شنبه ۳ مهر (میزان) ۱۴۰۰ هجری شمسی برابر با ۱۸ صفر ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۶۸) وای بر عالمان بد که در پی جلب رضایت سلطان‌اند؛ پس حق را باطل و باطل را حق می‌نمایند و بر ضدّ مستضعفان و به سود مستکبران فتوا می‌دهند؛ همانان که اموال مهدی را می‌خورند و از راه او باز می‌دارند؛ هنگامی که دعوت من به سوی او را می‌شنوند و آن را در گمراهی می‌شمارند، تا مردم را از اجابت آن باز دارند و از حرکت به سوی مهدی مشغول سازند، تا حکومت‌شان در زمین جاودانه باشد و به جای او اطاعت شوند؛ مانند کاهنان بنی اسرائیل که پیامبران خدا را تکذیب کردند و از اقامه‌ی احکام او باز داشتند، تا تقالیدشان برای همیشه محفوظ باشد و از رزق‌شان در صبح و شام کاسته نشود! [فرازی از گفتار ۲۹ منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی]
loading
نقد و بررسی
 

در صفحه‌ی ۱۷۴ کتاب بازگشت به اسلام از آیه‌ی قرآنی استنباط شده است که اگر آن‌ها [یعنی اولیاء شیطان] به شما تعدّی کردند، شما نیز به مانند آن‌ها تعدّی کنید، ولی ما در سیره‌ی ائمه‌ی اهل بیت و پیشوایان دینی می‌بینیم که آن‌ها حتّی به قواعد ساخته و وضع شده‌ی دشمنانشان پایبند بودند و هرگز به بهانه‌ی بی‌قانونی آن‌ها، به بی‌قانونی و کارهای غیرقانونی دست نمی‌زدند. لذا شما چگونه توقع دارید همراهانتان که در واقع مسلمانان هستند به این گونه اعمال دست بزنند؟ وانگهی از کجا معلوم، کسانی که شما عامل شکست یا عدم موفقیت‌شان می‌شوید، دقیقاً همانانی هستند که عامل شکست یا عدم موفقیت شما یا سایر مسلمانان شده‌اند؟

لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:

اولاً لزوم اعتداء به مثل بر کسانی که بر مسلمانان اعتدا می‌کنند، یک استنباط از آیه‌ی قرآن شمرده نمی‌شود، بل صریح آن است که می‌فرماید: ﴿فَمَنِ اعْتَدَى عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدَى عَلَيْكُمْ ۚ[۱]؛ «پس هر کس بر شما اعتدا کرد، پس بر او اعتدا کنید به مثل چیزی که او بر شما اعتدا کرد». با این وصف، روشن است که آن امر خداوند است و مبنای دفاع در اسلام شمرده می‌شود تا اولیاء شیطان بر مسلمانان استیلا نیابند و ظلم را بر جهان نگسترانند و فساد را در آن نپرورانند و مساجدی که نام خداوند در آن‌ها برده می‌شود را ویران نسازند. همچنانکه آیات دیگری در قرآن، با صراحت از تحاکم به طاغوت نهی کرده و از اطاعت ظالمان بر حذر داشته و قبول احکام آنان را شرک دانسته و به مبارزه با آنان فرمان داده است.

ثانیاً ادّعای آنکه سیره‌ی ائمّه‌ی اهل بیت بر خلاف این آیات قرآن بوده، محض توهّم است، بلکه از مصادیق افترا است؛ چراکه آنان بنا بر حدیث متواتر ثقلین، هرگز از قرآن جدا نشده‌اند و همواره با آن هماهنگ بوده‌اند و با این وصف، ممکن نیست که سر در برابر طاغوت فرود آورده باشند و مطیع ظالمان شده باشند و در مبارزه با آنان کوتاهی کرده باشند.

ثالثاً از حیث تاریخی ثابت است که ائمّه‌ی اهل بیت، حکومت ظالمان را به رسمیت نمی‌شناخته‌اند و مبارزه با آن را واجب می‌دانسته‌اند و قیام‌های آنان و فرزندانشان بر ضدّ امویان و عبّاسیان گواه این واقعیّت است. آنان همواره نماد مبارزه با طاغوت و ایستادگی در برابر ظلم بوده‌اند و علّت حبس، تبعید و شهادت‌شان توسّط ظالمان نیز همین بوده است؛ با توجّه به اینکه اگر آنان چنانکه شما می‌پندارید به قوانین ظالمان پایبند بودند، هرگز مورد آزار آن‌ها قرار نمی‌گرفتند، بلکه چه بسا مورد إکرام آن‌ها قرار می‌گرفتند و از اینجا معلوم می‌شود که حتّی دشمنانشان چنین گمان بدی را به آنان روا نمی‌داشتند! آری، آنان گاهی در ظاهر، خود را به قوانین آن‌ها پایبند نشان می‌دادند، ولی این تنها از باب تقیّه بود تا بتوانند در خفا با آن‌ها مبارزه کنند؛ چراکه تقیّه در مبارزه با آن‌ها بر پایه‌ی قرآن و سنّت جایز است.

رابعاً نگرانی شما برای قوانین ظالمان که بر خلاف قوانین خداوند وضع شده، به غایت عجیب است؛ چراکه این قوانین، احکام طاغوت شمرده می‌شوند و اطاعت از آن‌ها پرستش طاغوت و شرک به خداوند است؛ با توجّه به اینکه هر کس قانون‌گذاری جز خداوند را بپذیرد و در برابر قانونی جز قانون خداوند سر فرود آورد، مشرک است و این چیزی است که در کتاب شریف «بازگشت به اسلام» مبحث «توحید خداوند» به روشنی تبیین شده است؛ همچنانکه رکون به ظالمان و اطاعت از آنان، باور نادرست اهل حدیث و سلفیان است که در مبحث «تقلید از ظالمان» مورد نقد قرار گرفته و بر خلاف ضروریّات اسلام شمرده شده و با این وصف، شاید مراد شما از «ائمه‌ی اهل بیت و پیشوایان دینی»، ائمّه‌ی اهل حدیث و پیشوایان سلفیّه بوده است.

خامساً اعتدا بر کسی که معلوم نیست بر مسلمانان اعتدا کرده باشد، جایز نیست و این واضح‌تر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد. با این وصف، سؤال شما مبنی بر اینکه از کجا معلوم کسی که بر او اعتدا می‌شود همان است که اعتدا کرده، بی‌معناست؛ زیرا بر کسی که معلوم نیست همان است، اعتدا نمی‌شود و این از محلّ نزاع بیرون است!

↑[۱] . البقرة/ ۱۹۴
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که نقد شما، در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور، یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . مدّت معمول برای بررسی هر نقد، ۳ تا ۱۰ روز است.
۳ . بهتر است که از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت، خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading