پنج شنبه 6 تیر (سرطان) 1398 هجری شمسی برابر با 23 شوال 1440 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان عربی راه‌اندازی شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن گفتار

   
شماره: 18 کد: 159
موضوع:

دوازده گفتار از آن جناب در ستایش کسانی که او را یاری می‌کنند.

١ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الْهِرَوِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: إِنَّ أَصْحابِي أَدَقُّ فِي أَعْيُنِ النّاسِ مِنَ الْكُحْلِ، إِذا خَرَجُوا بَكىٰ لَهُمُ النّاسُ، لا يَرَوْنَ إِلّا أَنَّهُمْ يُتَخَطَّفُونَ، فَيُؤَيِّدُهُمُ اللّٰهُ وَ يَنْصُرُهُمْ وَ يَفْتَحُ لَهُمْ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَ مَغارِبَها وَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَ الشُّهَداءُ وَ هُمْ أَصْحابُ الْمَهْدِيِّ فِي آخِرِ الزَّمانِ.

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هرآینه اصحاب من در چشمان مردم از سرمه ناچیزترند، هنگامی که خروج می‌کنند مردم برایشان می‌گریند، جز این نمی‌بینند که آنان برچیده خواهند شد، پس خداوند آنان را تأیید می‌کند و یاری می‌رساند و مشرق‌ها و مغرب‌های زمین را برایشان می‌گشاید و آنان صدّیقان و شهیدان هستند و آنان اصحاب مهدی در آخر الزّمانند.

٢ . أَخْبَرَنا أحمدُ بْنُ عبدِ الرّحمٰنِ و عليُّ بْنُ داوودَ جَميعاً، قالا: كُنّا جَماعَةً عِنْدَ المَنْصُورِ فَالْتَفَتَ إلَيْنا و قالَ -فَذَكرا قَوْلَهُ إلىٰ أَنْ قالَ: إِلَى اللّٰهِ أَشْكُو غُرْبَتِي وَ ضَعْفَ قُوَّتِي وَ هَوانِي عَلَى النّاس! أيْنَ إِخْواني؟ أيْنَ أَنْصاري إِلَى اللّٰه؟ أيْنَ الَّذِينَ سَلَوا عَنِ الْأَهْلِ وَ الْأَولادِ و تَجافُوا الْوَطَن؟ أيْنَ الْمُجاهِدُونَ فِي سَبيلِ اللّٰهِ و الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ و الْوِلْدان؟ أيْنَ الَّذِينَ رَفَضُوا تِجاراتِهِمْ و أَضَرُّوا بِمَعايِشِهِمْ و فُقِدُوا فِي أَنْدِيَتِهِمْ بِغَيْرِ غَيْبَةٍ عَنْ مِصْرِهِمْ و حالَفُوا الْبَعِيدَ مِمَّنْ عاضَدَهُمْ عَلىٰ أَمْرِهِمْ وَ خالَفُوا الْقَرِيبَ مِمَّنْ صَدَّ عَنْ وِجْهَتِهِمْ وَ ائْتَلَفُوا بَعْدَ التَّدابُرِ وَ التَّقاطُعِ فِي دَهْرِهِمْ و قَطَعُوا الْأَسْبابَ الْمُتَّصِلَةَ بِعاجِلِ حُطامٍ مِنَ الدُّنيا؟ أيْنَ عِبادُ الرَّحْمٰن؟ أيْنَ رُهْبانُ اللَّيْلِ و لُيُوثُ النَّهار؟ أيْنَ الرِّبِّيُّونَ الَّذِينَ ما وَهَنُوا و مَا اسْتَكانُوا حتّىٰ أَتاهُمْ نَصْرُ اللّٰه؟ أيْنَ الَّذِينَ يُحِبُّهُمُ اللّٰهُ و يُحِبُّونَهُ يُجاهِدُونَ فِي سَبيلِ اللّٰهِ و لا يَخاُفونَ لَومَةَ لائِم؟ -الخَبَر.

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن و علیّ بن داوود هر دو ما را خبر دادند، گفتند: ما در میان جماعتی نزد منصور بودیم، پس به ما روی نمود و فرمود -پس گفتارش را نقل کردند تا جایی که فرمود: به خداوند شکایت می‌برم از غربتم و ضعف توانم و ناچیزی‌ام در نظر مردم! کجا هستند برادران من؟ کجا هستند یاران من به سوی خدا؟ کجا هستند کسانی که از اهل و اولاد خود گسستند و از وطن دور شدند؟ کجا هستند مجاهدان در راه خدا و مردان و زنان و کودکان مستضعف؟ کجا هستند کسانی که کسب و کار خود را رها کردند و به درآمدهای خود زیان رساندند و از محافل خود ناپدید شدند بی‌آنکه از شهرهاشان غایب باشند و با بیگانه‌ای که آنان را در کارشان کمک رساند هم‌پیمان شدند و به آشنایی که آنان را از هدف‌شان باز دارد پشت کردند و پس از پراکندگی و جدایی در روزگارشان به یکدیگر پیوستند و رشته‌های پیوند خود به داشته‌های بی‌ارج دنیا را بریدند؟ کجا هستند بندگان خدای رحمان؟ کجا هستند راهبان شب و شیران روز؟ کجا هستند خدایی‌هایی که نه سست شدند و نه کم آوردند تا آن گاه که یاری خدا به آن‌ها رسید؟ کجا هستند کسانی که خدا آن‌‌ها را دوست می‌دارد و آن‌ها خدا را دوست می‌دارند، در راه خدا جهاد می‌کنند و از ملامت ملامت‌گری نمی‌هراسند؟ -ادامه‌ی خبر.

٣ . أَخْبَرَنَا الْحَسَنُ بْنُ الْقاسِمِ الطِّهْرانِيُّ، قالَ: قُلْتُ لِلْمَنْصُورِ: جُعِلْتُ فِداكَ، ما يَصْنَعُ أَصْحابُكَ بِآبائِهِمْ و إِخْوانِهِمْ و عَشائِرِهِمْ؟! واللّٰهِ إِنَّ أَحَدَهُمْ لَيَخافُ فِيكَ أَباهُ و أَخاهُ و عَشِيرَتَهُ كَما يَخافُ السُّلْطانَ! قالَ: رَحِمَكُمُ اللّٰهُ! عادَيْتُمْ فِينَا الْآباءَ و الْإِخْوانَ و الْعَشائِرَ و أَجْرُكُمْ عَلَى اللّٰهِ، واللّٰهِ لَيْسَ بَيْنَكُمْ و بَيْنَ الْجَنَّةِ إِلّا بُلُوغَ الْأَنْفُسِ هاهُنا -و أَومَأَ بِيَدِهِ إِلىٰ حَلْقِهِ- ثُمَّ قالَ: اصْبِرُوا عَلىٰ أَذاهُمْ ودارُوهُمْ حَتّىٰ يَأْتِيَ أَمْرُ اللّٰهِ! فَلَمّا قامَ لِيَذْهَبَ جاءَهُ رَجُلٌ فَقالَ: جُعِلْتُ فِداكَ إِنَّ لِي زَوْجَةً تُؤْذِيني و تُبْغِضُكَ بُغْضاً شَدِيداً حَتّىٰ لَوِ انْكَسَرَتْ آنِيَةٌ فِي الْبَيْتِ لَقالَتْ هٰذِهِ مِنْ عِنْدِ صاحِبِكَ! قالَ: طَلِّقْها ولا تُلامِسْ جَذْوَةً مِنَ النّارِ!

ترجمه‌ی گفتار:

حسن بن قاسم طهرانی ما را خبر داد، گفت: به منصور گفتم: فدایت شوم، یارانت با پدران و برادران و خویشانشان چه کنند؟! به خدا سوگند هر یک از آنان به خاطر تو از پدر و برادر و خویشش می‌ترسد همان طور که از حکومت می‌ترسد! فرمود: خداوند شما را رحمت کند! به خاطر ما با پدران و برادران و خویشان دشمنی کردید و اجرتان با خداوند است، به خدا سوگند میان شما و بهشت جز رسیدن جان به اینجا -و با دست به گلو اشاره کرد- فاصله نیست، سپس فرمود: بر آزار آنان صبر پیش گیرید و با آنان مدارا کنید تا آن گاه که امر خداوند برسد! پس چون برخاست تا برود، مردی به نزد او آمد و گفت: فدایت شوم، من همسری دارم که من را آزار می‌دهد و تو را سخت دشمن می‌دارد تا حدّی که اگر ظرفی در خانه بشکند می‌گوید که این به خاطر رفیق تو بود! فرمود: طلاقش بده و پاره‌ای از آتش را لمس نکن!

شرح گفتار:

از این گفتار آن جناب دانسته می‌شود که نگاه داشتن همسر ناسازگاری که نسبت به نهضت زمینه‌سازی برای ظهور مهدی علیه السلام عناد دارد، شایسته نیست، ولی باید با پدر، برادر و خویشاوند معاند تا هنگام رسیدن امر خداوند مدارا کرد.

٤ . أَخْبَرَنا عِيسَى بْنُ عَبْدِ الْحَمِيدِ الْجُوزَجانِيُّ، قالَ: قالَ لِيَ الْمَنْصُورُ: ما يَمْنَعُكُمْ مِنْ أَنْ تَتَزَوَّجُوا مُؤْمِناتٍ مُوافِقاتٍ فَتَكْثُرُوا و تَواصَلُوا؟ أَتُريدُونَ أَنْ تُبْتِرُوا هٰذَا الْأَمْرَ؟ قُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ أَلَسْتَ أَنْتَ لا زَوْجَةَ لَكَ؟! قالَ: سُبْحانَ اللّٰهِ! إِنِّي لَسْتُ كَأَحَدِكُمْ! إِنِّي رَجُلٌ سَيّاحٌ في الْأَرْضِ! قُلْتُ: إِنّا لَمْ نُرِدْ مُخالَفَةَ أَمْرِكَ ولكِنْ أَهَمَّتْنَا الدَّعْوَةُ إِلَى اللّٰهِ و خَلِيفَتِهِ فَوَجَدْنَا الْعُزُوبَةَ أَخَفَّ عَلَيْنا، فَسَكَتَ الْمَنْصُورُ لَمّا سَمِعَ ذٰلِكَ كَأَنَّهُ رَقَّ لَنا ثُمَّ قالَ: رَحِمَكُمُ اللّٰهُ، أَنْتُمْ رُهْبانُ هٰذِهِ الْأُمَّةِ تَنْهَجُونَ عَلىٰ مِنْهاجِ الْمَسِيحِ عَلَيْهِ السَّلامُ و أَنْتُمُ الْحَوارِيُّونَ لِلْمَهْدِيِّ عَلَيْهِ السَّلامُ تَدْعُونَ إليهِ و تَنْصُرُونَهُ و أَنْتُمُ الْأُمَّةُ الْمَعْدُودَةُ في الْقُرْآنِ، فَاصْبِرُوا لِلّٰهِ و اسْتَعْفِفُوا أَيَّتُهَا الْعِصابَةُ الْمَرْحُومَةُ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: منصور به من فرمود: چه چیزی شما را باز می‌دارد از اینکه با زنان مؤمن موافق ازدواج کنید تا بسیار شوید و ادامه یابید؟ آیا می‌خواهید که این امر را منقطع سازید؟ گفتم: فدایت شوم، آیا نه این است که تو خود همسری نداری؟! فرمود: سبحان الله! من مانند یکی از شما نیستم! من مردی بسیار گردش کننده در زمینم! گفتم: ما قصد مخالفت با امر تو را نداشتیم، ولی دعوت به سوی خداوند و خلیفه‌اش ما را اندیشناک کرد، پس تجرّد را بر خود سبک‌تر یافتیم، پس منصور چون این را شنید سکوت کرد، چنانکه گویی بر ما رقّت یافت، سپس فرمود: خداوند شما را رحمت کند، شما راهبان این امّت هستید که به شیوه‌ی مسیح علیه السلام عمل می‌کنید و شما حواریّون مهدی علیه السلام هستید که به سوی او فرا می‌خوانید و او را یاری می‌کنید و شما امّت شمرده شده در قرآن هستید، پس برای خداوند صبر کنید و عفّت پیش گیرید ای گروه رحمت شده!

شرح گفتار:

مراد آن جناب از این سخن که «من مردی بسیار گردش کننده در زمینم» آن است که پیوسته از جایی به جای دیگر نقل مکان می‌کند و با این وصف، در جایی ساکن نمی‌ماند تا با اهل آن آشنا شود و بتواند همسری از آنان اختیار کند. به علاوه، روشن است که همراهی با آن جناب در حالت اختفا برای زنان مقدور یا به مصلحت نیست. از این رو، آن جناب تا هنگامی که در این وضعیّت به سر می‌برد، معذور دانسته می‌شود.

٥ . أَخْبَرَنا يُونُسُ بْنُ عَبْدِ اللّٰهِ الْخَتْلانيُّ، قالَ: قالَ لِيَ الْمَنْصُورُ: أَلا يَأتِينا أَخُوكَ فُلانٌ فَيُعِينُنا عَلىٰ عِبادَةِ اللّٰهِ؟ قُلْتُ: إِنِّي دَعَوْتُهُ -جُعِلْتُ فِداكَ- فَزَعَمَ أَنَّهُ يَخافُ! قالَ: لا وَاللّٰهِ لا يَخافُ وَ لَوْ كانَ يَخافُ لَأَتانِي وَلَوْ حَبْواً عَلَى الثَّلْج! فَدَخَلَ عَلَيْهِ جُبَيْرُ بْنُ عَطاءٍ الْخُجَنْدِيُّ، فَقالَ: هٰذا يَخافُ -وَ كانَ لَهُ أَرْبَعَةُ أَولادٍ صِغارٍ فَتَرَكَهُمْ مُهاجِراً إِلَى اللّٰهِ- ثُمَّ قالَ: مَنْ يَعْذِرُنِي مِنْ قَوْمٍ لا يَأتُونَ الْحَقَّ مَخافَةَ الْباطِلِ وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ مَخافَةَ النّارِ؟! أُولَٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ.

ترجمه‌ی گفتار:

یونس بن عبد الله ختلانی ما را خبر داد، گفت: منصور به من فرمود: آیا برادرت فلانی به نزد ما نمی‌آید که ما را در بندگی خداوند کمک کند؟ گفتم: من او را دعوت کردم -فدایت شوم- ولی پنداشت که می‌ترسد! فرمود: نه به خدا سوگند نمی‌ترسد و اگر می‌ترسید به نزد من می‌آمد اگرچه چهار دست و پا بر روی برف! در این هنگام جُبیر بن عطاء خجندی بر آن جناب وارد شد، پس آن جناب فرمود: این می‌ترسد -و برای او چهار فرزند خردسال بود که آن‌ها را برای هجرت به سوی خداوند وا گذاشت- سپس فرمود: چه کسی من را معذور می‌دارد درباره‌ی کسانی که از ترسِ باطل به حق نمی‌پیوندند و از ترسِ دوزخ به بهشت نمی‌روند؟! آنان به راستی که زیان‌کارانند!

٦ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: كُنْتُ أَظُنُّ أَنَّ الْمَنْصُورَ رَجُلٌ مِنَ الْأَوَّلِينَ حَتّىٰ رَأَيْتُهُ فَسَمِعْتُهُ يَقُولُ لِأَصْحابِهِ -فَذَكَرَ قَوْلَهُ إِلىٰ أَنْ قالَ: إِنَّكُمْ حِزْبُ اللّٰهِ وَ أَنْصارُهُ وَ الشُّهَداءُ عَلَى النّاسِ اخْتَرْتُمْ مَنِ اخْتارَهُ اللّٰهُ وَ اخْتارُوا مَنِ اخْتارَهُ السُّفَهاءُ الْمَفْتُونُونَ فَاثْبُتُوا عَلىٰ قَصْدِكُمْ حَتّىٰ تَرِدُوا حَوْضَ نَبِيِّكُمْ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: گمان می‌کردم که منصور مردی از مردمان نخستین است تا آن گاه که او را دیدم و از او شنیدم که به یاران خود می‌فرماید -پس گفتار او را ذکر کرد تا جایی که فرمود: هرآینه شما حزب خداوند و یاران او و گواهان بر مردم هستید، کسی را برگزیدید که خداوند او را برگزید (یعنی مهدی) و کسی را برگزیدند که بی‌خردان فریب‌خورده او را برگزیدند (یعنی حاکمان گوناگون)، پس بر راه خود ثابت قدم بمانید تا آن گاه که بر حوض پیامبرتان صلّی الله علیه و آله و سلّم وارد شوید!

٧ . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّبْزَوارِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ يَقُولُ: أَقُولُ لَكُمُ الْحَقَّ مَنِ اسْتَقامَ مَعِي فِي قِلَّةِ الْعَدَدِ وَ كَثْرَةِ الْأَعْداءِ كانَ كَمَنِ اسْتَقامَ مَعَ النّبيِّ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ في أُحُدٍ و الْحُسَينِ عَلَيْهِ السَّلامُ في كَرْبَلاء.

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: به شما حق را می‌گویم، هر کس با من در زمان کمیِ تعداد و بسیاریِ دشمنان استقامت کند، مانند کسی است که با پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم در اُحد و حسین علیه السلام در کربلا استقامت کرده است.

٨ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّٰهِ بْنُ مُحَمَّدٍ الْبَلْخِيُّ، قالَ: شَكَوْتُ إِلَى الْمَنْصُورِ قِلَّةَ عَدَدِنا، فَقالَ: قَدْ كُتِبَ هٰذا مِنْ قَبْلُ، أَنْتُمْ جَيْشُ الْغَضَبِ، تَجْتَمِعُونَ قَزَعاً كَقَزَعِ الْخَرِيفِ مِنَ الْمُدُنِ ما بَيْنَ الْواحِدِ و الْإِثْنَيْنِ و الثَّلاثَةِ و الْأَرْبَعَةِ و الْخَمْسَةِ و السِّتَّةِ و السَّبْعَةِ و الثَّمانِيَةِ و التِّسْعَةِ و الْعَشَرَةِ حَتّى تَكْمُلَ الْحَلْقَةُ! قُلْتُ: و مَا الْحَلْقَةُ؟ قالَ: عَشَرَةُ آلافِ رَجُلٍ قُلُوبُهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ لا يَعْصُونَ اللّٰهَ ما أَمَرَهُمْ و يَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ! فَإِذَا اجْتَمَعُوا و قامَتْ راياتُهُمْ نَزَلَ عَلَيْهِمْ جَبْرَئيلُ و مِيكائيلُ في جُنْدٍ مِنَ الْمَلائِكَةِ مُسَوِّمينَ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن محمّد بلخی ما را خبر داد، گفت: به منصور از کمی تعدادمان شکایت کردم، پس فرمود: این از پیش نوشته شده است، شما سپاهیان خشم هستید، مانند ابرهای پاییزی از شهرهای گوناگون جمع می‌شوید، یک نفر و دو نفر و سه نفر و چهار نفر و پنج نفر و شش نفر و هفت نفر و هشت نفر و نه نفر و ده نفر، تا آن گاه که حلقه کامل شود! گفتم: حلقه چیست؟ فرمود: ده هزار مرد که دل‌هاشان مانند پاره‌های آهن است، خداوند را در چیزی که فرمانشان دهد نافرمانی نمی‌کنند و هر چه فرمان داده شوند را به انجام می‌رسانند! پس چون جمع شدند و پرچم‌هاشان برافراشته شد، جبرئیل و میکائیل در میان لشکری از فرشتگان نشان‌دار بر آنان نازل می‌شوند!

٩ . أَخْبَرَنا جُبَيْرُ بْنُ عَطاءٍ الْخُجَنْدِيُّ، قالَ: كُنّا عِنْدَ الْمَنْصُورِ و هُوَ صامِتٌ في جانِبٍ مِنَ الْبَيْتِ يَتَفَكَّرُ، فَرَفَعَ رَأْسَهُ و قالَ: رَحِمَ اللّٰهُ رُشَيْدَ الْهَجَرِيَّ! كانَ يَقُولُ: يَأْتِي قَوْمٌ بَعْدَنا بَصائِرُهُمْ في دِينِهِمْ أَفْضَلُ مِنِ اجْتِهادِنا، واللّٰهِ أَنْتُمْ ذٰلِكَ الْقَوْمُ.

ترجمه‌ی گفتار:

جُبیر بن عطاء خجندی ما را خبر داد، گفت: نزد منصور بودیم، در حالی که او در گوشه‌ای از خانه ساکت بود و تفکّر می‌کرد، پس ناگاه سر خود را بالا آورد و فرمود: خداوند رُشَید هَجَری را بیامرزد! می‌گفت: پس از ما گروهی خواهند آمد که بصیرت‌شان در دین‌شان از کوشش ما برتر خواهد بود، به خدا سوگند شما آن گروه هستید.

شرح گفتار:

رُشید هَجَری از یاران خاصّ امیر المؤمنین علیّ بن أبی طالب علیه السلام بود.

١٠ . أَخْبَرَنا ذاكِرُ بْنُ مَعْرُوفٍ الْخُراسانِيُّ، قالَ: دَخَلْنا عَلَى الْمَنْصُورِ و نَحْنُ جَماعَةٌ فَسَلَّمْنا عَلَيْهِ فَرَدَّ عَلَيْنَا السَّلامَ ثُمَّ قالَ: مَرْحَباً بِكُمْ يا أَنْصارِي إِلَى اللّٰهِ و أَعْوانِي عَلَى الْبِرِّ و التَّقْوىٰ! أَما واللّٰهِ إِنَّكُمْ لَعَلَى الْحَقِّ و إِنَّ مَنْ خالَفَكُمْ لَعَلَى الْباطِلِ، أَنْتُمْ حِزْبُ اللّٰهِ الْغالِبُونَ و عبادُهُ الْمُخْلَصُونَ و إِنِّي لَأَرْجُو أَن يُقِرَّ اللّٰهُ أَعْيُنَكُمْ عَنْ قَريبٍ، أَنْتُمْ واللّٰهِ أَحَبُّ النّاسِ إِلَى اللّٰهِ، أَطَعْتُمُوهُ إِذْ عَصَوْهُ و وَحَّدْتُمُوهُ إِذْ أَشْرَكُوا بِهِ، فَعَلَيْكُمْ بِالْوَرَعِ و الْإِجْتِهادِ و الْقَناعَةِ و الصَّبْرِ و الشُّكْرِ و الْحَياءِ و الْعِفَّةِ و الشَّجاعَةِ و حُسْنِ الْخُلْقِ و صِدْقِ الْحَدِيثِ و أَداءِ الْأَمانَةِ، ثُمَّ قالَ: اجْلِسُوا بارَكَ اللّٰهُ لَكُمْ!

ترجمه‌ی گفتار:

ذاکر بن معروف خراسانی ما را خبر داد، گفت: بر منصور وارد شدیم در حالی که جماعتی بودیم، پس بر او سلام کردیم، پس جواب سلاممان را داد، سپس فرمود: خوش آمدید ای یاران من به سوی خداوند و کمک کنندگانم در نیکی و تقوا! بدانید که به خدا سوگند شما بر حقّید و کسانی که با شما مخالفند بر باطلند، شما حزب پیروز خداوند و بندگان مخلص او هستید و من امیدوارم که خداوند به زودی چشمانتان را روشن کند، شما به خدا سوگند محبوب‌ترین مردم نزد خداوند هستید، او را فرمان بردید زمانی که آنان نافرمانی‌اش کردند و او را یگانه دانستید زمانی که آنان برایش شریک گرفتند، پس بر شما باد به پرهیزکاری و اجتهاد و قناعت و صبر و شکر و حیاء و عفّت و شجاعت و حُسن خُلق و راستگویی و امانت‌داری، سپس فرمود: بنشینید خداوند شما را برکت دهد!

١١ . أَخْبَرَنا بَعْضُ أَصْحابِنا، قالَ: قالَ لِيَ الْمَنْصُورُ: كَمْ أَنْتُمْ بِهٰذِهِ الْقَرْيَةِ؟ قُلْتُ: سَبْعَةٌ -جُعِلْتُ فِداكَ! قالَ: ما عَذَّبَ اللّٰهُ قَرْيَةً فِيها سَبْعَةٌ مِنَ الْمُؤْمِنينَ.

ترجمه‌ی گفتار:

یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت: منصور به من فرمود: شما در این قریه چند نفر هستید؟ گفتم: هفت نفر -فدایت شوم! فرمود: خداوند قریه‌ای که در آن هفت نفر از مؤمنان هستند را عذاب نمی‌کند.

١٢ . أَخْبَرَنا بَعْضُ أَصْحابِنا، قالَ: دَخَلَ عَلَيْنَا الْمَنْصُورُ فِي بَلْدَتِنا فَقالَ: كَمْ أَنْتُمْ بِهٰذِهِ الْبَلْدَةِ؟ قُلْتُ: أَرْبَعُونَ! قالَ: أَنْتُمْ نُورُ اللّٰهِ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ.

ترجمه‌ی گفتار:

یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت: منصور در شهرمان بر ما وارد شد و فرمود: شما در این شهر چند نفر هستید؟ گفتم: چهل نفر! فرمود: شما نور خداوند در تاریکی‌های زمین هستید.

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: پنجم
زمان انتشار: آبان (عقرب) 1397 هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟