شنبه 20 آذر (قوس) 1395 هجری شمسی برابر با 11 ربیع الأوّل 1438 هجری قمری Тоҷикӣ

منصور هاشمی خراسانی

* بخش «آشنایی» حاوی توضیحات کافی درباره‌ی علامه منصور هاشمی خراسانی، آثار و پایگاه ایشان راه‌اندازی شد. * مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌های کتاب شریف «بازگشت به اسلام» اثر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * «بسته‌های معرفتی هدایت» حاوی نامه‌ها، گفتارها، شرح‌ها، نقدها و بررسی‌ها و پرسش‌ها و پاسخ‌های مرتبط درباره‌ی موضوعات مهمّ اسلامی منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد. * کانال اطلاع‌رسانی «نهضت بازگشت به اسلام» در شبکه‌ی تلگرام راه‌اندازی شد. * صفحه رسمی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی بر روی شبکه‌ی اجتماعی فیسبوک و گوگل پلاس راه‌اندازی شد. * نسخه‌ی تاجیکی پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی راه‌اندازی شد.

خواندن گفتار

شماره: 1 کد: 6
موضوع:

چهار گفتار از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از خلیفه‌ی خداوند خالی نمی‌ماند.

1 . أخبرنا أحمدُ بنُ عبدِ الرّحمنِ الطّالقانيُّ قال: سألتُ المنصورَ الهاشميَّ الخراسانيَّ عن قولِ اللّهِ تعالی: «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» فقال: إنَّ الأرضَ لا تَخْلُو مِنْ خَلیفةِنِ اللّهُ جاعِلُهُ و لو خَلَتْ لَساخَتْ بأهلِها و مَنْ ماتَ و لَمْ یَعْرِفْ هذهِ الخلیفةَ فَقَدْ ماتَ مِیتةً جاهِلیّة! ثُمَّ سَکَتَ ساعةً حتّی أَرَدْتُ أنْ أقومَ مِنْ عندِهِ فقال: لا یَزالُ اللّهُ یَجْعَلُ في الأرضِ خلیفةً مُنْذُ قالَهُ و لو قالَ «إنِّي أَجْعَلُ» لَکانَ مِنْهُ جَعْلٌ واحدٌ ولکنَّهُ قالَ «إنِّي جاعِلٌ» و الجاعِلُ مَن یَسْتَمِرُّ مِنْهُ الجَعْلُ و کُلُّ خَلیفةٍ لِلّهِ في الأرضِ مَهديٌّ إلی ما خَلَقَ اللّهُ فیها لِیَضَعَهُ حَیْثُ یَشاءُ اللّهُ و مَن لَمْ یَهْتَدِ إلی مَهديِّ زمانِهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بعیداً!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: از منصور هاشمی خراسانی درباره‌ی سخن خداوند بلندمرتبه پرسیدم که می‌فرماید: «هرآینه من در زمین خلیفه‌ای را قرار دهنده‌ام» (بقره/ 30)، پس فرمود: هرآینه زمین از خلیفه‌ای که خداوند قرار دهنده‌ی او باشد خالی نمی‌ماند و اگر خالی بماند اهل خود را فرو می‌برد و هر کس بمیرد در حالی که این خلیفه را نمی‌شناسد، به مرگ جاهلیّت مرده است! سپس مدّتی سکوت نمود تا جایی که اراده کردم از نزد او برخیزم، پس ادامه داد: خداوند از هنگامی که این را فرمود همواره در زمین خلیفه‌ای را قرار داده است و اگر می‌فرمود: «قرار می‌دهم» ممکن بود از او یک قرار دادن باشد، ولی فرمود: «قرار دهنده‌ام» و قرار دهنده کسی است که قرار دادن از او استمرار می‌یابد و هر خلیفه‌ای برای خداوند در زمین، به چیزی که خداوند در آن خلق کرده، هدایت یافته است تا آن را در جایی که خداوند می‌خواهد قرار دهد و هر کس به مهدیّ زمانش راه پیدا نکند، هرآینه به گمراهی دوری دچار شده است!

2 . أخبرنا عبدُ اللّهِ بنُ محمّدٍ البلخيُّ قال: سَأَلَ المنصورَ رجلٌ و أنا حاضرٌ عن قولِ اللّهِ تعالی: «إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» فقال: لا یَزالُ اللّهُ جاعِلاً في الأرضِ خلیفةً مُنْذُ وَعَدَهُ إمّا ظاهِراً مَشْهوراً و إمّا خائِفاً مَغْموراً و إنَّ اللّهَ لا یُخْلِفُ المیعاد! قال الرّجل: إنَّهُم قَدْ جَعَلُوا في العِراقِ خَلیفةً و لا یَرَونَ إلّا أنَّهُ الخَلیفة! قال: کَذَبُوا أعداءُ اللّه! ما قالَ اللّهُ لَهُمْ «إنّکم جاعِلونَ في الأرضِ خلیفةً» و لکنْ قالَ «إنّي جاعِلٌ»، فَلَو جَعَلُوا فیها خلیفةً دونَ الخَلیفةِ الّذي جَعَلَهُ اللّهُ فيها لَکانوا بِذلکَ مُشرِکین! قال الرّجل: و مَنْ هذا الخلیفةُ الّذي جَعَلَهُ اللّهُ فیها؟ قال: رجلٌ مِنْ وُلْدِ فاطمةَ یُقالُ لَهُ المَهديّ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد اللّه بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: مردی در حالی که من حاضر بودم از منصور درباره‌ی سخن خداوند بلندمرتبه پرسید که می‌فرماید: «هرآینه من در زمین خلیفه‌ای را قرار دهنده‌ام» (بقره/ 30)؛ پس فرمود: خداوند از زمانی که وعده کرد، همواره در زمین خلیفه‌ای را قرار داده است، خواه آشکار و مشهور بوده باشد و خواه ترسان و پنهان و هرآینه خداوند وعده‌اش را خلاف نمی‌کند! آن مرد گفت: آن‌ها در عراق خلیفه‌ای را قرار دادند و اعتقادی جز این ندارند که او خلیفه است! فرمود: دشمنان خداوند دروغ گفتند! خداوند به آن‌ها نفرمود که شما در زمین خلیفه‌ای را قرار دهنده‌اید، بلکه فرمود من قرار دهنده‌ام، بنابراین اگر آن‌ها در آن خلیفه‌ای قرار دهند جز خلیفه‌ای که خداوند در آن قرار داده است، هرآینه با این کار مشرک می‌شوند! مرد گفت: این خلیفه‌ای که خداوند در آن قرار داده، کیست؟ فرمود: مردی از نسل فاطمه که به او مهدی گفته می‌شود!

3 . أخبرنا عليُّ بنُ داوودَ الفَیض‌آباديّ قال: سمعتُ المنصورَ یقول: سبحانَ ربِّنا إنْ کانَ وَعْدُ ربِّنا لَمَفْعولاً وَعَدَ أن یَجْعَلَ في الأرضِ خلیفة! قلتُ: إنَّهم یُنْکِرونَ أن یَکونَ لِلّهِ في الأرضِ خلیفةٌ! قال: إنَّهُ فیها و إنْ أَنْکَرَهُ مَنْ في الأرضِ جَمیعاً! ثُمَّ قال: إنّي نُبِّئْتُ أنَّهُم جَعَلُوا في الأرضِ خَلیفةً مِنْ أهلِ العِراق! قلتُ: نعم و سَفَکُوا لَهُ الدِّماء! قال: هو خَلیفَةُ الّذينَ ظَلَمُوا و خَلیفةُ اللّهِ هُوَ المَهديّ!

ترجمه‌ی گفتار:

علیّ بن داوود فیض‌آبادی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: منزّه است پروردگارمان! بی‌گمان وعده‌ی پروردگارمان عملی شد! وعده داد که در زمین خلیفه‌ای را قرار می‌دهد! عرض کردم: آن‌ها انکار می‌کنند که برای خداوند در زمین خلیفه‌ای باشد! فرمود: او در آن است اگرچه همه‌ی کسانی که در زمینند انکارش کنند! سپس فرمود: من خبر داده شده‌ام که آن‌ها در زمین خلیفه‌ای از اهل عراق قرار دادند! عرض کردم: بله و برای او خون‌ها ریختند! فرمود: او خلیفه‌ی کسانی است که ستم کردند و خلیفه‌ی خداوند همانا مهدی است!

4 . أخبرنا عبدُ السَّلامِ بنُ عبدِ القَیُّوم قال: قلتُ لِلْمنصور: إنَّ لي جاراً علّامةً قَدْ حَفِظَ ألفَ حدیثٍ بإسنادِهِ و لا تَسْأَلُهُ عَنْ شَيءٍ مِنْ کتابِ اللّهِ تعالی إلّا و یُخْبِرُکَ بِهِ و یَعْلَمُ الفقهَ و اللّغةَ و التَّفسیر! قال: أَیَعْلَمُ أنَّ لِلّهِ في الأرض خلیفةً؟! قلتُ: لا! قال: فإنَّهُ مِنَ الجاهِلین!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد السّلام بن عبد القیّوم ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: من همسایه‌ای بسیار دانشمند دارم که هزار حدیث را با اسنادش در حفظ دارد و از او چیزی درباره‌ی کتاب خداوند بلندمرتبه نمی‌پرسی مگر اینکه پاسخ می‌دهد و با فقه و لغت و تفسیر نیز آشناست! فرمود: آیا می‌داند که برای خداوند در زمین خلیفه‌ای وجود دارد؟! عرض کردم: نه! فرمود: پس او از جاهلان است!

فرازهایی از گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «إنّا لله و إنّا إلیه راجعون. همانا این دین، از عالمانِ خویش، بیش از جاهلانِ خویش لطمه دیده و از فقیهانِ خویش، بیش از سفیهانِ خویش ضربه خورده است؛ چراکه لغزشِ جاهل، لغزشِ جاهل است و لغزش عالِم، عالَمی را می‌لغزاند! همانا یک بدی فقیه، هزار خوبی او را از بین می‌برد و شرّ قلیلش، از خیر کثیرش بی‌نیاز می‌کند! وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    عقل ریشه‌ی معرفت و کتاب و سنّت ساقه‌ی آن و خلفاء در زمین شاخه‌های آن هستند؛ پس هر کس عقل را وانهد، ریشه‌ی معرفت را بریده و هر کس کتاب و سنّت را وانهد، ساقه‌ی آن را بریده و هر کس خلفاء در زمین را وانهد، شاخه‌های آن را بریده است و همگی از حاصل و میوه‌ی آن محروم هستند!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «ای مردم! بدانید که هیچ سرمایه‌ای برای شما سودمندتر از دانایی نیست و مردم یکی از سه کس هستند: کسی که می‌داند، کسی که در صدد دانستن است و کسی که کسی نیست. ای مردم! در زندگی‌های خود فرو نروید و از آن‌چه بر دنیا و آخرت‌تان می‌رود بی‌خبر نمانید. بی‌خبری در این روزگار گناهی بسیار بزرگ است. با قرآن انس بگیرید و آن را به کار بندید. با سنّت پیامبر و خاندانش آشنا شوید و از آن پیروی کنید. عقل‌های خود را به کار اندازید و سخنان اینان -و با دست به ملّایان و بزرگان قریه اشاره کرد- را بسنجید. اگر آن را مطابق با عقل‌های خود و مطابق با قرآن و سنّت یافتید بپذیرید وگرنه به دیوار بزنید و گناه آن بر گردن من باشد...

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    «چگونه بدون آفتاب، روز را خواهند دید و چگونه بدون آب، سبزی زمین را؟! بلکه شام آنان تا ابد ادامه خواهد داشت و زمین آنان مانند شوره‌زار خواهد بود؛ چراکه خلیفه‌ی خداوند بر آنان مستولی نیست و احکام او در میانشان جاری نمی‌شود. بگذار کسانی که به وجود خداوند ایمان ندارند و کسانی که برای او شریک می‌گیرند، به سخن من استهزا نمایند و در پی بازی خود بروند؛ چراکه آنان مانند کُشنده‌ی خویش پشیمان خواهند شد و مانند خورنده‌ی نجاست قی خواهند کرد! آن‌گاه در طلب من به دریا خواهند زد و از گردنه‌های کوه‌ها خواهند گذشت؛ بلکه من را در شکاف صخره‌ها جستجو خواهند کرد و از چوپان‌های دشت‌ها سراغ خواهند گرفت؛ تا سخنی را برای آنان بازگو کنم که امروز از من نمی‌شنوند و راهی را به آنان نشان دهم که اینک از من نمی‌پذیرند»!

  • حضرت منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی فرمود:

    دو گروه دین مردم را بر آنان تباه کردند: اهل رأی و اهل حدیث! گفتم: اهل رأی را دانسته‌ام، ولی اهل حدیث چطور؟! فرمود: آنان احادیثی دروغین را روایت کردند، پنداشتند که صحیح است و آن را جزئی از دین برساختند و هیچ گروهی بر خداوند و پیامبرش چنانکه اهل حدیث دروغ بسته‌اند دروغ نبسته است، می‌گویند: «خداوند و پیامبرش چنین گفتند»، در حالی که خداوند و پیامبرش چنین نگفتند و آنان تنها دروغ می‌گویند و اگر کسی بگوید این رأیی است که به نظر من آمده برای او بهتر است از آنکه بگوید این سخن خداوند و پیامبر اوست، در حالی که دروغگوست!

هر گونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.