پنج شنبه ۱۹ تیر (سرطان) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۱۷ ذی القعده ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
* پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی به زبان روسی راه‌اندازی شد. * بخش «درس‌ها» حاوی درس‌های علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی با محوریّت قرآن و سنّت، راه‌اندازی شد. * امکان مطالعه‌ی آنلاین با قابلیت جستجو در متن و عکس‌برداری از صفحات، به بخش «کتاب‌ها» افزوده شد. * کتاب شریف «سبل السّلام» حاوی مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «هندسه‌ی عدالت» اثری ارزشمند از علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی منتشر شد. * کتاب شریف «مناهج الرّسول صلّی الله علیه و آله و سلّم» حاوی مجموعه‌ی گفتارهای نورانی علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی در ابواب «مقدّمات»، «عقاید»، «اخلاق» و «احکام» منتشر شد. * کتاب شریف «الکلم الطّیّب» حاوی نامه‌های حکمت‌آموز حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی منتشر شد.
loading
متن درس
PDF ۲۷

[حدیث ۲۶]

أَمَّا الْحَدِیثُ السَّادِسُ وَالْعِشْرُونَ فَهُوَ ما رَواهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بابِوَیْه فِي «کَمالِ الدِّینِ وَتَمامِ النِّعْمَةِ»، قالَ: حَدَّثَنَا أَبِي وَمُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُما، قالا: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ وَعَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ الْحِمْيَرِيُّ وَمُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى الْعَطَّارُ وَأَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ جَمِيعًا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَمُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَيْنِ بْنِ أَبِي الْخَطَّابِ وَإِبْراهِيمَ بْنِ هاشِمٍ جَمِيعًا، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ، عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئابٍ، عَنْ عُبَيْدِ اللَّهِ بْنِ عَلِيٍّ الْحَلَبِيِّ قالَ: سَمِعْتُ أَبا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ يَقُولُ:

مَكَثَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ بِمَكَّةَ بَعْدَ ما جاءَهُ الْوَحْيُ عَنِ اللَّهِ تَبارَكَ وَتَعالَى ثَلاثَ عَشْرَةَ سَنَةً، مِنْها ثَلاثَ سِنِينَ مُخْتَفِيًا خائِفًا لا يَظْهَرُ حَتَّى أَمَرَهُ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ أَنْ يَصْدَعَ بِما أَمَرَهُ بِهِ، فَأَظْهَرَ حِينَئِذٍ الدَّعْوَةَ.

ترجمه:

امّا حدیث بیست و ششم چیزی است که محمّد بن علي بن بابویه در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» [ص۳۴۴ و ۳۴۵] روایت کرده، (به این صورت که) گفته است: پدرم و محمّد بن حسن رضي الله عنهما ما را حدیث کردند، گفتند: سعد بن عبد الله و عبد الله بن جعفر حميري و محمّد بن يحيى عطار و أحمد بن إدريس همگی ما را حدیث کردند، از أحمد بن محمّد بن عيسى و محمّد بن حسين بن أبي الخطاب و إبراهيم بن هاشم همگی، از حسن بن محبوب، از علي بن رئاب، از عبيد الله بن علي حلبي که گفت: شنیدم ابو عبد الله (جعفر بن محمّد صادق) علیه السلام می‌فرماید:

رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مکّه، پس از اینکه وحی از جانب خداوند تبارک و تعالی به او رسید، سیزده سال درنگ کرد که در سه سال از آن، پنهان و ترسان بود و ظاهر نمی‌شد، تا اینکه خداوند عزّ وجلّ او را فرمان داد که آنچه به او امر فرموده است را آشکار سازد، پس آن گاه دعوت خود را آشکار ساخت.

[حدیث ۲۶-۱]

وَرَوَی البَلَاذُريُّ فِي «أَنْسابِ الْأَشْرافِ»، قالَ: حَدَّثَنِي الْوَلِيدُ بْنُ صَالِحٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ قَالا: حَدَّثَنَا الْوَاقِدِيُّ، عَنْ جَارِيَةَ بْنِ أَبِي عِمْرَانَ، عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ الْقَاسِمِ، عَنْ أَبِيهِ، قَالَ: كَانَ بَيْنَ أَنْ نَزَلَتِ النُّبُوَّةُ عَلَى النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ إِلَى أَنْ أُمِرَ بِإِظْهَارِ الدُّعَاءِ ثَلاثُ سِنِينَ، فَكَانَ دُعَاؤُهُ ثَلاثَ سِنِينَ مُسْتَخْفِيًا.

ترجمه:

همچنین، بلاذُري در کتاب «أنساب الأشراف» [ج۱، ص۱۱۶] روایت کرده، گفته است: ولید بن صالح و محمّد بن سعد من را حدیث کردند، گفتند: واقدي ما را حدیث کرد، از جارية بن أبي عمران، از عبد الرحمن بن قاسم، از پدرش که گفت: از زمان نزول نبوّت بر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم تا زمانی که مأمور به آشکار ساختن دعوت شد، سه سال گذشت. بنابراین، دعوت او به مدّت سه سال، مخفیانه بود.

[حدیث ۲۶-۲]

وَرَوَی أَبُو نُعَیْمٍ فِي «دَلائِلِ النُّبُوَّةِ»، قالَ: أَخْبَرَنَا أَبُو عُمَرَ مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ بْنِ الْحَسَنِ، قَالَ: ثنا الْحَسَنُ بْنُ أَبِي الْجَهْمِ، قَالَ: ثنا الْحُسَيْنُ بْنُ الْفَرَجِ، قَالَ: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ عُمَرَ الْوَاقِدِيُّ، حَدَّثَنِي أَيُّوبُ بْنُ النُّعْمَانِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ كَعْبِ بْنِ مَالِكٍ، عَنْ أَبِيهِ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ كَعْبِ بْنِ مَالِكٍ، قَالَ: أَقَامَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ثَلاثَ سِنِينَ مِنْ نُبُوَّتِهِ مُسْتَخْفِيًا، ثُمَّ أَعْلَنَ فِي الرَّابِعَةِ.

ترجمه:

همچنین، أبو نُعیم در کتاب «دلائل النبوّة» [ص۲۹۲] روایت کرده، گفته است: أبو عمر محمّد بن أحمد بن حسن ما را خبر داد، گفت: حسن بن أبي الجهم ما را حدیث کرد، گفت: حسين بن فرج ما را حدیث کرد، گفت: محمد بن عمر واقدي ما را حدیث کرد، (گفت:) أيوب بن نعمان بن عبد الله بن كعب بن مالك من را حدیث کرد، از پدرش، از عبد الله بن كعب بن مالك که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم سه سال از نبوّتش در اختفا بود، سپس در سال چهارم علنی کرد.

[حدیث ۲۶-۳]

وَرَوَی البَلَاذُريُّ فِي «أَنْسابِ الْأَشْرافِ»، قالَ: حَدَّثَنِي الْوَلِيدُ بْنُ صَالِحٍ وَمُحَمَّدُ بْنُ سَعْدٍ، عَنِ الْوَاقِدِيِّ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ، عَنِ الزُّهْرِيِّ، عَنْ عُرْوَةَ، عَنْ عَائِشَةَ رَضِيَ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهَا قَالَتْ: دَعَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ سِرًّا أَرْبَعَ سِنِينَ، ثُمَّ أَعْلَنَ الدُّعَاءَ.

ترجمه:

همچنین، بلاذُري در کتاب «أنساب الأشراف» [ج۱، ص۱۱۶] روایت کرده، گفته است: ولید بن صالح و محمّد بن سعد من را حدیث کردند، از واقدي، از محمّد بن عبد الله، از زهري، از عروة، از عائشة رضي الله تعالى عنها که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم چهار سال مخفیانه دعوت کرد و سپس دعوت را علنی ساخت.

[حدیث ۲۶-۴]

وَرَوَی أَبُو نُعَیْمٍ فِي «دَلائِلِ النُّبُوَّةِ»، قالَ: حَدَّثَنَا إِبْرَاهِيمُ بْنُ أَحْمَدَ الْمُقْرِئُ، قَالَ: ثنا أَحْمَدُ بْنُ الْفَرَجِ، قَالَ: ثنا أَبُو عَمْرٍو السَّاقِدِيُّ، قَالَ: ثنا مُحَمَّدُ بْنُ مَرْوَانَ، عَنِ الْكَلْبِيِّ، عَنْ أَبِي صَالِحٍ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، قَالَ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مُسْتَخْفِيًا سِنِينَ لا يُظْهِرُ شَيْئًا مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ عَزَّ وَجَلَّ، حَتَّى نَزَلَتْ: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ يَعْنِي أَظْهِرْ أَمْرَكَ بِمَكَّةَ.

ترجمه:

همچنین، أبو نُعیم در کتاب «دلائل النبوّة» [ص۲۷۰] روایت کرده، گفته است: إبراهيم بن أحمد مقرئ ما را حدیث کرد، گفت: أحمد بن فرج ما را حدیث کرد، گفت: أبو عمرو ساقدي ما را حدیث کرد، گفت: محمد بن مروان ما را حدیث کرد، از كلبي، از أبو صالح، از ابن عباس که گفت: رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم چند سال در اختفا بود و چیزی از آنچه خداوند عزّ و جلّ بر او نازل کرد را آشکار نمی‌کرد، تا اینکه نازل شد: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ [حجر/ ۹۴] یعنی کارت را در مکّه آشکار کن.

[حدیث ۲۶-۵]

وَرَوَی الطَّبَرِيُّ فِي «جامِعِ الْبَیانِ»، قالَ: حَدَّثَنِي الْمُثَنَّى، قَالَ: ثنا إِسْحَاقُ، قَالَ: ثنا أَبُو أُسَامَةَ، قَالَ: ثنا مُوسَى بْنُ عُبَيْدَةَ، عَنْ أَخِيهِ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُبَيْدَةَ، قَالَ: مَا زَالَ النَّبِيُّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ مُسْتَخْفِيًا حَتَّى نَزَلَتْ: ﴿فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَأَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ فَخَرَجَ هُوَ وأَصْحَابُهُ.

ترجمه:

همچنین، طبري در کتاب «جامع البیان» [ج۱۴، ص۹۲] روایت کرده، گفته است: مثنى من را حدیث کرد، گفت: إسحاق ما را حدیث کرد، گفت: أبو أسامة ما را حدیث کرد، گفت: موسى بن عبيدة ما را حدیث کرد، از برادرش عبد الله بن عبيدة که گفت: پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم پیوسته در اختفا بود، تا آن گاه که نازل شد: «پس چیزی که امر شده‌ای را آشکار کن و از مشرکان روی بگیر» [حجر/ ۹۴]، پس به همراه یارانش خروج کرد.

[ملاحظه]

قالَ الْمَنْصُورُ حَفَظَهُ اللَّهُ تَعالَی: إِخْفاءُ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ دَعْوَتَهَ بِضْعَ سِنینَ فِي بِدایَةِ نُبُوَّتِهِ، أَمْرٌ مَشْهُورٌ بَیْنَ الْمُسْلِمِینَ وَقَدْ جَرَی مِثْلُهُ لِبَعْضِ النَّبِیِّینَ مِنْ قَبْلِهِ؛ کَما قالَ اللَّهُ حِکایَةً عَنْ نُوحٍ عَلَیْهِ السَّلامُ: ﴿ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَارًا وَرَوَی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بابِوَیْه فِي «کَمالِ الدِّینِ وَتَمامِ النِّعْمَةِ» ما یَدُلُّ عَلَی غَیْبَةِ إِدْرِیسَ وَصالِحٍ وَإِبْراهِیمَ وَیُوسُفَ وَمُوسَی عَلَیْهِمُ السَّلامُ وَمَکْتُوبٌ فِي التَّوْراةِ أَنَّ اللَّهَ قالَ لِإِلْیاسَ عَلَیْهِ السَّلامُ: «انْطَلِقْ مِنْ هُنَا وَاتَّجِهْ نَحْوَ الْمَشْرِقِ وَاخْتَبِئْ عِنْدَ نَهْرِ كَرِيثَ الَّذِي هُوَ مُقَابِلُ الْأُرْدُنِّ، فَتَشْرَبَ مِنَ النَّهْرِ وَقَدْ أَمَرْتُ الْغِرْبَانَ أَنْ تَعُولَكَ هُنَاكَ» فَانْطَلَقَ وَعَمِلَ حَسَبَ كَلَامِ اللَّهِ وَكَانَتِ الْغِرْبَانُ تَأْتِي إِلَيْهِ بِخُبْزٍ وَلَحْمٍ صَبَاحًا وَبِخُبْزٍ وَلَحْمٍ مَسَاءً وَكَانَ يَشْرَبُ مِنَ النَّهْرِ. ثُمَّ اخْتَفَی مَرَّةً أُخْرَی، إِذْ أَرْسَلَتْ إِلَیْهِ إِيزَابِلُ امْرَأَةُ أَخابَ فَتَوَعَّدَتْهُ بِالْقَتْلِ، فَخَافَ وَهَرَبَ لِيَنْجُوَ بِنَفْسِهِ وَکانَ فِي زَمانِهِ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ یُقالُ لَهُ عُوبَدْيَا، فَحِينَ بَدَأتْ إيزَابِلُ بِقَتلِ أنْبِيَاءِ اللَّهِ، أَخْفَی مِائَةَ نَبِيٍّ مِنْهُمْ فِي مَغَارَتَيْنِ، فِي كُلِّ مَغَارَةٍ خَمْسِينَ نبیًّا وَكَانَ يَأْتِي إلَيْهِمْ بِالطَّعَامِ وَالمَاءِ وإذا جازَ هَذَا لِلنَّبِیِّینَ فَهُوَ لِلْإِمامِ أَجْوَزُ.

ترجمه:

منصور حفظه الله تعالی فرمود: اینکه پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم چند سال در آغاز پیامبری‌اش، دعوت خود را پنهان داشت، امری مشهور در میان مسلمانان است و مانند آن برای برخی از پیامبران پیشین نیز واقع شده؛ چنانکه خداوند از قول نوح علیه السلام فرموده است: «سپس من آشکارا و نیز پنهانی آنان را دعوت کردم» [نوح/ ۹] و محمّد بن علي بن بابویه در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» [ص۳۴۴ و ۳۴۵] روایاتی را آورده است که بر غیبت ادریس، صالح، ابراهیم، یوسف و موسی علیهم السلام دلالت دارند و در تورات نوشته شده است که خداوند به الیاس علیه السلام فرمود: «از اینجا برو و به جانب مشرق روی نما و خویشتن را نزد نهر کِریت که در شرق رود اردن است، پنهان کن. از آب نهر بنوش و کلاغان را فرمان داده‌ام تا در آنجا برایت خوراک فراهم کنند.» پس الیاس علیه السلام روانه شد و مطابق با فرمان خداوند عمل کرد و کلاغان برای او صبحگاهان نان و گوشت و شامگاهان نیز نان و گوشت می‌آوردند و از آب نهر می‌نوشید [پادشاهان ۱، ۱۷:۲-۶]. سپس بار دیگر مخفی شد؛ هنگامی که ایزابل زن أخاب به سوی او فرستاد و او را به قتل تهدید کرد، پس ترسید و گریخت تا جان خود را نجات دهد [پادشاهان ۱، ۱۹:۲-۴] و در زمان او مردی مؤمن به نام عوبدیا بود، پس چون ایزابل شروع به کشتن پیامبران خدا کرد، صد تن از آنان را در دو غار پنهان ساخت، در هر غار پنجاه پیامبر را و سپس برایشان آب و غذا می‌آورد [پادشاهان ۱، ۱۸:۳-۴] و هرگاه این برای پیامبران جایز باشد، پس برای امام جایزتر است.

[حدیث ۲۶-۶]

وَرَوَی مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ بابِوَیْه فِي «کَمالِ الدِّینِ وَتَمامِ النِّعْمَةِ»، قالَ: حَدَّثَنَا أَبِي وَمُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُما قالا: حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ قالَ: حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَعَلِيُّ بْنُ إِسْماعِيلَ بْنِ عِيسَى، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَمْرِو بْنِ سَعِيدٍ الزَّيَّاتِ، عَنِ الْجَرِيرِيِّ، عَنْ عَبْدِ الْحَمِيدِ بْنِ أَبِي الدَّيْلَمِ الطَّائِيِّ قالَ: قالَ لِي أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلامُ: يا عَبْدَ الْحَمِيدِ بْنَ أَبِي الدَّيْلَمِ، إِنَّ لِلَّهِ تَبارَكَ وَتَعالَى رُسُلًا مُسْتَعْلِنِينَ وَرُسُلًا مُسْتَخْفِينَ، فَإِذَا سَأَلْتَهُ بِحَقِّ الْمُسْتَعْلِنِينَ فَسَلْهُ بِحَقِّ الْمُسْتَخْفِينَ.

ترجمه:

همچنین، محمّد بن علي بن بابویه در کتاب «کمال الدین و تمام النعمة» [ص۳۴۴] روایت کرده، گفته است: پدرم و محمّد بن حسن رضي الله عنهما ما را حدیث کردند، گفتند: سعد بن عبد الله ما را حدیث کرد، گفت: أحمد بن محمد بن عيسى و علي بن إسماعيل بن عيسى ما را حدیث کردند، از محمد بن عمرو بن سعيد زيّات، از جريري، از عبد الحميد بن أبي الديلم طائي که گفت: ابو عبد الله (جعفر بن محمّد صادق) علیه السلام به من فرمود: ای عبد الحمید بن أبي الدیلم! هرآینه برای خداوند فرستادگانی آشکار و فرستادگانی پنهان بوده است، پس هرگاه از او به حقّ فرستادگان آشکار مسئلت کردی، به حقّ فرستادگان پنهان هم مسئلت کن.

هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
هرگونه استفاده و برداشت از مطالب این پایگاه با ذکر منبع بلامانع است.
×
آیا مایلید در خبرنامه‌ی پایگاه عضو شوید؟