شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 1 کد: 38
موضوع:

هفت گفتار از آن جناب درباره‌ی مذاهب و اینکه او مسلمان است و شیعه یا سنّی شمرده نمی‌شود.

1 . أَخْبَرَنا مُؤمِنُ بْنُ مَحْمُودٍ وَ عَبْدُ اللّهِ بْنُ حَبیبٍ جَمیعاً، قالا: کُنّا عِنْدَ ٱلْمَنْصُورِ في دارِهِ فَذَکَرْنَا ٱلْمَذاهِبَ، فَقالَ: لا یَذْهَبَنَّ بِکُمُ ٱلْمَذاهِبُ! إِنَّ اللّهَ ٱصْطَفیٰ لَکُمُ ٱلدِّینَ وَ أَکْمَلَهُ لَکُمْ وَ جَعَلَ لَهُ حَدّاً بَیِّناً کَحُدُودِ دارِي هٰذِهِ، فَما کانَ فِي ٱلطَّریقِ فَهُوَ مِنَ ٱلطَّریقِ وَ ما کانَ فِي ٱلدّارِ فَهُوَ مِنَ ٱلدّار!

ترجمه‌ی گفتار:

مؤمن بن محمود و عبد الله بن حبیب هر دو ما را خبر دادند، گفتند: نزد منصور در خانه‌ی آن جناب بودیم، پس از مذاهب یاد کردیم، پس فرمود: مذاهب شما را (به سوی خود) نبرند! هرآینه خداوند دین را برای شما برگزید و آن را برایتان کامل کرد و برای آن مرزی روشن مانند مرزهای این خانه‌ی من قرار داد، پس هر چه در کوچه قرار دارد، آن از کوچه است و هر چه در خانه قرار دارد، آن از خانه است!

شرح گفتار:

مراد آن جناب این است که دین مجموعه‌ای خالص و کامل است که همه‌ی مرزهای آن توسّط خداوند تبیین شده و با این وصف، هر چیزی که در آن قرار دارد از اسلام است اگر چه از مذهب خارج باشد و هر چیزی که در آن قرار ندارد از اسلام نیست اگر چه در مذهب داخل باشد.

2 . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلطّالِقانيُّ قالَ: أَدْخَلْتُ عَلَی ٱلْمَنْصُورِ رَجُلَیْنِ مِنْ أَصْحابِنا فَقُلْتُ لَهُ: هٰذا فُلانٌ مِنْ أَصْحابِکَ وَ هُوَ شیعةٌ وَ هٰذا فُلانٌ مِنْ أَصْحابِکَ وَ هُوَ سُنَّةٌ، قالَ: دَعْنا -یا أَحْمَدُ- مِنْ شیعَتِکُمْ وَ سُنَّتِکُمْ! إِنَّ اللّهَ قَدْ رَضِيَ لَکُمُ ٱلْإسلامَ دِیناً، فَتَدَیَّنُوا بِهِ، مِلَّةَ أَبِيكُمْ إِبْرَاهِيمَ هُوَ سَمَّاكُمُ الْمُسْلِمِينَ مِنْ قَبْلُ، فَلا تَسَمُّوا إلّا بِٱلْمُسْلِمینَ و لا تَنابَزُوا بِٱلْألقاب! ثُمَّ قالَ: مَنْ أَتَی اللّهَ وَ لَمْ یُشْرِکْ بِهِ شَیْئاً دَخَلَ ٱلْجَنَّة!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: دو تن از یارانمان را به محضر جناب منصور رساندم، پس به او عرض کردم: این فلانی از یاران شماست و او شیعه است و این فلانی از یاران شماست و او سنّی است، فرمود: ما را از شیعه و سنّی‌تان واگذار ای احمد! هرآینه خداوند اسلام را برای شما به عنوان دین پسندیده است، پس به آن متدیّن شوید که کیش پدرتان ابراهیم است، او شما را از پیش «مسلمان» نامید، پس خود را جز «مسلمان» ننامید و یکدیگر را با القاب یاد نکنید! سپس فرمود: هر کس در حالی به نزد خداوند بیاید که چیزی را شریک او قرار نداده است به بهشت داخل می‌شود!

3 . أَخْبَرَنا جُبَیْرُ بْنُ عَطاءٍ ٱلْخُجَنْدِيُّ، قالَ: دَخَلَ عَلَی ٱلْمَنْصُورِ رَجُلٌ وَ قالَ لَهُ: أَ شیعةٌ أَنْتَ أَمْ سُنَّةٌ؟! قالَ: إِنِّي حَنِیفٌ مُسْلِمٌ وَ مَنْ لَمْ یَرْضَ عَنِّي بِهٰذَا ٱلْقَولِ فَأَبْعَدَهُ اللّهُ! ثُمَّ قَرَأَ: «مَا كَانَ إِبْرَاهِيمُ يَهُودِيًّا وَلَا نَصْرَانِيًّا وَلَٰكِنْ كَانَ حَنِيفًا مُسْلِمًا وَمَا كَانَ مِنَ الْمُشْرِكِينَ»!

ترجمه‌ی گفتار:

جبیر بن عطاء خجندی ما را خبر داد، گفت: مردی بر منصور وارد شد و به آن جناب عرض کرد: آیا تو شیعه هستی یا سنّی؟! فرمود: هرآینه من حق‌گرایی مسلمان هستم و هر کس از من به این سخن راضی نمی‌شود خداوند دورش کند! سپس (این آیه را) قرائت فرمود: «ابراهیم یهودی یا نصرانی نبود، بلکه حق‌گرایی مسلمان بود و از مشرکان نبود» (آل عمران/ 67)!

4 . أَخْبَرَنا مُحمّدُ بْنُ إبراهیمَ ٱلشِّیرازيُّ، قالَ: قالَ لي رَجُلٌ: إِنَّ صاحِبَکَ هٰذا یَدْعُو إِلَی اللّهِ وَ یَعْمَلُ صالِحاً إلّا أَنَّ فِیهِ عَیْباً! قُلْتُ: وَ ما ذٰلِکَ ٱلْعَیْبُ؟! قالَ: قَولُهُ ما أَنا شِیعیّاً و لا سُنِّیّاً وَ لٰکِنَّنِي مِنَ ٱلْمُسْلِمینَ! فَأَخْبَرْتُ بِذٰلِکَ ٱلْمَنصُورَ فَقالَ: قُلْ لَهُ: «وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ»؟! فَأَخْبَرْتُ بِذٰلِکَ ٱلرَّجُلَ، فَقالَ: «اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسَالَتَهُ ۗ»!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن ابراهیم شیرازی ما را خبر داد، گفت: مردی به من گفت: این دوست تو به سوی خدا دعوت می‌کند و کار خوبی انجام می‌دهد، جز آنکه در او عیبی وجود دارد! گفتم: آن عیب کدام است؟! گفت: این سخنش که من نه شیعه هستم و نه سنّی، بلکه از مسلمانانم! پس آن را به اطلاع جناب منصور رساندم، پس فرمود: به او بگو: «و سخن چه کسی بهتر از (سخن) کسی است که به سوی خدا دعوت می‌کند و کار خوبی انجام می‌دهد و می‌گوید که من از مسلمانانم» (فصّلت/ 33)؟! پس این را به اطلاع آن مرد رساندم، پس گفت: «خداوند بهتر می‌داند که رسالتش را در کجا قرار دهد» (أنعام/ 124)!

5 . أَخْبَرَنا عليُّ بْنُ داوودَ ٱلْفَیْض‌آباديُّ، قالَ: قَرَأْتُ عِنْدَ ٱلْمَنْصُورِ قَولَ اللّهِ تَعالیٰ: «وَقَالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصَارَىٰ عَلَىٰ شَيْءٍ وَقَالَتِ النَّصَارَىٰ لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلَىٰ شَيْءٍ وَهُمْ يَتْلُونَ الْكِتَابَ ۗ كَذَٰلِكَ قَالَ الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ مِثْلَ قَوْلِهِمْ ۚ»، قالَ: أَ تَعْلَمُ مَنْ هٰؤلاءِ ٱلَّذِینَ لا یَعْلَمُونَ فَقالُوا مِثْلَ قَولِهِمْ؟ قُلْتُ: اللّهُ وَ وَلیُّهُ أَعْلَمُ! قالَ: هُمُ ٱلسُّنَّةُ وَ ٱلشِّیعَةُ! قالَتِ ٱلسُّنَّةُ لَیْسَتِ ٱلشِّیعَةُ عَلیٰ شَيْءٍ وَ قالَتِ ٱلشِّیعَةُ لَیْسَتِ ٱلسُّنَّةُ عَلیٰ شَيْءٍ وَ هُمْ یَتْلُونَ ٱلْکِتابَ! قُلْتُ: إِنِّي أَرْجُو أن یَنْتَهِيَ ٱخْتِلافُهُمْ هٰذا بَعْدَ أَنْ جاءَهُمُ ٱلْمَهْدِيُّ! قال: لا وَ لٰکِنَّ اللَّهَ يَحْكُمُ بَيْنَهُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ!

ترجمه‌ی گفتار:

علی بن داوود فیض‌آبادی ما را خبر داد، گفت: نزد جناب منصور سخن خداوند بلند مرتبه را خواندم که می‌فرماید: «و یهودیان گفتند که مسیحیان بر چیزی نیستند و مسیحیان گفتند که یهودیان بر چیزی نیستند، در حالی که همه‌ی‌ آنان کتاب را می‌خوانند! همین سان کسانی که نمی‌دانند مانند سخن آنان را گفتند» (بقره/ 113)! فرمود: آیا می‌دانی این کسانی که نمی‌دانند و مانند سخن آنان را گفتند چه کسانی هستند؟ عرض کردم: خدا و ولیّش داناترند! فرمود: آنان سنّیان و شیعیان هستند! سنّیان گفتند که شیعیان بر چیزی نیستند و شیعیان گفتند که سنّیان بر چیزی نیستند، در حالی که همه‌ی‌ آنان کتاب را می‌خوانند! عرض کردم: من امید دارم که این اختلاف آنان پس از آنکه مهدی به نزدشان بیاید برطرف شود! فرمود: نه، ولی خداوند در روز قیامت میان آنان درباره‌ی چیزی که اختلاف کردند حکم می‌فرماید!

6 . أَخْبَرَنا عبدُ اللّهِ بْنُ مُحمّدٍ ٱلْبَلْخِيُّ، قالَ: ٱسْتَأْذَنَ رَجُلٌ مِنَ ٱلشِّیعَةِ عَلَی ٱلْمَنْصُورِ فَأَذِنَ لَهُ، فَلَمّا دَخَلَ عَلَیْهِ قالَ: بَلَغَنا کِتابُكَ فَنَظَرْنا فيهِ فَظَنَنّا أَنَّكَ مِنَ ٱلشِّیعَةِ ثُمَّ نَظَرْنا فيهِ فَظَنَنّا أنَّكَ مِنَ ٱلسُّنَّةِ! فَما أَنْتَ أَصْلَحَکَ اللّهُ؟! أَ مِنَ ٱلشِّیعَةِ أَمْ مِنَ ٱلسُّنَّة؟! قالَ: وَیْحَکَ أَیُّهَا ٱلرَّجُلُ! دَعْنِي حَتّیٰ أُصْلِحَ بَیْنَ ٱلنّاسِ! قالَ الرَّجُلُ: لا وَاللّهِ لا نَتَّبِعُکَ حَتّیٰ تَکُونَ مِنَ ٱلشِّیعَةِ! فَٱسْتَوَی ٱلْمَنْصُورُ جالِساً وَ کانَ مُتَّکِئاً، فَقالَ: أَتَزْعُمُ -أَیُّهَا ٱلْجاهِلُ- أَنِّي أَسْأَلُکُمْ إِلْحافاً أَنْ تَتَّبِعُوني؟! لا وَاللّهِ مَنِ ٱتَّبَعَنِي فَإِنَّما یَتَّبِعُنِي لِنَفْسِهِ وَ مَنْ عَصانِي فَعَلَیْها وَ ما أَنا عَلَیْکُمْ بِحَفیظٍ! ثُمَّ قالَ: أَتَتَّبِعُونَ عَليَّ بْنَ أَبي طالبٍ؟ قالَ: نَعَمْ، قالَ: فَأَخْبِرْني عَنْهُ، أَکانَ مِنَ ٱلشِّیعَةِ أَمْ مِنَ ٱلسُّنَّةِ؟! فَنَکَسَ ٱلرَّجُلُ رَأْسَهُ ساعَةً یَتَفَکَّرُ فَیَقُولُ لِنَفْسِهِ: کَیْفَ کانَ مِنَ ٱلشِّیعَةِ وَ کانَ لَهُ شیعَةٌ وَ کَیْفَ کانَ مِنَ ٱلسُّنَّةِ؟! ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ وَ قالَ: لا وَاللّهِ لا یُقالُ لَهُ شیعةٌ وَ لا سُنَّةٌ وَ لٰکِنْ کانَ عَلیٰ دِینِ مُحَمَّدٍ صلّی الله علیه و آله و سلّم! قال: صَدَقْتَ وَ أَنا عَلیٰ ما کانَ عَلَیْهِ عَليُّ بْنُ أَبي طالِبٍ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: مردی از شیعیان از جناب منصور اذن (دیدار) گرفت پس به او اذن داد، پس چون به محضر آن جناب رسید گفت: کتاب شما به ما رسید و در آن نظر کردیم، پس پنداشتیم که شما از شیعیان هستید و سپس در آن نظر کردیم، پس پنداشتیم که شما از سنّیان هستید! پس شما چه هستید؟ خداوند کارتان را سامان دهد! آیا از شیعیان هستید یا از سنّیان؟! آن جناب فرمود: وای بر تو ای مرد! من را واگذار تا میان مردم را اصلاح کنم! آن مرد گفت: نه به خدا سوگند، ما از شما پیروی نمی‌کنیم تا آن گاه که از شیعیان باشید! در این هنگام جناب منصور که تکیه کرده بود راست نشست و فرمود: ای نادان! آیا می‌پنداری که من به التماس از شما گدایی می‌کنم تا از من پیروی کنید؟! نه به خدا سوگند، هر کسی از من پیروی کند جز این نیست که به سود خودش از من پیروی می‌کند و هر کسی من را نافرمانی کند پس به زیان خودش است و من بر شما نگهبان نیستم! سپس فرمود: آیا از علیّ بن ابی طالب پیروی می‌کنید؟ گفت: آری، فرمود: پس من را از او خبر بده که آیا از شیعیان بود یا از سنّیان؟! پس مرد سر خود را به زیر انداخت و مدّتی در اندیشه شد، پس به خود می‌گفت: چگونه از شیعیان بوده باشد در حالی که برای او شیعیانی بود و چگونه از سنّیان بوده باشد؟! سپس سر خود را بالا آورد و گفت: نه به خدا سوگند، به او شیعه یا سنّی گفته نمی‌شود، ولی او بر دین محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم بود! آن جناب فرمود: راست گفتی و من بر آنم که علیّ بن ابی طالب بر آن بود!

7 . أَخْبَرَنا عَبْدُ ٱلسَّلامِ بْنُ عَبْدِ ٱلْقَیُّومِ قالَ: کُنّا مَعَ ٱلْمَنْصُورِ في مَسْجِدٍ فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: إنِّي شیعةٌ! قالَ: و ما تُریدُ مِنَ ٱلشِّیعَةِ؟ قالَ: شیعَةَ آلِ مُحمَّدٍ صلَّی اللهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم! قالَ: کُنْ مُسْلِماً تَکُنْ مِنْ شیعَةِ آلِ مُحمَّدٍ صلَّی اللهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم! فَقالَ لَهُ رَجُلٌ: إنّي أهلُ ٱلسُّنَّةِ! قالَ: و ما تُریدُ مِنْ أَهْلِ ٱلسُّنَّةِ؟ قالَ: أَهْلَ سُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ صلَّی اللهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم! قالَ: کُنْ مُسْلِماً تَکُنْ مِنْ أَهْلِ سُنَّةِ رَسُولِ اللّهِ صلَّی اللهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم! ثُمَّ قالَ: أَخَذْتُمُ ٱلْأسامي و تَرَکْتُمُ ٱلْمَعاني! کُونُوا مُسْلِمینَ -أَیُّهَا ٱلْأحْجارُ- کَما کُنْتُمْ مَعَ رَسُولِ اللّهِ صلَّی اللهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم وَ لا تَکُونُوا مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السّلام بن عبد القیّوم ما را خبر داد، گفت: به همراه منصور در مسجدی بودیم، پس مردی به آن جناب گفت: من شیعه هستم! فرمود: مرادت از شیعه چیست؟ گفت: پیرو آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم! فرمود: مسلمان باش تا پیرو آل محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم باشی! پس مردی (دیگر) به آن جناب گفت: من اهل سنّت هستم! فرمود: مرادت از اهل سنّت چیست؟ گفت: سنّت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم! فرمود: مسلمان باش تا از اهل سنّت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم باشی! سپس فرمود: اسامی را گرفتید و معانی را وا گذاشتید! مسلمان باشید -ای سنگ‌ها- همان طور که با رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم بودید و از کسانی نباشید که دین‌شان را پاره پاره کردند و گروه گروه شدند، هر دسته‌ای به چیزی که نزدشان است خرسندند!

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.