شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 3 کد: 19
موضوع:

هفت گفتار از آن جناب درباره‌ی مدّعیان دروغین و أتباع آن‌ها

1 . أخْبَرَنا الْحسنُ بْنُ محمّد صادق الإصفَهانيُّ، قال: قُلْتُ لِلْمنصورِ الهاشميِّ الخُراسانيِّ: إنَّ لَنا جاراً مِنَ البابیَّةِ و هُمْ یَقُولُونَ إنَّ علي محمّدَ ٱلْبابَ کانَ هُوَ ٱلْمَهْديَّ فَأَنْزَلَ اللّهُ عَلَیْهِ کِتاباً یُسَمُّونَهُ «البیانَ» فِیهِ کُلُّ بَلاءٍ! قالَ: لا تُجالِسُوهُمْ و لا تُناکِحُوهُمْ و لا تَأکُلُوا مِنْ ذَبائِحِهِمْ فَإنَّهُمْ لَیْسُوا مُسْلِمینَ وَ لا مِنْ أهْلِ ٱلْکِتابِ! ثُمَّ هَجَمَ عَلَیْهِ ٱلْغَمُّ فَقالَ: ما مِنْ عَبْدٍ یَدْعُو إلیٰ ضَلالَةٍ إلّا وَجَدَ مَن یُتابِعُهُ!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن محمّد صادق اصفهانی ما را خبر داد، گفت: به منصور هاشمی خراسانی عرض کردم: ما همسایه‌ای از بابیان داریم و آن‌ها معتقدند که علی محمّد باب همان مهدی بود، پس خداوند بر او کتابی را نازل کرد که آن را «بیان» می‌نامند، در آن هر بلایی وجود دارد! فرمود: با آن‌ها مجالست نکنید و زناشویی نکنید و از ذبایح‌شان نخورید؛ چراکه آن‌ها نه مسلمانند و نه از اهل کتاب! سپس غم به آن جناب هجوم آورد و فرمود: هیچ بنده‌ای نیست که به سوی ضلالتی دعوت کند مگر اینکه کسی را می‌یابد که از او پیروی نماید!

2 . أخْبَرَنا جعفرُ بْنُ إبراهیمَ المُلْتانيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمنصورِ: عِنْدَنا جَماعَةٌ یُقالُ لَهُمُ ٱلْقادِیانیةُ یَزْعُمُونَ أنَّ ٱلْمَهْدِيَّ کانَ أحمدَ ٱلْقادِیانيَّ و یَقُولُونَ لَهُ أَحمدَ ٱلْمَوعُود! قالَ: سبحانَ اللّهِ! ما لَقِینا مِنْ هٰذِهِ ٱلْأحامِدَةِ! إنَّ ٱلْمَهْدِيَّ الَّذِي یَمْلَأُ ٱلْأرضَ قِسْطاً و عَدْلاً بَعْدَ ما مُلِئَتْ ظُلْماً و جَوراً، فَهَلْ فَعَلَ هٰذا هٰذا؟! قلتُ: إنَّهُمْ یَذْکُرونَ لَهُ رِوایاتٍ مِنْها ما یَنْطَبِقُ عَلَیْه! قالَ: دَعْنا مِنْ رِوایاتِکُمْ یا جَعْفَرُ! إنَّ هٰذِهِ الرِّوایاتِ لا تَعْدِلُ عِنْدَ اللّهِ جَناحَ بَعُوضَةٍ!

ترجمه‌ی گفتار:

جعفر بن ابراهیم ملتانی ما را خبر داد، گفت: به منصور عرض کردم: نزد ما جماعتی هستند که به آنان قادیانیه گفته می‌شود، می‌پندارند که مهدی همان احمد قادیانی بود و به او احمد موعود می‌گویند! فرمود: سبحان الله! ما از این‌ احمدها چه‌ها دیدیم! همانا مهدی کسی است که زمین را از عدل و داد پر می‌کند پس از آنکه از ظلم و جور پر شده باشد، پس آیا این (مرد) این (کار) را انجام داد؟! عرض کردم: این‌ها برای او روایاتی ذکر می‌کنند که برخی از آن‌ها بر او انطباق می‌یابد! فرمود: ما را از روایات‌تان واگذار ای جعفر! هرآینه این روایات (واحد و متناقض) نزد خداوند به بال پشه‌ای نمی‌ارزد!

3 . أَخْبَرَنا محمّدُ بْنُ إبراهیمَ الشِّیرازيُّ قالَ: قُلْتُ لِلْمنصورِ: إنَّ غُلاماً خَرَجَ یَدْعُو إلیٰ نَفْسِهِ یُقالُ لَهُ «أحمدُ ٱلْحَسَنُ» یَزْعُمُ أَنَّهُ الیمانيُّ الَّذِي جاءَتْ فیهِ رِوایةٌ فَیَقُولُ لِنَفْسِهِ ٱلْمَهْدِيَّ و یَقُولُ ٱلْمُنْجِي و یَقُولُ ٱلْوَصِيَّ و یَقُولُ کُلَّ شَيْءٍ! قالَ: أَلَیْسَ هٰذَا الَّذِي قَدْ خَرَجَ بِٱلْعِراقِ؟! قُلْتُ: بلیٰ، قالَ: هُوَ أَهْوَنُ عَلَی اللّهِ مِنْ ذٰلِک!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن ابراهیم شیرازی ما را خبر داد، گفت: به منصور عرض کردم: جوانی خروج کرده به سوی خود دعوت می‌کند که به او «احمد الحسن» گفته می‌شود، می‌پندارد او همان یمانی است که درباره‌ی او روایتی آمده است، پس خود را مهدی می‌نامد و منجی می‌نامد و وصی می‌نامد و هر چیزی می‌نامد! فرمود: آیا این همان نیست که در عراق خروج کرده است؟! عرض کردم: بله، فرمود: او نزد خداوند بی‌اهمیت‌تر از آن است!

4 . أَخْبَرَنا ٱلْحَسَنُ بْنُ القاسِمِ الطِّهْرانيُّ قال: دَخَلْتُ عَلَی ٱلْمنصورِ فَسَأَلَنِي عَنْ أَصْحابِي بِطِهْرانَ، فَقُلْتُ: کانَ لي أَصْحابٌ مِنَ ٱلْأحْمَدیَّةِ، قال: و مَا ٱلْأحْمَدیَّةُ؟! قُلْتُ: أَتْباعُ أحمدَ ٱلْحَسَنِ ٱلْبَصْريّ! قال: و ما کانوا یَقُولُونَ؟ قُلْتُ: کانوا یَقُولُونَ إنَّهُ وَزیرُ ٱلْمَهْدِيِّ! قالَ: کَذَبُوا أعْداءُ اللّهِ! أما قُلْتَ لَهُمْ إنَّ وُزَراءَ ٱلْمَهْدِيِّ کُلَّهُمْ مِنَ ٱلْأعاجِمِ ما فِیهِمْ عَرَبيٌّ؟! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ و ما عِلْمِي بِذٰلِکَ؟! قالَ: نَعَمْ وَاللّهِ فَما کانَ حُجَّتُهُمْ عَلیٰ قَولِهِمْ؟! قُلْتُ: رِوایَةٌ یَرْوُونَها یَزْعُمُونَ أَنَّ فِیها ٱسْمَ الرَّجُلِ! قال: رِوایةٌ رِوایةٌ رِوایةٌ و هَلْ أَهْلَکَ هٰذِهِ ٱلْأمَّةَ إلّا رِوایةٌ؟! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ إنَّها خَیْرُ حُجَّتِهِمْ و غَیْرُها أَدْحَضُ مِنْها! إِنَّهُمْ یَحْتَجُّونَ عَلَی ٱلنّاسِ بِدُخانٍ یَزْعُمُونَ أَنَّ فیهِ ٱسْمَهُ و بِرُؤیا یَحْکُونَها! قالَ: هٰذِهِ حُجَّةُ قَومٍ لا یَعْقِلُونَ! ثُمَّ قَرَأَ: «أَمْ تَأْمُرُهُمْ أَحْلَامُهُمْ بِهَٰذَا ۚ أَمْ هُمْ قَوْمٌ طَاغُونَ»!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: بر منصور وارد شدم، پس از من درباره‌ی دوستانم در طهران پرسید، عرض کردم: دوستانی از احمدیّه داشتم، فرمود: احمدیّه کدام است؟! عرض کردم: پیروان احمد الحسن بصری! فرمود: چه می‌گفتند؟! عرض کردم: می‌گفتند که او وزیر مهدی است! فرمود: دروغ گفتند دشمنان خدا! آیا به آن‌ها نگفتی که وزیران مهدی همگی از عجم‌ها هستند و هیچ عرب‌زبانی در میانشان نیست؟! عرض کردم: فدایت شوم، من از کجا می‌دانستم؟! فرمود: آری به خدا قسم، حال حجّت‌شان بر سخنشان چه بود؟! عرض کردم: روایتی که نقل می‌کنند و می‌پندارند که نام این مرد در آن است! فرمود: روایتی روایتی روایتی و آیا این امّت را جز روایتی نابود کرد؟! گفتم: فدایت شوم، آن بهترین حجّت‌شان است و حجّت‌های دیگرشان از آن ویران‌تر است! این‌ها بر مردم به دودی احتجاج می‌کنند که می‌پندارند نام او در آن است و به خوابی که نقل می‌کنند! فرمود: این‌ها حجّت قومی است که عقل را به کار نمی‌بندند! سپس این آیه را تلاوت فرمود: «آیا عقل‌هاشان آنان را به این امر می‌کند یا قومی سرکش هستند» (طور/ 32)!

5 . أخْبَرَنا وَلیدُ بْنُ مَحْمودٍ ٱلسَّجِسْتانيُّ، قالَ: کُنّا عِنْدَ ٱلْمَنصورِ نَتَذاکَرُ فِیمَنْ ٱدَّعیٰ هٰذَا ٱلْأمرَ بِغَیْرِ حَقٍّ فَجَریٰ ذِکْرُ هٰذا الرَّجُلِ -یَعني أحمدَ ٱلْحَسَنَ- فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ، إنِّي کَلَّمْتُ أَتْباعَهُ فَوَجَدْتُهُمْ مِنْ أَحْمَقِ النّاسِ! إنَّهُمْ یَحْتَجُّونَ عَلَی النّاسِ بِمَناماتٍ و إذا قِیلَ لَهُمْ فِیها یَقُولُونَ قَدْ جاءَتْ رِوایةٌ بِأنَّ الشَّیطانَ لا یَتَمَثَّلُ في صُورَةِ النَّبيِّ و آلِه! قالَ: أَ هُمْ یَعْرِفُونَ صُورَةَ النَّبيِّ و آلِه؟! قُلْتُ: لا! قال: فَلا حُجَّةَ لَهُمْ في هٰذِهِ الرِّوایةِ، إنَّمَا ٱلْحُجَّةُ فِیها لِمَن یَعْرِفُ صُورَةَ النَّبيِّ و آلِه -یَعني أصْحابَهُمْ! قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ إنَّ فِیهِمُ النِّساءَ و الصِّبْیانَ و هُمْ لا یَعْقِلُونَ مِثْلَ هٰذِهِ الدَّقائِق! قالَ: ألَیسَ فِیکُمْ مَنْ رَأیٰ ٱلْمَنامات؟! قالَ رجلٌ: بلیٰ، إنِّي رَأَیْتُ ٱلْمَهْدِيَّ في ٱلْمَنامِ فَأَمَرَنِي بِطاعَتِکَ وَ رَأیتُهُ مَرَّةً أُخْریٰ فَسَألْتُهُ عَنْ هٰذَا الرَّجُلِ -یَعْني أحمدَ ٱلْحَسَنَ- فَکَتَبَ لِي: إنَّهُ في ضَلالٍ بَعیدٍ و حَکیٰ رجالٌ آخَرُونَ مَناماتٍ أُخْریٰ! فَقالَ ٱلْمَنصورُ: فَأَلْزِمُوهُمْ بِما أَلْزَمُوا بِهِ أَنْفُسَهُمْ! قُولوا لَهُمْ: إنْ کانَ ٱلْمَنامُ حُجَّةً فَلَنَا ٱلْحُجَّةُ عَلَیْکُمْ و إنْ لَمْ یَکُنْ حُجَّةً فَلا حُجَّةَ لَکُمْ عَلَیْنا! ثُمَّ قالَ: لا تَأخُذُوا بِٱلْمَنامِ إلّا إذا کانَ مَعَهُ آیةٌ بَیِّنَةٌ! فَقالَ رَجُلٌ: جُعِلْتُ فِداکَ، إنِّي رَأیْتُ فِیکَ مَناماً کانَ مَعَهُ آیةٌ بیِّنةٌ! أَتَأذَنُ لِي أَنْ أَحْکِیَهُ؟ قالَ: نَعَمْ! قالَ: إنِّي رَأیْتُ النَّبيَّ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ و آلِهِ و سَلَّمَ في ٱلْمَنامِ قَبْلَ أنْ أَعْرِفَکَ فَقالَ لي: إنَّ ٱلْمَهْدِيَّ ساکِنٌ فِي بَلَدِکُمْ و أَنتُمْ عَنْهُ غافِلُونَ! قُلْتُ: و أینَ هو؟! قالَ: إئْتِ مَدِینةَ کَذا و سُوقَ کَذا و دارَ کَذا! فَأَتَیْتُهُ فَوَجَدْتُهُ دارَک! قالَ: الحمدُ لِلّهِ الَّذِي جَعَلَنِي مِنَ ٱلْمَهْدِیِّینَ و لَمْ یَجْعَلْنِي مِنَ الضّالّینَ الْمُضِلِّین!

ترجمه‌ی گفتار:

ولید بن محمود سجستانی ما را خبر داد، گفت: نزد منصور بودیم و درباره‌ی کسانی گفتگو می‌کردیم که این امر را به غیر حق ادّعا کرده‌اند، پس سخن به این مرد -یعنی احمد الحسن- کشید؛ من عرض کردم: فدایت شوم، من با پیروان او گفتگو کردم، پس آن‌ها را از احمق‌ترین مردم یافتم! آن‌ها بر مردم به خواب‌هایی احتجاج می‌کنند و چون با آن‌ها درباره‌ی آن سخن گفته می‌شود می‌گویند: روایتی رسیده که شیطان به چهره‌ی پیامبر و خاندانش متمثّل نمی‌شود! آن جناب فرمود: مگر آن‌ها چهره‌ی پیامبر و خاندانش را می‌شناسند؟! عرض کردم: نه! فرمود: پس برای آن‌ها در این روایت حجّتی نیست، حجّت در آن تنها برای کسانی است که چهره‌ی پیامبر و خاندانش را می‌شناسند -یعنی اصحاب آن‌ها! عرض کردم: فدایت شوم، در میان آن‌ها زن‌ها و کودکان هستند و آن‌ها چنین دقائقی را درک نمی‌کنند! فرمود: آیا نه این است که در میان شما کسانی هستند که خواب‌ها دیده‌اند؟! مردی گفت: آری، من مهدی را در خواب دیدم، پس من را به اطاعت از تو امر کرد و بار دیگر او را دیدم، پس درباره‌ی این مرد -یعنی احمد الحسن- از او پرسیدم، پس برای من نوشت: او در گمراهی دوری است و مردان دیگری نیز خواب‌هایی دیگر (با این مضمون) نقل کردند! در این هنگام منصور فرمود: پس آن‌ها را به چیزی ملزم کنید که خود خویش را به آن ملزم کرده‌اند! به آن‌ها بگویید: اگر خواب حجّت است، پس برای ما بر ضدّ شما حجّت وجود دارد و اگر حجّت نیست پس حجّتی برای شما بر ضدّ ما وجود ندارد! سپس فرمود: به خواب اخذ نکنید مگر هنگامی که به همراه آن آیتی بیّنه باشد! مردی گفت: فدایت شوم، من درباره‌ی تو خوابی دیدم که به همراه آن آیتی بیّنه بود، آیا اجازه می‌دهید که آن را نقل کنم؟ فرمود: آری، گفت: من پیش از آنکه تو را بشناسم پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را در خواب دیدم، پس به من فرمود: همانا مهدی در سرزمین شما ساکن است در حالی که شما از او غافل هستید! عرض کردم: او کجاست؟! فرمود: برو به فلان شهر و فلان خیابان و فلان خانه! پس من به آنجا آمدم و دیدم که خانه‌ی توست! منصور فرمود: سپاس می‌گزارم خداوندی را که من را از مهدی‌ها (یعنی هدایت یافتگان) قرار داد و از گمراهان و گمراه کنندگان قرار نداد!

6 . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ ٱلرَّحْمٰنِ ٱلطّالِقانِيُّ، قال: ذُکِرَ عِنْدَ ٱلْمَنْصُورِ أَحْمَدُ ٱلْحَسَنُ، فَقالَ: أَدْرَکْتُ شَیْطانَهُ بِمُلْتَقَی ٱلطَّرِیقَیْنِ فَأَرَدْتُ أَنْ أَقْتُلَهُ فَهَرَبَ مِنِّي! أَلا وَاللّهِ لَو قَتَلْتُهُ لَٱرْتاحَ ٱلرَّجُلُ کَأَنَّما نَشِطَ مِنْ عِقالٍ! قُلْتُ: أَلَهُ شَیْطانٌ -جُعِلْتُ فِداکَ؟ قالَ: نَعَمْ وَ یُقالُ لَهُ ٱلْمَتْکُونُ یَأتیهِ بِکُلِّ صُورَةٍ فَیُغْوِیهِ إِلّا أَنَّهُ لا یَأتِیهِ بِصُورَةِ ٱلْمَهْدِيِّ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: در نزد جناب منصور از احمد الحسن یاد شد، پس فرمود: شیطان او را بر سر یک دوراهی یافتم، پس خواستم که او را بکشم، پس از من فرار کرد! به خدا سوگند اگر او را می‌کشتم، مرد راحت می‌شد چنانکه گویی از بند رها شده است! گفتم: آیا برای او شیطانی هست -فدایت شوم؟ فرمود: آری و نام آن متکون است، با هر چهره‌ای به نزد او می‌آید، پس او را می‌فریبد، جز اینکه با چهره‌ی مهدی به نزد او نمی‌آید!

7 . أَخْبَرَنا صالحُ بْنُ محمّدٍ السَّبزِواريُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمنصورِ: أَدْرَکْتُ في إیرانَ رِجالاً یَقُولُونَ إنَّ فُلاناً هُوَ الخُراسانيُّ الَّذِي بَشَّرَ بِهِ رسولُ اللّهِ صَلَّی اللّهُ علیهِ و آلِهِ و سَلَّم! قالَ: هٰذا مِمّا قالَ اللّهُ تَعالیٰ: «مَا لَهُمْ بِذَٰلِكَ مِنْ عِلْمٍ ۖ إِنْ هُمْ إِلَّا يَخْرُصُونَ»! ثُمَّ قالَ: إنَّ ٱلْخُراسانيَّ یَدْعُو إلَی ٱلْمَهْدِيِّ و إنَّ هٰذا یَدْعُو إلیٰ نَفْسِه! قُلْتُ: أما لَهُ مِنْ آیةٍ جُعِلْتُ فِداک؟! قالَ: عُقُولُکُمْ تَضْعُفُ عَنْ هٰذا یا صالحُ! إنَّهُ إذا قامَ أَظْهَرَ اللّهُ لَهُ کَفّاً مِنَ السَّماءِ تُشیرُ إلیهِ فَتَقُولُ: هٰذا هٰذا! فَیَنْظُرُ إلَیهَا النّاسُ و یَمُدُّونَ إلَیْهَا ٱلْأعناقَ! قُلْتُ: اللّهُ أکبرُ! فَمَن یَشُکُّ فیهِ بَعْدَ ذٰلِکَ؟! قالَ: یَشُکُّ فِیهِ الَّذِينَ يَتَكَبَّرُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَإِنْ يَرَوْا كُلَّ آيَةٍ لَا يُؤْمِنُوا بِهَا! قُلْتُ: فَمَتیٰ یَقُومُ؟! قالَ: إِذَا ٱجْتَمَعَ إلَیْهِ جَیْشُ ٱلْغَضَبِ! قُلْتُ: و ما جَیْشُ ٱلْغَضَبِ؟! قالَ: رجالٌ یُغْضِبُهُمْ قَومُهُمْ فَیَجْتَمِعُونَ إلَیْهِ قُزَعاً کَقُزَعِ ٱلْخَریفِ مِنْ بِلادٍ شَتّیٰ ما بَیْنَ ٱلْواحِدِ و ٱلْإثْنَیْنِ و الثَّلاثَةِ و ٱلْأرْبَعَةِ و ٱلْخَمْسَةِ وَ السِّتَّةِ و السَّبْعَةِ و الثَّمانِیَةِ و التِّسْعَةِ و ٱلْعَشْرَةِ! قُلْتُ: لِماذا یَجْتَمِعُونَ إِلَیْه؟! قالَ: لِما یَرَونَ عِنْدَهُ مِنَ ٱلْعِلْمِ، فَإنَّهُ یُعَلِّمُ النّاسَ الدِّینَ کَما أَنْزَلَهُ اللّهُ فَیَنْفِي عَنْهُ تَحْریفَ ٱلْغالِینَ و ٱنْتِحالَ ٱلْمُبْطِلِینَ و تَأویلَ ٱلْجاهِلینَ عَلیٰ مِثالٍ جَدِیدٍ عَلَی ٱلْعَرَبِ شَدِیدٌ! قُلْتُ: لِماذا؟! قالَ: لِأنَّهُ لَیْسَ مِنَ ٱلْعَرَبِ! قُلْتُ: ثُمَّ ماذا یَفْعَلُ؟! قالَ: یَقُومُ فَیَأخُذُ الرّایَةَ مِنْ قَومٍ ظالِمینَ ثُمَّ یَحْمِلُها فَیُسَلِّمُها إلَی ٱلْمَهْدِيِّ! قُلْتُ: کَیْفَ یَأتِي إلَی ٱلْمَهْدِيِّ وَ هُوَ غائبٌ؟! قالَ: یَکْتُبُ إلَیْهِ ٱلْمَهْدِيُّ أَنِ ٱئْتِني سِرّاً فَیَأتیهِ عَلیٰ حِینِ غَفْلَةٍ مِنَ النّاسِ فَیُبایِعُه! قُلْتُ: ثُمَّ ماذا یَفْعَلُ؟! قالَ: ثُمَّ یَفْعَلُ ما شاءَ اللّه! قالَ صالحٌ: فَعَلِمْتُ أَنَّهُ لا یَزِیدُني عَلیٰ هٰذا فَخَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهِ فَلَقِیتُ عیسَی بْنَ عَبْدِ ٱلْحَمیدِ فَحَدَّثْتُهُ بِهِ فَقالَ: ما قَولُهُ إلّا کَقَولِ سُلَیْمانَ عَلیهِ السَّلامُ «قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنْظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يَهْتَدُونَ»! قُلْتُ: فَتَریٰ أنَّهُ هُو؟! قالَ: فَمَن یَعْلَمُ مِثْلَ هٰذا إلّا هو؟!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: در ایران کسانی را یافتم که می‌گفتند فلانی همان خراسانی است که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم به او بشارت داد! فرمود: این از (مصادیق) آن است که خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: «آنان را به آن علمی نیست و آنان تنها تخمین می‌زنند» (زخرف/ 20)! سپس فرمود: هرآینه خراسانی به سوی مهدی دعوت می‌کند و این به سوی خودش دعوت می‌کند! گفتم: آیا برای او (یعنی خراسانی) آیتی نخواهد بود فدایت شوم؟! فرمود: عقل‌های شما از درک این ناتوان است ای صالح! هنگامی که او قیام می‌کند خداوند برای او کف دستی از آسمان نمایان می‌سازد که به او اشاره می‌کند و می‌گوید: این این! پس مردم به آن می‌نگرند و گردن‌هاشان را به سویش دراز می‌کنند! گفتم: الله اکبر! در این صورت چه کسی در او شک می‌کند؟! فرمود: کسانی در او شک می‌کنند که در زمین به غیر حق بزرگی می‌جویند و اگر هر آیتی ببینند به آن ایمان نمی‌آورند! عرض کردم: او کی قیام خواهد کرد؟! فرمود: هنگامی که سپاه خشم به نزد او گرد آیند! عرض کردم: سپاه خشم کدام است؟! فرمود: مردانی که قومشان آنان را به خشم می‌آورند پس پراکنده مانند ابرهای پاییزی از سرزمین‌های گوناگون به سوی او گرد می‌آیند، یکی یکی و دو تا دو تا و سه تا سه تا و چهار تا چهار تا و پنج تا پنج تا و شش تا شش تا و هفت تا هفت تا و هشت تا هشت تا و نه تا نه تا و ده تا ده تا! گفتم: به چه خاطر به سوی او گرد می‌آیند؟! فرمود: به خاطر علمی که نزد او می‌بینند، چه آنکه او دین را به مردم بدان سان که خداوند نازل کرده است تعلیم می‌دهد، پس تحریف غالیان و پیرایش مبطلان و تأویل جاهلان را از آن می‌زداید، با الگویی جدید که بر عرب سخت گران است! گفتم: برای چه؟! فرمود: برای اینکه او از عرب نیست! عرض کردم: سپس چه کار می‌کند؟ فرمود: قیام می‌کند پس پرچم را از قومی ستمگر می‌گیرد و آن را حمل می‌کند تا اینکه به مهدی می‌سپارد! عرض کردم: چگونه به نزد مهدی می‌رود در حالی که او غایب است؟! فرمود: مهدی برای او می‌نویسد که پنهانی به نزد من بیا، پس در حال غفلتی از مردم به نزد او می‌رود و با او بیعت می‌کند! عرض کردم: سپس چه کار می‌کند؟! فرمود: سپس هر کاری که خدا ‌بخواهد می‌کند! صالح گفت: پس دانستم که او بیشتر از این به من نخواهد فرمود، پس از نزد او بیرون آمدم و عیسی بن عبد الحمید را دیدم، پس او را از آن آگاه ساختم، پس گفت: سخن آن جناب جز مانند سخن سلیمان علیه السّلام نیست که «فرمود تخت او را برایش ناشناس کنید تا ببینیم آیا (آن را) می‌شناسد یا از کسانی است که (به شناخت آن) راه نمی‌یابند» (نمل/ 41)! گفتم: منظورت این است که او هموست؟! گفت: پس چه کسی جز همو مانند این را می‌داند؟!

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.