شنبه ۲۴ مهر (میزان) ۱۴۰۰ هجری شمسی برابر با ۹ ربیع الأوّل ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۲۷) مهدی چه در حال حاضر موجود باشد و چه نباشد، نشستن به انتظارش جایز نیست، بلکه زمینه‌سازی برای ظهورش بر عموم عدالت‌خواهان جهان واجب است و مراد از آن تحصیل مقدّمات لازم برای تأمین امنیّت او و تحقّق حاکمیّتش پس از ظهور است. [پرسش و پاسخ ۲۵۶]
loading
نقدها و بررسی‌ها
رفتن به
شماره
ابتدا/۱/انتها
رفتن به
صفحه

نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی اصول و قواعد

کد شماره کد موضوع و متن نقد نویسنده‌ی نقد تاریخ نقد تعلیق
۸ ۱۷۸
احکام؛ اصول و قواعد
بنده قصد داشتم نظر جناب آقای هاشمی خراسانی راجع به آزادی در حکومت اسلامی را بدانم؛ اینکه به نظر ایشان، جامعه‌ای که مبنای آن دین اسلام است، باید آزادی مشروط داشته باشد یا آزادی تام؟ البته اینکه قوانین برای هر جامعه‌ای لازم است و هر کسی تا زمانی آزادی دارد که به دیگران آسیبی نرساند، کاملاً درست و مطابق با عقل است، اما در سایر موارد، آیا باید به انسان‌ها آزادی مطلق داد یا مقیّد؟ برای مثال، نوشیدن مشروبات الکلی در اسلام حرام است و در این مورد، نه از جنبه‌ی عقلی و نه از جنبه‌ی دینی، شکّی نیست، اما تا زمانی که فرد با نوشیدن مشروبات الکلی به دیگران آسیبی نرساند، آیا می‌توان به آن اجازه داد؟ با توجّه به اینکه حتّی خداوند هم در زمان هدایت کردن مردمان گذشته، چیزی را با زور به آنان تحمیل نکرد و این عالمان بعد از پیامبران بودند که آزادی را از انسان‌ها گرفتند به این دلیل که افراد به گناه نیفتند. البته بنده با این موافق نیستم که ما برای انسان‌ها اسباب گناه را ایجاد کنیم، اما معتقدم اگر کسی با عقل و منطق خودش، انجام گناه را روا می‌دارد، ما نباید جلوی وی را بگیریم و حتّی او را به این دلیل مجازات کنیم.
امیر ۱۳۹۹/۱۲/۹
۷ ۱۷۰
احکام؛ اصول و قواعد
بنیامین ۱۳۹۹/۶/۲۸
۶ ۱۲۲
احکام؛ اصول و قواعد
ابو حسن الحساني ۱۳۹۶/۵/۱۰
۵ ۱۱۷
مقدّمات؛ حجّت؛ کتاب خداوند؛ ویژگی‌های قرآن
آیا این سخن از امیر المؤمنین صادر شده است؟ «كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ: مُبَيِّنًا حَلَالَهُ وَحَرَامَهُ، وَفَرَائِضَهُ وَفَضَائِلَهُ، وَنَاسِخَهُ وَمَنْسُوخَهُ، وَرُخَصَهُ وَعَزَائِمَهُ، وَخَاصَّهُ وَعَامَّهُ، وَعِبَرَهُ وَأَمْثَالَهُ، وَمُرْسَلَهُ وَمَحْدُودَهُ، وَمُحْكَمَهُ وَمُتَشَابِهَهُ، مُفَسِّرًا جُمَلَهُ، وَمُبَيِّنًا غَوَامِضَهُ. بَيْنَ مَأْخُوذٍ مِيثَاقُ عِلْمِهِ، وَمُوَسَّعٍ عَلَى الْعِبَادِ فِي جَهْلِهِ، وَبَيْنَ مُثْبَتٍ فِي الْكِتَابِ فَرْضُهُ، وَمَعْلُومٍ فِي السُّنَّةِ نَسْخُهُ، وَوَاجِبٍ فِي السُّنَّةِ أَخْذُهُ، وَمُرَخَّصٍ فِي الْكِتَابِ تَرْكُهُ، وَبَيْنَ وَاجِبٍ بِوَقْتِهِ، وَزَائِلٍ فِي مُسْتَقْبَلِهِ، وَمُبَايَنٌ بَيْنَ مَحَارِمِهِ، مِنْ كَبِيرٍ أَوْعَدَ عَلَيْهِ نِيرَانَهُ، أَوْ صَغِيرٍ أَرْصَدَ لَهُ غُفْرَانَهُ، وَبَيْنَ مَقْبُولٍ فِي أَدْنَاهُ، وَمُوَسَّعٍ فِي أَقْصَاهُ». (خطبه‌ی اول در نهج البلاغة) اگر بله آیا بیان نمی‌کند که سنّت ممکن است ناسخ کتاب خداوند باشد؟ پس چطور ممکن است این سخن از او ناشی شود؟!
محمد علوي ۱۳۹۶/۴/۱۲
۴ ۱۰۱
مقدّمات؛ عقل
رضا راضی ۱۳۹۵/۸/۲۹
۳ ۸۸
مقدّمات؛ عقل
فرهاد گلستان ۱۳۹۵/۲/۲۳
۲ ۸۶
مقدّمات؛ حجّت؛ کتاب خداوند؛ ویژگی‌های قرآن
دشمن خراسانی (!) ۱۳۹۵/۲/۱۰
۱ ۳۴
احکام؛ اصول و قواعد
عقیده‌ی جناب منصور هاشمی خراسانی برای این جانب قابل تصدیق است. مطابق با عقیده‌ی ایشان آن طور که بنده از کتاب ارزشمندشان برداشت کردم، اولاً ظنّ به احکام شرع برای مردم کافی نیست و یقین برای آن‌ها لازم است و ثانیاً تنها طریق دست یافتن آن‌ها به یقین، رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین است و ثالثاً رجوع به خلیفه‌ی خداوند در زمین برای آن‌ها ممکن است و عدم امکان آن ذاتی نیست و در صورت اراده و اقدام آن‌ها تحقّق پیدا می‌کند. اما سؤالی که برای بنده باقی مانده این است که الآن من به عنوان کسی که دعوت جناب منصور را پذیرفته و مصمّم به زمینه‌سازی برای ظهور مهدی است، چگونه می‌توانم تکالیف شرعی خودم مانند نماز و روزه و حجّ و زکات را انجام بدهم؟ با توجه به اینکه تقلید و اجتهاد مصطلح، هر دو من را به ظن می‌رسانند و ظنّ بنا بر فرمایش متین این بزرگوار حجّت نیست و اراده و اقدام من به تنهایی نیز برای دسترسی به مهدی کفایت نمی‌کند تا بتوانم با رجوع به آن حضرت یقین به تکالیف شرعی خودم پیدا بکنم و ممکن است تا زمانی که عدّه‌ای کافی از مردم با من در این زمینه همراه می‌شوند و به جناب منصور می‌پیوندند تا زمینه برای ظهور مهدی فراهم شود مدّت زیادی طول بکشد و من قاعدتاً نمی‌توانم در این مدّت، تکالیف شرعی خودم را ترک کنم. البته جناب منصور به درستی فرموده‌اند که بار گناه این عدم یقین بر گردن خود من است و من هستم که به نوبه‌ی خودم در این عدم دسترسی به مهدی نقش داشته‌ام و تبعاً خودم را از یقین به احکام شرع محروم کرده‌ام، ولی با این حال من که الآن به اصطلاح توبه کرده‌ام و دعوت این بزرگوار را پذیرفته‌ام و در صدد زمینه‌سازی برای ظهور مهدی برآمده‌ام، باز هم نمی‌توانم یقین به احکام شرع پیدا کنم؛ چراکه سایر مردم با من همراهی نمی‌کنند. لذا سؤال بزرگ این است که من در این مدّت چه خاکی باید بر سرم بکنم و بدون تقلید و اجتهاد و رجوع به مهدی چگونه به تکالیف شرعی‌ام عمل کنم؟! آیا با اینکه من به سوی اسلام خالص بازگشت کرده‌ام و حق را شناخته‌ام و به جناب منصور پیوسته‌ام، وضعم از این جهت با گذشته فرقی نکرده و با دیگرانی که این کار را نکرده‌اند برابر است؟! در این صورت، قبول دعوت جناب منصور صرف نظر از اینکه برای ظهور مهدی لازم است، چه فایده‌ای برای من از جهت عمل به تکالیف شرعی دارد؟! من جواب همه‌ی سؤالاتم را تاکنون گرفته‌ام و این آخرین سؤالی است که برایم باقی مانده است و فکر می‌کنم که اگر جواب این سؤالم را بدهید، حجّت از هر لحاظ بر من تمام می‌شود و می‌توانم جان خودم و هر چیز دیگری که دارم را با خوشحالی در راه این انسان بزرگ بدهم إن شاء الله. با تشکّر از پاسخ شما که مشتاقانه منتظرش هستم.
سیّد محمود طباطبایی ۱۳۹۴/۱/۱۶
رفتن به
شماره
ابتدا/۱/انتها
رفتن به
صفحه
دانلود مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌ها
نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی منصور هاشمی خراسانی