چهار شنبه 1 خرداد (جوزا) 1398 هجری شمسی برابر با 17 رمضان 1440 هجری قمری
     
منصور هاشمی خراسانی
* کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان عربی راه‌اندازی شد. * نرم‌افزار «نسیم رحمت» حاوی نسخه‌ی آفلاین پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading

خواندن گفتار

   
شماره: 17 کد: 156
موضوع:

هشت گفتار از آن جناب درباره‌ی غنا، موسیقی و رقص

١ . أَخْبَرَنا عَبْدُ اللّهِ بْنُ حَبِیبٍ الطَّبَرِيُّ، قالَ: سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ الْهاشِميَّ الْخُراسانِيَّ عَنِ اسْتِماعِ الْغِناءِ، فَقالَ: إِنَّ أَصْحابَ الْجَنَّةِ لا یَسْمَعُونَ لَغْواً وَ لا تَأْثِیماً! قُلْتُ: وَ مَا اللَّغْوُ؟ قالَ: صَوْتُ الطَّيْشِ، قُلْتُ: وَ مَا التَّأْثِیمُ؟ قالَ: قَوْلُ الزُّورِ وَ لَهْوُ الْحَدِیثِ!

ترجمه‌ی گفتار:

عبد الله بن حبیب طبری ما را خبر داد، گفت: از منصور هاشمی خراسانی درباره‌ی شنیدن غنا پرسیدم، پس فرمود: اهل بهشت لغو یا تأثیمی نمی‌شنوند! گفتم: لغو چیست؟ فرمود: صدای سبکسری، گفتم: تأثیم چیست؟ فرمود: سخن یاوه و گفتار لهو!

شرح گفتار:

گفتار آن جناب که «اهل بهشت لغو یا تأثیمی نمی‌شنوند» اشاره به گفتار خداوند درباره‌ی آنان است که فرموده است: «لَا يَسْمَعُونَ فِيهَا لَغْوًا وَلَا تَأْثِيمًا» (واقعه/ 25)؛ «در آن لغو یا تأثیمی نمی‌شنوند» و مراد آن جناب از «صَوْتُ الطَّیْشِ»؛ «صدای سبکسری»، موسیقی برخاسته از سبکسری یا برانگیزاننده به آن است که معمولاً ریتم تندی دارد و شنونده را از حالت وقار و متانت خارج می‌کند و مراد آن جناب از «قَوْلُ الزُّورِ وَ لَهْوُ الْحَدِیثِ»؛ «سخن یاوه و گفتار لهو» کلمات و جملاتی است که مصداق کفر یا کذب یا هجو یا هزل یا فحش یا استهزاء یا غیبت یا تشبیب (توصیف عاشقانه از زن و مرد) محسوب می‌شوند و گوش سپردن به آن‌ها آثار روانی و تربیتی بدی دارد و از این رو، جایز نیست.

٢ . أَخْبَرَنا صالِحُ بْنُ مُحَمَّدٍ السَّبْزَوارِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: إِنَّ اللّهَ یُبْغِضُ کَلِمَةً خَبِیثَةً وَ صَوْتاً مُطَرِّباً فَلا تَسْمَعُوهُما وَ مَنْ یَسْمَعُهُما فَإِنَّما یُصَبُّ فِي أُذُنِهِ الْحَمِیمُ وَ لا تَرْقُصُوا فَإِنَّ الشَّیْطانَ راقِصٌ وَ یُحِبُّ الرّاقِصینَ!

ترجمه‌ی گفتار:

صالح بن محمّد سبزواری ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: هرآینه خداوند سخنی آلوده و آوایی طرب‌انگیز را مبغوض می‌دارد، پس به آن دو گوش نسپارید و هر کس به آن دو گوش می‌سپارد جز این نیست که در گوشش آب سوزان ریخته می‌شود و رقص نکنید؛ چراکه شیطان رقص کننده است و رقص کنندگان را دوست می‌دارد!

شرح گفتار:

به نظر می‌رسد مراد آن جناب از «هر کس به آن دو گوش می‌سپارد جز این نیست که در گوشش آب سوزان ریخته می‌شود» این است که «سخنی آلوده و آوایی طرب‌انگیز» به منزله‌ی «آب سوزان» است و با این وصف، شنیدن آن دو به ریختن «آب سوزان» در گوش می‌ماند که به بدن آسیب‌های جدّی می‌رساند، نه اینکه هر کس به آن دو گوش می‌سپارد، در گوشش آب سوزان دوزخ ریخته می‌شود، هر چند آن نیز محتمل است و می‌تواند تجسّم این عمل ناشایست باشد. همچنین، گفتار آن جناب درباره‌ی رقص، ناظر به رقص‌های شهوانی است که معمولاً در مجالس گناه انجام می‌شوند و با پیچ و تاب دادن به اعضاء جنسی همراهند، نه برخی رقص‌های عرفانی و محلّی که این گونه نیستند؛ چنانکه از فقره‌ی 8 دانسته می‌شود.

٣ . أَخْبَرَنا أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الطّالِقانِيُّ، قالَ: سَمِعْتُ الْمَنْصُورَ یَقُولُ: لا یَحِلُّ لِمَنْ یُؤْمِنُ بِاللّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ أَنْ یَفْرُشَ أُذُنَیْهِ لِلْکُفْرِ وَ لا لِلْفُسُوقِ وَ لا لِلصَّوْتِ الَّذِي یَسْتَخِفُّهُ فَإِنَّ ذٰلِكَ یُوهِنُ عَقْلَهُ وَ إِذا وَهَنَ عَقْلُهُ اقْتَرَنَ بِهِ الشَّیْطانُ «وَ مَنْ يَكُنِ الشَّيْطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا»!

ترجمه‌ی گفتار:

احمد بن عبد الرّحمن طالقانی ما را خبر داد، گفت: شنیدم منصور می‌فرماید: برای کسی که به خداوند و روز واپسین ایمان دارد حلال نیست که گوشش را برای کفر یا فسق یا آوایی که او را سبک می‌سازد بگستراند؛ چراکه آن عقل او را سست می‌گرداند و چون عقل او سست گردید، شیطان قرینش می‌شود «و هر کس شیطان قرینش باشد برایش قرین بدی است» (نساء/ 38)!

٤ . أَخْبَرَنا بَعْضُ أَصْحابِنا، قالَ: کُنْتُ أُصْغِي لِلْغِناءِ فَدَخَلْتُ عَلَی الْمَنْصُورِ، فَنَظَرَ إِلَيَّ نَظْرَةً فَقالَ: إِنَّ اللّهَ تَعالیٰ قالَ لِلشَّیْطانِ: «وَاسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ»، أَتَدْرِي ما صَوْتُهُ؟ قُلْتُ: لا جُعِلْتُ فِداكَ، قالَ: ذاكَ الْغِناءُ یَسْتَفْزِزُ بِهِ مَن یُصْغِي لَهُ فَمَنْ أَصْغیٰ لَهُ فَقَدْ أَصْغیٰ لِصَوْتِ الشَّیْطانِ وَ إِنَّ صَوْتَهُ یُمْرِضُ الْقَلْبَ وَ یَنْقُصُ الْإِیمانَ وَ یَذْهَبُ بِنُورِ الْوَجْهِ، فَإِیّاكَ أَنْ تُصْغِيَ لِلْغِناءِ! ثُمَّ سَکَتَ حَتّیٰ أَرَدْتُ أَنْ أَقُومَ مِنْ عِنْدِهِ فَقالَ: إِنَّ الشَّیْطانَ یَتَّخِذُ مِنْکُمْ شَرِیکاً وَ وَلَداً فَانْظُرُوا کَیْفَ تَعْمَلُونَ!

ترجمه‌ی گفتار:

یکی از یارانمان ما را خبر داد، گفت: من به غنا گوش می‌سپردم، پس به محضر منصور رسیدم، پس به من نگاهی افکند و فرمود: هرآینه خداوند بلندمرتبه به شیطان فرمود: «و هر کس از آنان که می‌توانی را با صدای خود تحریک کن» (إسراء/ 64)، آیا می‌دانی که صدای او چیست؟ گفتم: نه، فدایت شوم، فرمود: آن غنا است، با آن هر کسی که به آن گوش می‌سپارد را تحریک می‌کند، پس هر کس به آن گوش می‌سپارد به صدای شیطان گوش سپرده است و هرآینه صدای او دل را بیمار می‌کند و ایمان را می‌کاهد و نور چهره را می‌زداید، پس بپرهیز از اینکه به غنا گوش بسپاری! سپس سکوت کرد تا اینکه خواستم از نزد او برخیزم، پس فرمود: هرآینه شیطان از شما شریکی و فرزندی می‌گیرد، پس بنگرید که چگونه عمل می‌کنید!

٥ . أَخْبَرَنا عَلِيُّ بْنُ إِسْماعِیلَ الدّامْغانِيُّ، قالَ: نَهانِيَ الْمَنْصُورُ عَنِ اسْتِماعِ الْغِناءِ الْمُحَرَّمِ، فَقُلْتُ: وَ هَلْ أَعْرِفُ الْغِناءَ الْمُحَرَّمَ إِلّا بَعْدَ اسْتِماعِهِ؟! فَقالَ: اسْتَمِعِ الْقَوْلَ فَإِذا أَحْسَسْتَ مِنْهُ کُفْراً أَوْ فُسُوقاً فَأَعْرِضْ عَنْهُ؛ إِنَّ اللّهَ تَعالیٰ یَقُولُ: «إِذَا سَمِعْتُمْ آيَاتِ اللَّهِ يُكْفَرُ بِهَا وَيُسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ» وَ یَقُولُ: «وَإِذَا سَمِعُوا اللَّغْوَ أَعْرَضُوا عَنْهُ»!

ترجمه‌ی گفتار:

علیّ بن اسماعیل دامغانی ما را خبر داد، گفت: منصور من را از گوش فرا دادن به غنای حرام نهی فرمود، پس گفتم: آیا غنای حرام را جز بعد از گوش فرا دادن به آن می‌شناسم؟! پس فرمود: به هر سخن گوش فرا بده، پس هرگاه از آن کفری یا فسقی احساس کردی، از آن روی بگیر؛ هرآینه خداوند بلندمرتبه می‌فرماید: «هرگاه شنیدید که به آیات خداوند کفر گفته می‌شود و استهزاء می‌شود با آنان ننشینید» (نساء/ 140) و می‌فرماید: «و چون لغو را بشنوند از آن روی بگیرند» (قصص/ 55).

شرح گفتار:

از این گفتار نورانی دانسته می‌شود که اصل در شنیدن سخنان -هر چند آهنگین باشند- جواز است، تا آن گاه که حرمت آن معلوم شود و با این وصف، انسان می‌تواند به هر آوازی گوش بسپارد، تا آن گاه که در آن کفر یا فسقی احساس کند. آن گاه واجب است که از آن روی بگیرد.

٦ . أَخْبَرَنا هاشِمُ بْنُ عُبَیْدٍ الْخُجَنْدِيُّ، قالَ: کُنْتُ مَعَ الْمَنْصُورِ فِي قَرْیَةٍ فَجَلَسْنا تَحْتَ شَجَرَةٍ لِنَسْتَرِیحَ ساعَةً فَجاءَ مِنْ بَعْضِ الْبُیُوتِ صَوْتٌ مِنَ الْمُوسِیقیٰ هادِئٌ لا کَلامَ مَعَهُ فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداكَ لَوْ شِئْتَ لَمَرَرْنا! قالَ: لا حَرَجَ، قُلْتُ: إِنِّي سَمِعْتُكَ تَنْهیٰ عَنْ هٰذا، قالَ: إِنِّي ما نَهَیْتُ عَنْ هٰذا وَلٰکِنِّي نَهَیْتُ عَنِ الْمُنْکَرِ، ثُمَّ قالَ: لا بَأْسَ بِالْمُوسِیقیٰ إِذا لَمْ یَکُنْ مَعَها کَلامٌ فَإِنَّما هِيَ أَصْواتٌ کَأَصْواتِ الطَّیْرِ وَ لا بَأْسَ بِها إِذا کانَ مَعَها کَلامُ حَقٍّ، فَاتَّقُوا اللَّهَ مَا اسْتَطَعْتُمْ وَ لا تُضَیِّقُوا کَما ضَیَّقَ الْخَوارِجُ!

ترجمه‌ی گفتار:

هاشم بن عبید خجندی ما را خبر داد، گفت: به همراه منصور در روستایی بودم، پس در زیر درختی نشستیم تا ساعتی استراحت کنیم، پس از برخی خانه‌ها صدای موسیقی ملایمی آمد که کلامی با آن نبود، پس گفتم: فدایت شوم، اگر بخواهی عبور می‌کنیم! فرمود: تنگنایی نیست، گفتم: من شنیدم که تو از این نهی می‌کنی، فرمود: من از این نهی نکردم، بلکه از منکر نهی کردم، سپس فرمود: موسیقی هرگاه به همراهش کلامی نباشد اشکالی ندارد؛ چراکه آن اصواتی مانند اصوات پرندگان است و هرگاه به همراهش کلام حقّی باشد اشکالی ندارد، پس از خداوند تا جایی که می‌توانید پروا کنید و تنگ نگیرید چونانکه خوارج تنگ گرفتند!

شرح گفتار:

از این گفتار آن جناب برداشت می‌شود که موسیقی بی‌کلام مطلقاً اشکالی ندارد، بلکه حکم آن حکم اصوات پرندگان است، همچنانکه برداشت می‌شود موسیقی همراه با کلام حق نیز اشکالی ندارد، ولی با توجّه به عبارت «از برخی خانه‌ها صدای موسیقی ملایمی آمد» در صدر این گفتار و با توجّه به سایر گفتارها، باید آن را بر موسیقی‌ای حمل کرد که سبکسرانه یعنی موهن و محرّک نیست.

٧ . أَخْبَرَنا مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ الرَّحْمٰنِ الْهِرَوِيُّ، قال: قالَ لِيَ الْمَنْصُورُ: إِنِّي سَمِعْتُ نَغْمَةً حَسَنَةً لا لَغْوٌ فِیها وَ لا تَأثِیمٌ فَحَسِبْتُها مِنْ نَغَماتِ الْجَنَّةِ! قُلْتُ: أَ فَیُعْجِبُكَ شَيْءٌ مِنَ النَّغْمَةِ؟! قالَ: إِنَّها إِذَا اعْتَدَلَتْ وَ لَمْ یَکُنْ فِیها کِذْبٌ وَ لا هَجْوٌ وَ لا فُحْشٌ وَ لا تَشْبِیبٌ فَلا یَکْرَهُها إِلّا الْحِمارُ!

ترجمه‌ی گفتار:

محمّد بن عبد الرّحمن هروی ما را خبر داد، گفت: منصور به من فرمود: من آوازی نیکو شنیدم که نه لغوی در آن بود و نه گناه‌انگیزی، پس پنداشتم که از آوازهای بهشت است! گفتم: آیا پس چیزی از آواز تو را خوش می‌آید؟! فرمود: آن هرگاه معتدل باشد و در آن کذبی یا هجوی یا فحشی یا تشبیبی نباشد، از آن بدش نمی‌آید مگر الاغ!

٨ . أَخْبَرَنا عِیسَی بْنُ عَبْدِ الْحَمِیدِ الْجُوزَجانِيُّ، قالَ: سَأَلْتُ الْمَنْصُورَ عَنِ النَّغْمَةِ و المُوسیقیٰ في ذِکْرِ اللّهِ وَ الثَّناءِ عَلَیْهِ، فَقالَ: لا بَأْسَ بِها، إِنَّ في الزَّبُورِ مَکْتُوباً: سَبِّحُوا اللهَ فِي قُدْسِهِ، سَبِّحُوهُ حَسَبَ كَثْرَةِ عَظَمَتِهِ، سَبِّحُوهُ بِصَوْتِ الصُّورِ، سَبِّحُوهُ بِرَبَابٍ وَ عُودٍ، سَبِّحُوهُ بِدُفٍّ وَ رَقْصٍ، سَبِّحُوهُ بِأَوْتَارٍ وَ مِزْمَارٍ، سَبِّحُوهُ بِصُنُوجِ التَّصْوِيتِ، سَبِّحُوهُ بِصُنُوجِ الْهُتَافِ! ثُمَّ قالَ: إِنَّ الصُّوفیَّةَ یَخْلِطُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ!

ترجمه‌ی گفتار:

عیسی بن عبد الحمید جوزجانی ما را خبر داد، گفت: از منصور درباره‌ی آواز خواندن و ساز نواختن در ذکر خداوند و ستایش او پرسیدم، پس فرمود: اشکالی ندارد، هرآینه در زبور مکتوب است: خداوند را در قدسش بستایید! او را به فراخور عظمت بسیارش بستایید! او را با نوای شیپور بستایید! او را با چنگ و بربط بستایید! او را با دف و رقص بستایید! او را با سازهای زِهی و نی بستایید! او را با سنج‌ها بستایید! او را با سنج‌های بلندآوا بستایید! سپس فرمود: هرآینه صوفیان حق را به باطل می‌آمیزند!

شرح گفتار:

هنگامی که آن جناب، آواز خواندن، ساز نواختن و رقص کردن در ذکر خداوند و ستایش او را جایز دانست، به یاد آورد که صوفیان، این کارها را انجام می‌دهند. از این رو، فرمود: «هرآینه صوفیان حق را به باطل می‌آمیزند» تا به این نکته توجّه دهد که همه‌ی کارهای آنان باطل نیست، بل آنان کارهای حق را به کارهای باطل می‌آمیزند و مثلاً آواز خواندن، ساز نواختن و رقص کردن در ذکر خداوند و ستایش او که في حدّ نفسه اشکالی ندارد را با باورهای خرافی، اشعار صوفیانه، اذکار خودساخته و حرکات غیر متعارف همراه می‌کنند که اشکال دارد.

برای خواندن توضیحات بیشتر درباره‌ی احکام غنا و موسیقی، به پرسش و پاسخ 74 و تعلیقات آن مراجعه کنید.

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
دانلود مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نام کتاب: مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم؛ مجموعه‌ی گفتارهای حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
ناشر: دفتر حفظ و نشر آثار منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی
نسخه: پنجم
زمان انتشار: آبان (عقرب) 1397 هجری شمسی
مکان انتشار: بلخ؛ افغانستان
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟