شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 2 کد: 7
موضوع:

چهار گفتار از آن جناب درباره‌ی ضرورت شناخت خلیفه‌ی خداوند در زمین

1 . أَخْبَرَنا عیسَی بْنُ عَبْدِ ٱلْحَمیدِ ٱلْجُوزَجانيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ ٱلْهاشِميَّ ٱلْخُراسانيَّ یَقُولُ: لا بُدَّ لِلنّاسِ مِنْ إمامٍ عادِلٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ إبراهیمَ علیهِ السَّلامُ جَعَلَهُ اللّهُ لَهُمْ و ذٰلِکَ عَهْدٌ عَهِدَهُ اللّهُ إِلَیْهِ إِذِ ٱبْتَلاهُ بِکَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ: «قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»، فَمَنْ ماتَ وَ لا یَعْرِفُ هٰذَا ٱلْإمامَ فَقَدْ ماتَ مِیتَةً جاهِلیَّةً! أَلا إِنَّهُ لَیْسَ أبا بَکْرٍ ٱلْبَغدادِيَّ و لا مُحمَّد عمرَ ٱلْقَندَهاريَّ و لا فُلاناً و لا فُلاناً -فَما أَبْقیٰ رَجُلاً مِنْ أَئِمَّةِ ٱلْقَومِ إلّا سَمّاهُ- وَ لٰکِنَّهُ ٱلْمَهْدِيُّ! ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَولِ دِعْبِلِ بْنِ عَليٍّ ٱلْخُزاعِيِّ فَقالَ: خُروجُ إِمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ/ یَقُومُ عَلَی ٱسْمِ اللّهِ وَ ٱلْبَرَکاتِ/ یَمِیزُ فِینا کُلَّ حَقٍّ و باطِلٍ/ وَ یَجْزِي عَلَی ٱلنَّعْمٰاءِ وَ ٱلنَّقَمٰاتِ/ فَیا نَفْسُ طَیِّبِي ثُمَّ یا نَفْسُ أَبْشِرِي/ فَغَیْرُ بَعیدٍ ما هُوَ آتٍ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: مردم را از امامی عادل از ذرّیّه‌ی ابراهیم علیه السلام که خداوند او را قرار داده است، چاره‌ای نیست و این عهدی است که خداوند با او بسته است هنگامی که او را با کلماتی آزمود، پس آن‌ها را به پایان رساند: «فرمود: هرآینه من تو را امامی برای مردم قرار دهنده‌ام، گفت: و از ذرّیّه‌ام نیز، فرمود: عهد من به ستمکاران نمی‌رسد» (بقره/ 124)، پس هر کس بمیرد در حالی که این امام را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است! آگاه باشید که او ابو بکر بغدادی یا محمّد عمر قندهاری یا فلانی یا فلانی -پس هیچ یک از امامان قوم را باقی نگذاشت مگر اینکه نام برد- نیست، بلکه او مهدی است! سپس به سروده‌ی دعبل بن علی خزاعی تمثّل جست و فرمود: خروج امامی که ناچار خارج خواهد شد/ با نام خدا و برکات او قیام خواهد کرد/ در میان ما هر حقّ و باطلی را از هم جدا خواهد ساخت/ و خوبی‌ها و بدی‌ها را جزا خواهد داد/ پس ای نفس! دل‌آرام و شادمان باش/ زیرا هر چیزی که آمدنی است دور نیست!

2 . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ حَبیبٍ ٱلطَّبَرِيُّ، قالَ: کانَ فِي ٱلْمَحَلَّةِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ ٱلْعِلْمِ وَ کانَ لَهُ حُسْنُ خُلْقٍ وَ حُسْنُ عِبادَةٍ، فَنَظَرَ إِلَیْهِ ٱلْمَنْصُورُ یَوماً فَرَقَّ لَهُ فَکَتَبَ إِلَیْهِ: یا محمّدُ! إِنَّ الَّذِي أَنْتَ عَلَیْهِ حَسَنٌ وَ هُوَ یُعْجِبُني إلّا أَنَّهُ لَیْسَ لَکَ مَعْرِفَةٌ فَٱذْهَبْ وَ ٱطْلُبِ ٱلْمَعْرِفَةَ! أَفَلا یَسْتَحْیِي أَحَدُکُمْ أَن یَعِیشَ أَرْبَعِینَ سَنَةً لا یَعْرِفُ إمامَ زَمانِهِ حَتّیٰ یَمُوتَ مِیتَةً جاهِلیَّة؟!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: در محلّه مردی از اهل علم ساکن بود که حُسن خُلق و حُسن عبادتی داشت، پس روزی جناب منصور به او نظری افکند، پس بر او رقّت کرد، پس برای او نوشت: ای محمّد! هرآینه چیزی که تو بر آن هستی خوب است و من را خوش می‌آید، جز آنکه برای تو معرفتی نیست، پس برو و معرفت طلب کن! آیا یکی از شما شرم نمی‌کند که چهل سال زندگی می‌کند در حالی که امام زمان خود را نمی‌شناسد تا اینکه به مرگ جاهلی می‌میرد؟!

3 . أَخْبَرَنا جُبَیْرُ بْنُ عَطاءٍ ٱلْخُجَنْدِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ ٱلْمَنْصُورَ یَقُولُ: مَنْ دانَ اللّهَ و لا یَعْرِفُ إماماً مِنَ اللّهِ یُعَلِّمَ کِتابَهُ وَ یُقِیمَ حُدُودَهُ فَدِیانَتُهُ غَیْرُ مَقْبُولَةٍ وَ هُوَ ضالٌّ یَتِیهُ فِي ٱلْأرضِ كَمَثَلِ شاةٍ ضَلَّتْ عَنْ راعِيها وَ قَطِيعِها فَتاهَتْ فِي ٱلْجِبالِ یَومَها، فَلَمّا أَنْ جٰاءَها ٱللَّيْلُ بَصُرَتْ بِقَطيعِ غَنَمٍ أُخْریٰ فَظَنَّتْ أَنَّها قَطِیعُها فَجاءَتْ إِلَيْها فَباتَتْ مَعَها فِي مَرْبَضِها حَتّیٰ إذا أَصْبَحَتْ أَنْکَرَتْها فَفارَقَتْها مُتَحَیِّرَةً تَطْلُبُ راعِيَها وَ قَطِيعَها، فَبَصُرَتْ بِقَطیعِ غَنَمٍ أُخْریٰ فَعَمَدَتْ نَحْوَها وَ حَنَتْ عَلَیْها فَرَءآهَا ٱلرّاعِيُ فَأَنْکَرَها فَصٰاحَ بِها: إلْحَقِي بِقَطِيعِکِ أَیَّتُهَا ٱلشّاةُ ٱلضّالَّةُ ٱلْمُتَحَیِّرةُ! فَهُجِمَتْ ذَعِرَةً مُتَحَيِّرَةً لا راعِيَ لَها يُرْشِدَها إلىٰ مَرْعٰاها أو يَرُدَّها إلیٰ مَرْبَضِها، فَبَيْنا هِيَ كَذٰلِکَ إِذَا ٱغْتَنَمَ ذِئْبٌ ضَيْعَتَها فَأَكَلَها وَ کَذٰلِکَ مَنْ لا یَعْرِفُ إِمامَهُ مِنَ اللّهِ فَیَلْتَحِقُ یَوماً بِرَجُلٍ وَ یَوماً بِرَجُلٍ حَتّیٰ إذا أَدْرَکَتْهُ شِقاوَتُهُ یَوماً مِنْ هٰذِهِ ٱلْأیّامِ فَأَهْلَکَتْهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

جبیر بن عطاء خجندي ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هر کس خدا را دین‌داری کند در حالی که امامی از جانب خدا که کتابش را تعلیم دهد و حدودش را بر پا دارد نمی‌شناسد، پس دین‌داری او پذیرفته نیست و او گمراهی است که در زمین سرگردان است، مانند گوسفندی که چوپان و گله‌ی خود را گم کرده است، پس روزِ خود را در کوه‌ها به سرگردانی می‌گذراند، پس چون شب او را فرا می‌رسد چشمش به گله‌ی دیگری از گوسفندان می‌افتد و می‌پندارد که آن گله‌ی اوست، پس به سوی آن می‌آید و همراه آن در آغلش بیتوته می‌کند، تا آن گاه که صبح می‌شود و آن را ناشناس می‌یابد، پس در حالی که سرگردان است از آن جدا می‌شود و چوپان و گله‌ی خود را می‌جوید، پس چشمش به گله‌ی دیگری از گوسفندان می‌افتد، پس به سوی آن حرکت می‌کند و به آن نزدیک می‌شود، ولی چوپان او را می‌بیند و ناشناس می‌یابد، پس بر او فریاد می‌زند: برو به سوی گله‌ی خودت ای گوسفند گمراه سرگردان! پس او با وحشت و حیرت گریزان می‌شود، در حالی که چوپانی برای او نیست تا او را به چراگاهش راهنمایی کند یا به آغلش باز گرداند، پس در حین آنکه او در این حال است ناگاه گرگی تنهایی او را مغتنم می‌شمارد و او را می‌درد و همین گونه است کسی که امام خود از جانب خدا را نمی‌شناسد، پس روزی به کسی ملحق می‌شود و روزی دیگر به کسی دیگر، تا آن گاه که بدبختی‌اش در روزی از این روزها به او می‌رسد و او را هلاک می‌کند!

4 . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلطّالِقانِيُّ، قالَ: قالَ لِي سَیِّدِي ٱلْمَنْصُورُ: یا أَحْمَدُ! أَتَعْرِفُ إِمامَ زَمانِکَ؟ قُلْتُ: نَعَمْ کَما أَعْرِفُ ٱللَّیْلَ وَ ٱلنَّهارَ! قالَ: إعْرَفْهُ! فَإِنَّ ٱلْحَيْرَةَ وَ ٱلذِّلَّةَ وَ ٱلْمَسْکَنَةَ وَ ٱلْخِزْيَ وَ ٱلضَّلالَةَ وَ ٱلْهَلاکَ لِمَن لا يَعْرِفُ إِمامَ زَمانِهِ! ثُمَّ قالَ: يا أَحْمَدُ! أَتُطِیعُ إِمامَ زَمانِکَ؟ قُلْتُ: رُبَّما وَ لَعَلَّ! قالَ: أَطِعْهُ! فَإِنَّ مَنْ يَعْرِفُ ٱلْإمامَ وَ لا يُطِيعُهُ کَمَنْ يَعْرِفُ ٱلسَّبِيلَ وَ لا يَسْلُکُهُ، فَمٰا أَحْریٰ بِهِ أَن یَکُونَ هالِکاً! ثُمَّ قالَ: يا أَحْمَدُ! إِنَّ ٱلنّاسَ أَمْواتٌ وَ ما حَياتُهُمْ إِلّا ٱلْمَعْرِفَةُ وَ ٱلطّاعَةُ ميزانُ ٱلْمَعْرِفَةِ! يا أَحْمَدُ! أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ کُتِبَ فِي قَلْبِهِ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ أَنَّ مَنْ عَرَفَهُ وَ لَمْ یُطِعْهُ کانَ مِنَ ٱلْخاسِرینَ؟! يا أَحْمَدُ! إِنَّ مَنْ رَغِبَ عَنْ إمامِ زَمانِهِ وَکَلَهُ اللّهُ إلیٰ مَنْ رَغِبَ إِليهِ، ثُمَّ لا يُبالِي فِي أَيِّ وادٍ هَلَکَ! يا أَحمَدُ! إِنَّ مَنْ یَنْتَظِرُ إِمامَ زَمانِهِ فِي غَيْبَتِهِ کَمَنْ یُجاهِدُ بَيْنَ يَدَيْهِ عِنْدَ ظُهُورِهِ، بَلْ هُوَ خَيْرٌ مِنْهُ! يا أحْمَدُ! أَتَدْرِي کَیْفَ ٱنْتِظارُهُ؟! قُلْتُ: ذِکْرُهُ کَثِیراً وَ ٱلدُّعاءُ لَهُ! قالَ: إِنَّ هٰذا لَصٰالِحٌ وَ لٰکِنَّ ٱنْتِظارَهُ الدَّعْوَةُ إِلَیْهِ وَ ٱلتَّمْکِینُ لَهُ فِي غَیْبَتِهِ! إِنَّ اللّهَ تَعٰالیٰ یَقُولُ: «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ۚ»، أَيْ فِي غَيْبَتِهِمْ؛ کَما قالَتِ ٱمْرأةُ ٱلْعَزیزِ إذا حَصْحَصَ ٱلْحَقُّ و یُوسُفُ غائِبٌ: «ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ» أيْ فِي غَیْبَةِ یوسُفَ علیهِ السَّلام.

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: آقایم منصور به من فرمود: ای احمد! آیا امام زمانت را می‌شناسی؟ عرض کردم: آری، همان طور که شب و روز را می‌شناسم! فرمود: او را بشناس؛ چراکه حیرت و ذلّت و مسکنت و خواری و گمراهی و هلاکت برای کسی است که امام زمانش را نمی‌شناسد! سپس فرمود: ای احمد! آیا از امام زمانت اطاعت می‌کنی؟ گفتم: چه بسا و شاید! فرمود: از او اطاعت کن؛ زیرا کسی که امام را می‌شناسد و از او اطاعت نمی‌کند مانند کسی است که راه را می‌شناسد و آن را نمی‌پیماید، پس چه بسیار شایسته است که هلاک شود! سپس فرمود: ای احمد! هرآینه مردم مردگانند و حیات آنان جز معرفت نیست و اطاعت میزان (سنجش) معرفت است! ای احمد! آیا نمی‌دانی کسی که امام زمانش را نمی‌شناسد در دلش نوشته می‌شود: «ناامید از رحمت خداوند» و کسی که او را می‌شناسد و اطاعت نمی‌کند از زیان‌کاران است؟! ای احمد! هرآینه کسی که از امام زمان خود روی می‌گرداند خداوند او را به کسی وا می‌گذارد که به سوی او روی گردانده است، سپس اهمّیتی نمی‌دهد که در کدامین درّه نابود می‌شود! ای احمد! هرآینه کسی که امام زمانش را در غیاب او انتظار می‌برد مانند کسی است که در ظهور او پیش رویش جهاد می‌کند، بلکه از او بهتر است! ای احمد! آیا می‌دانی که انتظار بردن او چگونه است؟ عرض کردم: بسیار یاد کردن او و دعا کردن برایش! فرمود: هرآینه این کار شایسته‌ای است، ولی انتظار بردن او دعوت به سوی او و زمینه‌سازی برای او در غیابش است! هرآینه خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: «و تا خداوند بداند چه کسی او و پیامبرانش را در غیاب یاری می‌دهد» (حدید/ 25) یعنی در غیاب آنان؛ چنانکه زن عزیز مصر هنگامی که حقّ در غیاب یوسف آشکار شد، گفت: «این (کار را کردم) تا او بداند که من در غیاب به او خیانت نکردم» (یوسف/ 52) یعنی در غیاب یوسف علیه السلام.

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.