یک شنبه 27 مرداد (اسد) 1398 هجری شمسی برابر با 16 ذي الحجه 1440 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان عربی راه‌اندازی شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن گفتار

   
شماره: 2 کد: 7
موضوع:

چهار گفتار از آن جناب درباره‌ی ضرورت شناخت خلیفه‌ی خداوند در زمین

١ . أَخْبَرَنا عیسَی بْنُ عَبْدِ الْحَمیدِ الْجُوزَجانيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ الْهاشِميَّ الْخُراسانيَّ یَقُولُ: لا بُدَّ لِلنّاسِ مِنْ إمامٍ عادِلٍ مِنْ ذُرِّیَّةِ إبراهیمَ علیهِ السَّلامُ جَعَلَهُ اللّهُ لَهُمْ و ذٰلِكَ عَهْدٌ عَهِدَهُ اللّهُ إِلَیْهِ إِذِ ابْتَلاهُ بِكَلِمٰاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ: «قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا ۖ قَالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي ۖ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ»، فَمَنْ ماتَ وَ لا یَعْرِفُ هٰذَا الْإمامَ فَقَدْ ماتَ مِیتَةً جاهِلیَّةً! أَلا إِنَّهُ لَیْسَ أبا بَكْرٍ الْبَغدادِيَّ و لا مُحمَّد عمرَ الْقَندَهاريَّ و لا فُلاناً و لا فُلاناً -فَما أَبْقیٰ رَجُلاً مِنْ أَئِمَّةِ الْقَومِ إلّا سَمّاهُ- وَ لٰكِنَّهُ الْمَهْدِيُّ! ثُمَّ تَمَثَّلَ بِقَولِ دِعْبِلِ بْنِ عَليٍّ الْخُزاعِيِّ فَقالَ: خُروجُ إِمامٍ لا مَحالَةَ خارِجٌ/ یَقُومُ عَلَی اسْمِ اللّهِ وَ الْبَرَكاتِ/ یَمِیزُ فِینا كُلَّ حَقٍّ و باطِلٍ/ وَ یَجْزِي عَلَی النَّعْمٰاءِ وَ النَّقَمٰاتِ/ فَیا نَفْسُ طَیِّبِي ثُمَّ یا نَفْسُ أَبْشِرِي/ فَغَیْرُ بَعیدٍ ما هُوَ آتٍ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور هاشمی خراسانی می‌فرماید: مردم را از امامی عادل از ذرّیّه‌ی ابراهیم علیه السلام که خداوند او را قرار داده است، چاره‌ای نیست و این عهدی است که خداوند با او بسته است هنگامی که او را با کلماتی آزمود، پس آن‌ها را به پایان رساند: «فرمود: هرآینه من تو را امامی برای مردم قرار دهنده‌ام، گفت: و از ذرّیّه‌ام نیز، فرمود: عهد من به ستمکاران نمی‌رسد» (بقره/ 124)، پس هر کس بمیرد در حالی که این امام را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است! آگاه باشید که او ابو بکر بغدادی یا محمّد عمر قندهاری یا فلانی یا فلانی -پس هیچ یک از امامان قوم را باقی نگذاشت مگر اینکه نام برد- نیست، بلکه او مهدی است! سپس به سروده‌ی دعبل بن علی خزاعی تمثّل جست و فرمود: خروج امامی که ناچار خارج خواهد شد/ با نام خدا و برکات او قیام خواهد کرد/ در میان ما هر حقّ و باطلی را از هم جدا خواهد ساخت/ و خوبی‌ها و بدی‌ها را جزا خواهد داد/ پس ای نفس! دل‌آرام و شادمان باش/ زیرا هر چیزی که آمدنی است دور نیست!

٢ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ حَبیبٍ الطَّبَرِيُّ، قالَ: كانَ فِي الْمَحَلَّةِ رَجُلٌ مِنْ أَهْلِ الْعِلْمِ وَ كانَ لَهُ حُسْنُ خُلْقٍ وَ حُسْنُ عِبادَةٍ، فَنَظَرَ إِلَیْهِ الْمَنْصُورُ یَوماً فَرَقَّ لَهُ فَكَتَبَ إِلَیْهِ: یا محمّدُ! إِنَّ الَّذِي أَنْتَ عَلَیْهِ حَسَنٌ وَ هُوَ یُعْجِبُني إلّا أَنَّهُ لَیْسَ لَكَ مَعْرِفَةٌ فَاذْهَبْ وَ اطْلُبِ الْمَعْرِفَةَ! أَفَلا یَسْتَحْیِي أَحَدُكُمْ أَن یَعِیشَ أَرْبَعِینَ سَنَةً لا یَعْرِفُ إمامَ زَمانِهِ حَتّیٰ یَمُوتَ مِیتَةً جاهِلیَّة؟!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: در محلّه مردی از اهل علم ساکن بود که حُسن خُلق و حُسن عبادتی داشت، پس روزی جناب منصور به او نظری افکند، پس بر او رقّت کرد، پس برای او نوشت: ای محمّد! هرآینه چیزی که تو بر آن هستی خوب است و من را خوش می‌آید، جز آنکه برای تو معرفتی نیست، پس برو و معرفت طلب کن! آیا یکی از شما شرم نمی‌کند که چهل سال زندگی می‌کند در حالی که امام زمان خود را نمی‌شناسد تا اینکه به مرگ جاهلی می‌میرد؟!

٣ . أَخْبَرَنا جُبَیْرُ بْنُ عَطاءٍ الْخُجَنْدِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: مَنْ دانَ اللّهَ و لا یَعْرِفُ إماماً مِنَ اللّهِ یُعَلِّمُ كِتابَهُ وَ یُقِیمُ حُدُودَهُ فَدِیانَتُهُ غَیْرُ مَقْبُولَةٍ وَ هُوَ ضالٌّ یَتِیهُ فِي الْأرضِ كَمَثَلِ شاةٍ ضَلَّتْ عَنْ راعِيها وَ قَطِيعِها فَتاهَتْ فِي الْجِبالِ یَومَها، فَلَمّا أَنْ جٰاءَها اللَّيْلُ بَصُرَتْ بِقَطيعِ غَنَمٍ أُخْریٰ فَظَنَّتْ أَنَّها قَطِیعُها فَجاءَتْ إِلَيْها فَباتَتْ مَعَها فِي مَرْبَضِها حَتّیٰ إذا أَصْبَحَتْ أَنْكَرَتْها فَفارَقَتْها مُتَحَیِّرَةً تَطْلُبُ راعِيَها وَ قَطِيعَها، فَبَصُرَتْ بِقَطیعِ غَنَمٍ أُخْریٰ فَعَمَدَتْ نَحْوَها وَ حَنَتْ عَلَیْها فَرَءآهَا الرّاعِيُ فَأَنْكَرَها فَصٰاحَ بِها: إلْحَقِي بِقَطِيعِكِ أَیَّتُهَا الشّاةُ الضّالَّةُ الْمُتَحَیِّرةُ! فَهُجِمَتْ ذَعِرَةً مُتَحَيِّرَةً لا راعِيَ لَها يُرْشِدَها إلىٰ مَرْعٰاها أو يَرُدَّها إلیٰ مَرْبَضِها، فَبَيْنا هِيَ كَذٰلِكَ إِذَا اغْتَنَمَ ذِئْبٌ ضَيْعَتَها فَأَكَلَها وَ كَذٰلِكَ مَنْ لا یَعْرِفُ إِمامَهُ مِنَ اللّهِ فَیَلْتَحِقُ یَوماً بِرَجُلٍ وَ یَوماً بِرَجُلٍ حَتّیٰ إذا أَدْرَكَتْهُ شِقاوَتُهُ یَوماً مِنْ هٰذِهِ الْأیّامِ فَأَهْلَكَتْهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

جبیر بن عطاء خجندي ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هر کس خدا را دین‌داری کند در حالی که امامی از جانب خدا که کتابش را تعلیم دهد و حدودش را بر پا دارد نمی‌شناسد، پس دین‌داری او پذیرفته نیست و او گمراهی است که در زمین سرگردان است، مانند گوسفندی که چوپان و گله‌ی خود را گم کرده است، پس روزِ خود را در کوه‌ها به سرگردانی می‌گذراند، پس چون شب او را فرا می‌رسد چشمش به گله‌ی دیگری از گوسفندان می‌افتد و می‌پندارد که آن گله‌ی اوست، پس به سوی آن می‌آید و همراه آن در آغلش بیتوته می‌کند، تا آن گاه که صبح می‌شود و آن را ناشناس می‌یابد، پس در حالی که سرگردان است از آن جدا می‌شود و چوپان و گله‌ی خود را می‌جوید، پس چشمش به گله‌ی دیگری از گوسفندان می‌افتد، پس به سوی آن حرکت می‌کند و به آن نزدیک می‌شود، ولی چوپان او را می‌بیند و ناشناس می‌یابد، پس بر او فریاد می‌زند: برو به سوی گله‌ی خودت ای گوسفند گمراه سرگردان! پس او با وحشت و حیرت گریزان می‌شود، در حالی که چوپانی برای او نیست تا او را به چراگاهش راهنمایی کند یا به آغلش باز گرداند، پس در حین آنکه او در این حال است ناگاه گرگی تنهایی او را مغتنم می‌شمارد و او را می‌درد و همین گونه است کسی که امام خود از جانب خدا را نمی‌شناسد، پس روزی به کسی ملحق می‌شود و روزی دیگر به کسی دیگر، تا آن گاه که بدبختی‌اش در روزی از این روزها به او می‌رسد و او را هلاک می‌کند!

٤ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: قالَ لِي سَیِّدِي الْمَنْصُورُ: یا أَحْمَدُ! أَتَعْرِفُ إِمامَ زَمانِكَ؟ قُلْتُ: نَعَمْ كَما أَعْرِفُ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ! قالَ: إعْرَفْهُ! فَإِنَّ الْحَيْرَةَ وَ الذِّلَّةَ وَ الْمَسْكَنَةَ وَ الْخِزْيَ وَ الضَّلالَةَ وَ الْهَلاكَ لِمَن لا يَعْرِفُ إِمامَ زَمانِهِ! ثُمَّ قالَ: يا أَحْمَدُ! أَتُطِیعُ إِمامَ زَمانِكَ؟ قُلْتُ: رُبَّما وَ لَعَلَّ! قالَ: أَطِعْهُ! فَإِنَّ مَنْ يَعْرِفُ الْإمامَ وَ لا يُطِيعُهُ كَمَنْ يَعْرِفُ السَّبِيلَ وَ لا يَسْلُكُهُ، فَمٰا أَحْریٰ بِهِ أَن یَكُونَ هالِكاً! ثُمَّ قالَ: يا أَحْمَدُ! إِنَّ النّاسَ أَمْواتٌ وَ ما حَياتُهُمْ إِلّا الْمَعْرِفَةُ وَ الطّاعَةُ ميزانُ الْمَعْرِفَةِ! يا أَحْمَدُ! أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ مَنْ لَمْ يَعْرِفْ إمامَ زَمانِهِ كُتِبَ فِي قَلْبِهِ: آيِسٌ مِنْ رَحْمَةِ اللّهِ وَ أَنَّ مَنْ عَرَفَهُ وَ لَمْ یُطِعْهُ كانَ مِنَ الْخاسِرینَ؟! يا أَحْمَدُ! إِنَّ مَنْ رَغِبَ عَنْ إمامِ زَمانِهِ وَكَلَهُ اللّهُ إلیٰ مَنْ رَغِبَ إِليهِ، ثُمَّ لا يُبالِي فِي أَيِّ وادٍ هَلَكَ! يا أَحمَدُ! إِنَّ مَنْ یَنْتَظِرُ إِمامَ زَمانِهِ فِي غَيْبَتِهِ كَمَنْ یُجاهِدُ بَيْنَ يَدَيْهِ عِنْدَ ظُهُورِهِ، بَلْ هُوَ خَيْرٌ مِنْهُ! يا أحْمَدُ! أَتَدْرِي كَیْفَ انْتِظارُهُ؟! قُلْتُ: ذِكْرُهُ كَثِیراً وَ الدُّعاءُ لَهُ! قالَ: إِنَّ هٰذا لَصٰالِحٌ وَ لٰكِنَّ انْتِظارَهُ الدَّعْوَةُ إِلَیْهِ وَ التَّمْكِینُ لَهُ فِي غَیْبَتِهِ! إِنَّ اللّهَ تَعٰالیٰ یَقُولُ: «وَلِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَرُسُلَهُ بِالْغَيْبِ ۚ»، أَيْ فِي غَيْبَتِهِمْ؛ كَما قالَتِ امْرأةُ الْعَزیزِ إذا حَصْحَصَ الْحَقُّ و یُوسُفُ غائِبٌ: «ذَٰلِكَ لِيَعْلَمَ أَنِّي لَمْ أَخُنْهُ بِالْغَيْبِ» أيْ فِي غَیْبَةِ یوسُفَ علیهِ السَّلام.

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: آقایم منصور به من فرمود: ای احمد! آیا امام زمانت را می‌شناسی؟ عرض کردم: آری، همان طور که شب و روز را می‌شناسم! فرمود: او را بشناس؛ چراکه حیرت و ذلّت و مسکنت و خواری و گمراهی و هلاکت برای کسی است که امام زمانش را نمی‌شناسد! سپس فرمود: ای احمد! آیا از امام زمانت اطاعت می‌کنی؟ گفتم: چه بسا و شاید! فرمود: از او اطاعت کن؛ زیرا کسی که امام را می‌شناسد و از او اطاعت نمی‌کند مانند کسی است که راه را می‌شناسد و آن را نمی‌پیماید، پس چه بسیار شایسته است که هلاک شود! سپس فرمود: ای احمد! هرآینه مردم مردگانند و حیات آنان جز معرفت نیست و اطاعت میزان (سنجش) معرفت است! ای احمد! آیا نمی‌دانی کسی که امام زمانش را نمی‌شناسد در دلش نوشته می‌شود: «ناامید از رحمت خداوند» و کسی که او را می‌شناسد و اطاعت نمی‌کند از زیان‌کاران است؟! ای احمد! هرآینه کسی که از امام زمان خود روی می‌گرداند خداوند او را به کسی وا می‌گذارد که به سوی او روی گردانده است، سپس اهمّیتی نمی‌دهد که در کدامین درّه نابود می‌شود! ای احمد! هرآینه کسی که امام زمانش را در غیاب او انتظار می‌برد مانند کسی است که در ظهور او پیش رویش جهاد می‌کند، بلکه از او بهتر است! ای احمد! آیا می‌دانی که انتظار بردن او چگونه است؟ عرض کردم: بسیار یاد کردن او و دعا کردن برایش! فرمود: هرآینه این کار شایسته‌ای است، ولی انتظار بردن او دعوت به سوی او و زمینه‌سازی برای او در غیابش است! هرآینه خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: «و تا خداوند بداند چه کسی او و پیامبرانش را در غیاب یاری می‌دهد» (حدید/ 25) یعنی در غیاب آنان؛ چنانکه زن عزیز مصر هنگامی که حقّ در غیاب یوسف آشکار شد، گفت: «این (کار را کردم) تا او بداند که من در غیاب به او خیانت نکردم» (یوسف/ 52) یعنی در غیاب یوسف علیه السلام.

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: پنجم
زمان انتشار: آبان (عقرب) 1397 هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟