شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 9 کد: 34
موضوع:

دعایی از آن جناب که به جوانی سرگشته و جویای هدایت تعلیم فرمود.

أَخْبَرَنا أَبُو إبراهیمَ ٱلسَّمَرْقَنْدِيُّ قالَ: کُنْتُ مَعَ ٱلْمَنْصُورِ ٱلْهٰاشِميِّ ٱلْخُراسانيِّ فَدَخَلَ مَسْجِداً لِیُصَلِّيَ فِیهِ فَرأیٰ شابّاً یَبْکِي فِي زاویةٍ وَ تَجْرِي دُمُوعُهُ عَلیٰ خَدَّیْهِ، فَوَقَفَ عَلَیْهِ وَ قالَ: ما یُبْکِیکَ یا عَبْدَ اللّهِ؟! إِنْ تَبْکِي عَلَی ٱلدُّنْیا فَإِنَّها ذاهِبَةٌ تَبْکِي أو لا تَبْکِي و إِنْ تَبْکِي لِلْآخِرَةِ فَإنَّها آتِیَةٌ تَبْکِي أو لا تَبْکِي! قالَ ٱلشّابُّ: إنَّما أَبْکِي لِحَیْرَتِي فِي الدِّینِ! قَدْ رُفِعَتْ رایاتٌ وَ لا أَدْرِي أَیّاً مِنْ أَيٍّ فَأَخافُ أَنْ أَجْحَدَ حَقّاً أَو أُصَدِّقَ باطِلاً فَأَکُونَ مِنَ الضّالِّینَ! قالَ ٱلْمَنصورُ: «إِنَّ اللَّهَ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَنْ أَنَابَ» فَما یَمْنَعُکَ مِنْ دُعاءِ ٱلْمُنِیبین؟ قالَ: وَ ما دُعاءُ ٱلْمُنِیبین؟ قالَ: قُلْ عَقِبَ کُلِّ صَلاةٍ:

«أللّهُمَّ ٱسْلُکْ بِيَ ٱلطَّریقَةَ ٱلْمُثْلیٰ وَ ٱجْعَلْنِي عَلیٰ مِلَّتِکَ أَمُوتُ وَ أَحْییٰ وَ وَفِّقْنِي إذَا ٱشْتَکَلَتْ عَلَيَّ ٱلْأُمُورُ لِأَهْداها وَ إِذَا تَشابَهَتِ ٱلْأَعْمٰالُ لِأَزْکاها وَ إذا تَناقَضَتِ ٱلْمِلَلُ لِأَرْضٰاها وَ صَلِّ عَلیٰ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَرِنِي ٱلْحَقَّ حَقّاً فَأَتَّبِعَهُ وَ ٱلْباطِلَ باطِلاً فَأَجْتَنِبَهُ و لا تَجْعَلْهُ عَلَيَّ مُتَشابِهاً فَأَتَّبِعَ هَوايَ بِغَیْرِ هُدًی مِنْکَ وَ ٱجْعَلْ هَوايَ تَبَعاً لِطاعَتِکَ وَ خُذْ رِضا نَفْسِکَ مِنْ نَفْسِي وَ ٱهْدِني لِمَا ٱخْتُلِفَ فِیهِ مِنَ ٱلْحَقِّ بِإِذْنِکَ، إنَّکَ تَهْدِي مَنْ تَشاءُ إلیٰ صِراطٍ مُسْتَقیم»!

قالَ أَبُو إبراهیمَ: فَما أَعْجَبَنِي إلّا أَنِّي رَأَیْتُ ٱلشّابَّ بَعْدَ أَشْهُرٍ فِي جَماعَةٍ مِنْ أَصْحابِنا، فَقُلْتُ لَهُ: أَتَعْرِفُني؟ قالَ: نَعَمْ، أَنْتَ الَّذِي کُنْتَ مَعَ ٱلْمَنْصُورِ فِي ٱلْمَسْجِدِ إذْ عَلَّمَنِي دُعاءَ ٱلْمُنِیبینَ! قُلْتُ: نَعَمْ و ما هَداکَ لِهٰذا؟ قالَ: هَدانِيَ اللّهُ بِذٰلِکَ ٱلدُّعاءِ! کُنْتُ یَوماً فِي ٱلْمَسْجِدِ أَدْعُو بِهِ فَسَمِعْتُ رَجُلَیْنِ مِنْ وَرائِي یَخْتَصِمانِ فَیَقُولُ أَحَدُهُما لِلْآخَرِ: ما أَنْصَفَ النّاسُ! جاءَهُمْ رَجُلٌ دَعاهُمْ إلیٰ محمّد عمر فَأَجابُوهُ ثُمَّ جاءَهُمْ رَجُلٌ دَعاهُمْ إلیٰ أبي بَکْرٍ ٱلْبَغْدادِيِّ فَأَجابُوهُ ثُمَّ جاءَهُمْ رَجُلٌ دَعاهُمْ إلَی ٱلْمَهْدِيِّ فَلَمْ یُجِیبُوهُ! لا وَاللّهِ ما کانَ ذٰلِکَ بِإنْصافٍ! فَٱرْتَعَدَتْ فَرائِصِي، فَأَقْبَلْتُ عَلَیْهِ وَ قُلْتُ: مَنْ ذَا الَّذِي دَعَا النّاسَ إلَی ٱلْمَهْدِيِّ فَلَمْ یُجِیبُوهُ؟! قالَ: رَجُلٌ خُراسانيٌّ یُقالُ لَهُ ٱلْمَنْصُورُ! قُلْتُ: وَ أَیْنَ یُوجَدُ هٰذَا ٱلرَّجُلُ؟ قالَ: لا أَدْرِي و لکِنَّ هُنا رَجُلاً مِنْ أَصْحابِهِ یَدُلُّکَ عَلَیْهِ إنْ وَجَدَ فِیکَ خَیْراً، فَلَقِیتُهُ فَدَلَّنِي عَلَی ٱلْمَنْصُورِ فَعَلِمْتُ أَنَّهُ هُوَ الَّذِي عَلَّمَنِي دُعاءَ ٱلْمُنِیبینَ فَأَجابَهُ اللّه!

ترجمه‌ی گفتار:

ابو ابراهیم سمرقندی ما را خبر داد، گفت: به همراه منصور هاشمی خراسانی بودم، پس به مسجدی درآمد تا در آن نماز بگزارد، پس جوانی را دید که در گوشه‌ای می‌گرید و اشک‌هایش بر گونه‌هایش سرازیر است، پس نزدیک او ایستاد و فرمود: چه چیزی تو را می‌گریاند ای بنده‌ی خدا؟! اگر بر دنیا گریه می‌کنی، هرآینه آن از بین خواهد رفت، چه گریه کنی و چه گریه نکنی و اگر برای آخرت می‌گریی، هرآینه آن خواهد آمد چه گریه کنی و چه گریه نکنی! جوان گفت: برای حیرت خود در دینم گریه می‌کنم! پرچم‌هایی (در هر طرف) بلند شده است و من نمی‌دانم کدام از کدام است، پس می‌ترسم که حقّی را انکار کنم یا باطلی را تصدیق نمایم و از گمراهان باشم! منصور فرمود: «بی‌گمان خداوند هر کس را که بخواهد گمراه می‌کند و هر کس که انابه کند را به سوی خود هدایت می‌فرماید» (رعد/ 27)، پس چه چیزی تو را از دعای انابه کنندگان باز می‌دارد؟ گفت: دعای انابه کنندگان کدام است؟ فرمود: به دنبال هر نماز بگو:

«خدایا! من را به بهترین طریقه رهسپار فرما و چنانم قرار ده که بر کیش تو بمیرم و زندگی کنم و من را چون امور بر من مشکل می‌شود به درست‌ترین آن‌ها و چون کارها بر من مشتبه می‌شود به پاکیزه‌ترین آن‌ها و چون آیین‌ها با یکدیگر تناقض می‌یابند به پسندیده‌ترین آن‌ها موفّق کن و بر محمّد و آل محمّد درود فرست و حقّ را به من حق بنما تا از آن پیروی کنم و باطل را باطل (نشانم بده) تا از آن دوری کنم و آن را بر من متشابه قرار نده که از خواهش خودم بدون هدایتی از تو پیروی کنم و خواهش من را تابع طاعت خودت قرار بده و رضای خودت را از نفس من بگیر و من را با اذن خودت به چیزی از حق که درباره‌ی آن اختلاف شده است هدایت فرما؛ چراکه تو هر کس را بخواهی به راه راست هدایت می‌فرمایی»!

ابو ابراهیم گفت: پس من را شگفت‌زده نکرد مگر آنکه این جوان را چند ماه بعد در میان گروهی از یارانمان دیدم، پس به او گفتم: آیا من را می‌شناسی؟ گفت: آری، تو همان هستی که به همراه منصور در مسجد بودی هنگامی که دعای منیبین را به من تعلیم داد! گفتم: آری، چه چیزی تو را به این هدایت کرد؟ گفت: خداوند من را با آن دعا هدایت کرد! روزی در مسجد نشسته بودم و آن دعا را می‌خواندم، پس شنیدم که دو مرد در پشت سرم با یکدیگر گفتگو می‌کنند، پس یکی به دیگری می‌گوید: مردم انصاف ندادند! مردی به نزدشان آمد و آنان را به سوی محمّد عمر دعوت کرد پس او را اجابت کردند، سپس مردی به نزدشان آمد و آنان را به سوی ابو بکر بغدادی دعوت کرد پس او را اجابت کردند، سپس مردی به نزدشان آمد و آنان را به سوی مهدی دعوت کرد، پس او را اجابت نکردند! نه به خدا سوگند این انصاف نبود! پس بدنم به لرزه افتاد و به او رو کردم و گفتم: آن کدام مرد بود که مردم را به سوی مهدی دعوت کرد، پس او را اجابت نکردند؟! گفت: مردی خراسانی که به او منصور می‌گویند! گفتم: این مرد را کجا می‌توان یافت؟ گفت: نمی‌دانم، ولی اینجا مردی از اصحاب او هست که اگر در تو خیری بیابد تو را به او دلالت می‌کند، پس او را دیدم و او من را به منصور دلالت کرد، پس دریافتم او همان کسی است که دعای منیبین را به من آموخت و خداوند آن را اجابت کرد!

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.