چهار شنبه ۲ مهر (میزان) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۵ صفر ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۷) کتاب «هندسه‌ی عدالت» را از جهات مختلفی می‌توان مکمّل کتاب «بازگشت به اسلام» یا طرحی جامع برای عملیاتی کردن آن دانست؛ چراکه با متانت و إتقانی فوق العاده، استراتژی انقلاب جهانی را تبیین می‌کند و نقشه‌ی راه زمینه‌سازی برای حاکمیّت مهدی را به تصویر می‌کشد. (هندسه‌ی عدالت؛ سخن ناشر)
loading
نقدها و بررسی‌ها
رفتن به
شماره
ابتدا/۱/انتها
رفتن به
صفحه

نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی تقلید

کد شماره کد موضوع و متن نقد نویسنده‌ی نقد تاریخ نقد تعلیق
۱۰ ۱۰
مقدّمات؛ علم؛ ضرورت و چگونگی کسب علم (اجتهاد)
فرهاد گلستان ۱۳۹۷/۱۰/۱
۹ ۹
مقدّمات؛ علم؛ ضرورت و چگونگی کسب علم (اجتهاد)
مهدی طارمی ۱۳۹۶/۵/۹
۸ ۸
عقاید؛ شناخت خلفاء خداوند؛ پیامبر خاتم؛ ویژگی‌های پیامبر خاتم
رضا راضی ۱۳۹۵/۸/۲۹
۷ ۷
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
سبحان ۱۳۹۴/۵/۲۶
۶ ۶
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
ساحل آزادی ۱۳۹۴/۲/۲۵
۵ ۵
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
در متن کتاب آمده است: «اختلاف آنان [عالمان مسلمان] با یکدیگر در گفته‌ها و کرده‌هاشان، فاحش و فراوان است؛ در حالی که حق، مسلّماً گفته یا کرده‌ی واحدی است و قابلیّت تعدّد و تکثّر ندارد و با این وصف، پیروی آنان، از یک سو متناقض و بی‌معناست و از سوی دیگر، به اختلاف مسلمانان می‌انجامد؛ همچنانکه به آن انجامیده است؛ چراکه اختلاف مسلمانان در عقاید و اعمالشان، بیش از هر چیز، معلول پیروی آنان از عالمان مختلف است». حال اینکه همین گفته نشان می‌دهد بین برداشت ۲ نفر که نه تنها از کسی تقلید نمی‌کنند، بلکه دین را با تفقّه در آیات و روایات گرفته‌اند نیز ممکن است اختلاف به وجود بیاید؛ یعنی نمی‌توان به طور قطعی گفت مسلمانان با تفقّه در دین به یک برداشت واحد می‌رسند و در نتیجه طبق استدلال خود کتاب تنها یکی از این برداشت‌ها صحیح است و بقیه نادرست است و این یعنی ما باز هم مسلمانانی خواهیم داشت که تلقّی ناصحیحی دارند و اینجا چه تفاوتی بین نتیجه‌ی این ۲ روش است؟ سؤال دیگر نیز این است که در ادامه آمده است: «پیروی از آن‌ها [یعنی عالمان]، مبتنی بر ظنّ پیروانشان به مطابقت گفته‌ها و کرده‌های آن‌ها با شرع است» که با توجه به تأکید نویسنده بر یقین عقلی، متأسفانه دلیل عقلی برای این مسئله ذکر نکرده‌اند. البته این نکته لازم به ذکر است که در صورت مراجعه به مراجع تقلید و درخواست دلیل عقلی احکام و فتاوا و استناد به آیات و روایات، آنان دریغ نکرده و در اختیار می‌گذارند.
سیّد احسان ۱۳۹۴/۱/۲
۴ ۴
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
در مبحث تقلید اگرچه توضیحاتی که ارائه شده در برخی بحث‌ها صحیح است، اما در برخی جهات به درستی توضیح نیامده است. خداوند در هیچ یک از آیات کتاب آسمانی پیروی از علما را در دین دستور نداده بلکه ضمن اینکه علم و دانش را بهترین نعمت دانسته از سوی دیگر عامل انحراف در دین را نیز عالمان معرفی کرده و مثال آن علمای اهل کتاب که آیات مربوط به معرفی حضرت رسول الله را از کتاب تورات و انجیل در آورده‌اند. اما پرودگار عالمیان برای آن دسته از مردمی که سواد خواندن یا توان فهم برخی آیات قرآن را ندارند، توصیه نموده است به ربانیون و صالحان مراجعه کنند. تقلید اگر کورکورانه و پیروی بی‌چون و چرا باشد مردود است، اما اگر از شخص صالح و مقرب درگاه خداوند باشد برای آن کس که توان خواندن یا درک درست آیات را ندارد لازم و مفید است. اگر نظر شما را بر این بدانیم که تقلید از هر کس و هر نحو مردود است آن وقت چگونه انتظار دارید که عده‌ای از شما پیروی نمایند و اجتماع واحدی شکل بگیرد هر چند که هدف بسیار مقدس باشد؟
محمّد ۱۳۹۳/۱۲/۲
۳ ۳
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
علی پارسا ۱۳۹۳/۱۲/۲
۲ ۲
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
از آنجا که کتاب ایشان را مطالعه کرده‌ام نتیجه گرفتم با عقل خودم همان عقلی که ایشان بیان کرده اند که اولاً هر کسی که لقب علامه بودن را به ایشان نسبت داده است هم سنخ ایشان بوده و این مثل همان نقد اجتهاد ایشان از مجتهدین است، پس تسلسل هست و علامه بودن ایشان باطل است چون خود ایشان گفتند که مجتهد بودن یکی منوط به ابراز اجتهاد یک مجتهد دیگر است که در جای خود این حرف ایشان باطل است چون شخص اجتهاد بودن خود را از حوزه علمیه گرفته مثل دکترا که از دانشگاه می‌گیری، ولی در نظرات اجتهادی خود اصلاً تقلید نمی‌کند، چون اگر تقلید کند دیگر اجتهاد او بی معنی است؛ پس اگر این حرف خود را در مورد مجتهدین قبول دارند پس علامه بودن ایشان هم باطل است چون یکی که خود مثل ایشان بوده ایشان را علامه کرده است. دوما اگر تقلید باطل است پس رای و نظر ایشان هم باطل است چون هرکس که نظر ایشان را بپذیرد تقلید از ایشان کرده است و خود تحقیق نکرده است چون ایشان هم با یقین حرف نمی‌زند کسی که با یقین حرف می‌زند باید استقراء تام داشته باشد از همه زمان‌ها و حال آنکه ایشان در زمان گذشته نبوده‌اند و در آینده هم مجاز می‌باشند. پس یقینی ندارد جز ظن به این که یقین دارد پس ایشان هم شامل همون آیه‌ای می‌شوند که در سوره نجم آمده آیه ۲۸ چون عقل ایشان هم معصوم نیست و ممکن است که چیزی را که بدیهی نیست بدیهی فرض کند و چیزی را که یقینی نیست یقینی فرض کند. پس حرف‌های ایشان باطل است. من توی طول این کتابی که نوشته است را مطالعه می‌کردم جز خندیدن به مطالب ایشان چیزی ندیده‌ام. بازگشت ایشان به اسلام نیست بلکه در حقیقت بازگشت به خرافات و ... به ظن هست. اصلاً اسلام را از کجا گرفته‌اند؟ آیا در زمان پیامبر بوده اند یا نه؟ اگر بوده‌اند که عمر نوح را هم شکسته‌اند و اگر نبوده‌اند که از کجا می‌دانند اسلامی وجود داشته است و از کجا می‌دانند که امامی بوده است جز از تقلید و تقلید از راوی باطل است چون بنابر قول ایشان او نیز عصمت عقل نداشته و شاید او اشتباه گفته است و اکاذیبی از خودش بوده. از کجا معلوم این قرآن همان قرآن است؟ از کجا معلوم این اسلام همان اسلام هست؟ پس حرف همه کشک و باطل است... سوما گفته ایشان و استدلال از آیات خیلی ساده و پوچ هست چون خود ترجمه و استدلال کرده است. آیا ایشان پیامبر بوده است که منظور قرآن را فهمیده‌ و ترجمه کرده‌ است؟ با کدام لغت؟ همه لغت ها باطل هست چون تقلید از قوم خاص می‌شود و قول آنها بر من حجت نیست. حال تکلیف چیست؟ چهارما چرا آیات را کوتاه کوتاه آورده است و کامل قبل و بعد را بیان نکرده است و شان نزول را بیان نکرده است؟ ایشان هم شامل اون علما می‌شود در کتاب نوشتن حال چه با نام رساله و چه بازگشت به اسلام، پس ایشان هم مثل اونا هست. اگر حرف ایشان و استدلال ایشان قبول و درست هست پس حرف اونا هم درست هست چون در عدم عصمت و عقل با هم شراکت دارند. من گمانم ایشان اهل تسنّن باشد... اگر حرف ایشان حق هست بروند برای مناظره و آدرس و تلفن انتظاغرات (!) خودش را می‌داد. مگر نمی‌گوید توکل بر خدا در اول کتاب؟! کسی که توکل بر خدا دارد و حرفش حق هست دیگر ترس معنی ندارد. اگر حاظر (!) به بحث هستید بسم الله... متأسفم از اینکه لقب علامه به او داده‌اند که بلد نیست چطور استدلال بیاورد و بلد نیست چطور اثبات کند ... یا حق اگر با انصاف هستید نظر من رو هم بگذارید ولی نگمانم (!) بگذارید.
مسافر راه دور! ۱۳۹۳/۱۰/۱۸
۱ ۱
مقدّمات؛ علم؛ موانع کسب علم؛ تقلید
اگر طبق اندیشه‌ی منصور هاشمی خراسانی، احادیث (به استثنای معدودی از آن‌ها) ظنّی محسوب می‌شوند، با این حساب من نوعی احکام شرعی را از چه جایی غیر از رساله‌ی مراجع بزرگوار تقلید پیدا کنم؟ با توجّه به اینکه ایشان اجتهاد را هم قبول ندارند! احکام نماز که در قرآن آمده «إِنَّ الصَّلاَةَ كَانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتَابًا مَّوْقُوتًا» (نساء/ ۱۰۳) یعنی «بی‌تردید نماز همواره بر مؤمنان مقرّری است واجب» را از کجا بگیرم؟ احکام روزه را که در قرآن آمده «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ» (بقرة/ ۱۸۳) یعنی «ای کسانی که ایمان آورده‌اید، روزه بر شما نوشته و مقرّر شده» را از کجا بگیرم؟ و کلّی احکام دیگر برای اعمالی که در قرآن واجب شده است. آیا این‌ها را فعلاً رها کنم و بروم خودم و تعداد زیادی از انسان‌ها را آن چنان تربیت کنم تا خلیفه‌ی خدا ظهور کند و آن وقت نماز و روزه و … را انجام دهم؟ این که اصلاً منطقی نیست!
مرتضی ۱۳۹۳/۱۰/۱۲
رفتن به
شماره
ابتدا/۱/انتها
رفتن به
صفحه
دانلود مجموعه‌ی نقدها و بررسی‌ها
نقدها و بررسی‌ها درباره‌ی منصور هاشمی خراسانی