجی از گنج‌های بهشت است که به همراه آدم علیه السّلام از آن فرود آمد و سپس به پیامبران و صدّیقان و شهیدان و صالحان از فرزندان او انتقال یافت تا آن گاه که به همراه آخرین‌شان به بهشت بازگردد؟! آیا پس می‌خواهی که چنین گنجی را در دستان کودکان و دیوانگان و افیونیان قرار دهی؟! نه به خدا سوگند اینان بر آن امین شمرده نمی‌شوند و از اهل آن نیستند و در میان آنان دزدانی هستند که آن را به سرقت می‌برند تا به بهایی اندک بفروشند و بر ضدّ حجّت‌ها و اولیاء خداوند به کار گیرند! «پس آنان را در سرگردانی‌شان رها کن تا زمانی» (مؤمنون/ 54)! (احمد می‌گوید:) پس من از پرسش خود پشیمان شدم تا حدّی که ایشان آن را در چهره‌ام دید، پس فرمود: یهودیان ذو القرنین را نزد خود در کتاب دانیال علیه السّلام می‌یافتند، پس درباره‌ی او از رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم پرسیدند تا بدانند که آیا به او وحی می‌شود یا نه، پس خداوند به او وحی کرد: «از تو درباره‌ی ذو القرنین می‌پرسند، بگو من بر شما ذکری از او را خواهم خواند» (کهف/ 83)! گفتم: نزد آنان در کتاب دانیال چه بود؟ فرمود: دانیال علیه السّلام در خواب قوچی را دید که دو شاخ بلند داشت که یکی از آن دو بلندتر از دیگری بود و او را دید که به غرب و شرق و شمال شاخ می‌زند بی‌آنکه جانوری بتواند جلوی او را بگیرد تا اینکه کارش بالا گرفت، پس جبرئیل علیه السّلام به او خبر داد که آن قوچ دارای دو شاخ (ذو القرنین)، پادشاه ماد و فارس است! گفتم: گواهی می‌دهم که خداوند به تو حکمت و گفتار فیصله کننده بخشیده است! پس آیا این گفتار را از تو برای آنان روایت کنم؟ فرمود: برای آنان روایت کن! خداوند بینی گروهی که استکبار می‌کنند را به خاک بمالد!

2 . أَخْبَرَنا عِیسَی بْنُ عَبْدِ ٱلْحَمِیدِ ٱلْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ -رُوحِي فِداهُ- یَقُولُ: إِنَّ رُوحَ ٱلْقُدُسِ نَفَثَ في رُوعِي أَنَّ یَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ قَبِیلَتانِ مِنْ قَبائِلِ ٱلْمُغُولِ کانُوا یُغارُونَ عَلیٰ قَومٍ فِي شَمالِ فارِسَ لا یَکادُونَ یَفْقَهُونَ قَوْلاً فَٱسْتَعانُوا عَلَیْهِمْ بِکُورُشَ فَبَنیٰ لَهُمْ بَیْنَ ٱلصَّدَفَیْنِ سَدّاً فَمَا اسْطَاعُوا أَنْ يَظْهَرُوهُ وَ مَا اسْتَطَاعُوا لَهُ نَقْبًا حَتّیٰ إِذا فَتَحَ سَبِیلَهُمْ مَلِکُ خوارَزْمَ فِي ٱلْقَرْنِ ٱلسّابِعِ فَأَقْبَلُوا کَٱلسَّیْلِ یُفْسِدُونَ فِي ٱلْأَرْضِ وَ هُمْ مِنْ کُلِّ حَدَبٍ یَنْسِلُونَ! قُلْتُ: وَاللّهِ قُلْتَ قَوْلاً عَظِیماً! قُلْتَ إِنَّ وَعْدَ ٱللّهِ أَتیٰ فَمَضیٰ؟! قالَ: نَعَمْ، إِنَّ وَعْدَ ٱللّهِ یَأتِي فَیَمْضِي وَ لٰکِنَّ أَکْثَرَ ٱلنّاسِ لا یَعْلَمُونَ! قُلْتُ: إِنَّهُمْ یَقُولُونَ إِنَّ یَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ کانُوا قَوْماً مِنَ ٱلْخَزَرِ أَوْ یَکُونُونَ فِي آخِرِ ٱلزَّمانِ! قالَ: إِنَّ قَوْماً مِنَ ٱلْخَزَرِ کانُوا مُفْسِدینَ فِي ٱلْأَرْضِ فَشُبِّهُوا بِیَأجُوجَ وَ مَأجُوجَ لِإِفْسادِهِمْ کَما یُقالُ لِرَجُلٍ شَرِیرٍ إِبْلِیسُ لِشَرارَتِهِ، فَکُلُّ مُفْسِدِینَ فِي ٱلْأَرْضِ یَأجُوجُ وَ مَأجُوجُ وَ فِي کُلِّ قَرْنَیْنِ یَأجُوجُ وَ مَأجُوجُ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم جناب منصور که جان من به فدای او باد می‌فرماید: هرآینه روح القدس به دلم انداخت که یأجوج و مأجوج دو قبیله از قبایل مغول بودند که به قومی در شمال فارس (ایران کنونی) که به سختی می‌توانستند زبانی را فهم کنند یورش می‌بردند، پس آنان از کورش در برابر آن‌ها کمک خواستند، پس او برای آنان در بین دو کوه سدّی بنا کرد که آن‌ها نتوانستند از آن بالا روند و نتوانستند از آن نقبی بزنند، تا آن گاه که پادشاه خوارزم (خوارزمشاه) در قرن هفتم راه آن‌ها را باز کرد، پس مانند سیل روی آوردند و در زمین فساد انگیختند، در حالی که از هر بلندی سرازیر می‌شدند! گفتم: به خدا سوگند گفتار عظیمی گفتی! گفتی که وعده‌ی خداوند (در قرآن) آمده و گذشته است؟! فرمود: آری، بی‌گمان وعده‌ی خداوند می‌آید و می‌گذرد، در حالی که بیشتر مردم نمی‌دانند! گفتم: آن‌ها می‌گویند که یأجوج و مأجوج قومی از خزر بودند یا قومی در آخر الزّمان خواهند بود! فرمود: قومی از خزر در زمین فساد می‌انگیختند، پس به خاطر فسادشان به یأجوج و مأجوج تشبیه شدند، چنانکه به مردی شرور به خاطر شرارتش ابلیس گفته می‌شود، پس هر فساد کنندگانی در زمین یأجوج و مأجوجی هستند و در هر دو قرن یأجوج و مأجوجی وجود دارد!

شرح گفتار:

برای خواندن شرحی درباره‌ی این دو گفتار شگرف، به پرسش و پاسخ 128 در این پایگاه اسلامی مراجعه کنید.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.