شنبه ۱۸ مرداد (اسد) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۱۸ ذی الحجه ۱۴۴۱ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۵۷) شیطان و حزب او در زمان ما بیشتر از هر زمان دیگری، مجهّز به ابزار قدرت، ثروت و رسانه شده‌اند و با سوء استفاده از این ابزارهای کارآمد، افکار عمومی را در اختیار خود گرفته‌اند و مناسبات جهانی را به سود خود تغییر داده‌اند و در حال سرکوب عدالت‌خواهان، عقیم‌سازی اصلاحات، وارونه کردن حقایق و ملوّث نمودن آموزه‌های فطری و اسلامی هستند. مهم‌ترین هدف آنان از این اقدامات، یک چیز است: جلوگیری از ظهور امام مهدی علیه السلام. (مقاله‌ی ۶۳)
loading
نقد و بررسی
 

لطفاً حدیث ذیل را در صورت صلاحدید آقای خراسانی در صفحه اول سایت درج نمایید.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: «هنگامی که پرچم‌های سیاه از خراسان به راه افتاد به سویش بشتابید ولو با سینه‌خیز رفتن بر روی برف‌ها باشد، که صاحبان آن پرچم‌ها طرفداران حق هستند، آن‌ها حق را مطالبه می‌کنند ولی به آن‌ها داده نمی‌شود، بار دیگر حق را مطالبه می‌کنند ولی به آن‌ها داده نمی‌شود، پس نبرد می‌کنند و پیروز می‌شوند و آنچه می‌خواستند به آن‌ها داده می‌شود، ولی آن‌ها دیگر نمی‌پذیرند، گویی با چشم خود می‌بینم که شمشیرها را حمایل کرده‌اند و پیش می‌تازند تا پرچم‌ها را به مهدی علیه السلام تسلیم کنند، آگاه باش که آن‌ها یاران مهدی‌اند و زمینه‌ی سلطنت جهانی او را فراهم می‌سازند، دل‌های آن‌ها چون قطعات آهن است» و روایت شده است: «هنگامی که پرچم‌های سیاه را مشاهده کردید که از سوی مشرق به حرکت درآمده فارسیان را گرامی بدارید که دولت ما در میان آن‌هاست».

السلام علینا و علی عباد الله الصالحین السلام علیکم و رحمت الله و برکاته

این مضمون حدیث متواتری است که در میان اهل حدیث به «حدیث الرایات» مشهور است و محدّثان شیعه و اهل سنّت هر دو با اسناد مختلف در کتب معتبر روایت کرده‌اند؛ چنانکه از میان شیعه، کسانی چون محمد بن سلیمان کوفی (د.۳۰۰ق) در مناقب أمیر المؤمنین[۱]، قاضی نعمان مغربی (د.۳۶۳ق) در شرح الأخبار[۲]، محمّد بن جریر طبری (قرن۴) در دلائل الإمامه[۳]، محمّد بن ابراهیم نعمانی (د.۳۸۰ق) در الغیبه[۴]، ابن طاووس (د.۶۶۴ق) در الملاحم و الفتن[۵]، ابن ابی حاتم عاملی (د.۶۶۴ق) در الدرّ النظیم[۶] و از میان اهل سنّت، کسانی چون ابن ابی شیبه‌ (د.۲۳۵ق) در المصنّف[۷]، احمد بن حنبل (د.۲۴۱ق) در المسند[۸]، ابن ماجة (د.۲۷۳ق) در سنن[۹]، ابن حماد (د.۲۸۸ق) در کتاب الفتن[۱۰]، احمد بن عمرو البزاز (د.۲۹۲ق) در المسند[۱۱]، ابو سعید شاشی (د.۳۳۵ق) در المسند[۱۲]، طبرانی (د.۳۶۰ق) در المعجم الأوسط[۱۳]، ابن عدی (د.۳۶۵ق) در الکامل[۱۴]، حاکم نیشابوری (د.۴۰۵ق) در المستدرک[۱۵] و بیهقی (د.۴۵۸ق) در دلائل النبوّة[۱۶] آن را روایت کرده‌اند و برخی به صحّت آن و شهرتش در میان سلف تصریح نموده‌اند. مطابق با این حدیث متواتر و مشهور، پیوستن به نهضتی که از شرق خراسان بزرگ با پرچم‌های سیاه ظاهر می‌شود و به سوی اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عموماً و مهدی علیه السلام خصوصاً دعوت می‌کند و برای حاکمیّت مهدی علیه السلام زمینه‌سازی می‌نماید، بر هر مسلمانی واجب است و این نهضتی است که برخی اهل علم آن را نهضت منصور هاشمی خراسانی می‌دانند؛ چراکه نهضت این بزرگوار، از شرق خراسان بزرگ با پرچم‌های سیاه ظاهر شده است و به سوی اهل بیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم عموماً و مهدی علیه السلام خصوصاً دعوت می‌کند و برای حاکمیّت مهدی علیه السلام زمینه‌سازی می‌نماید و پیش از آن هیچ نهضت دیگری با این خصوصیّت در این منطقه‌ی جغرافیایی ظاهر نشده است و پس از آن نیز هر نهضت دیگری که -فرضاً- با این خصوصیّت در این منطقه‌ی جغرافیایی ظاهر شود، ناگزیر دنباله‌رو آن خواهد بود؛ زیرا در واقع کاری را انجام خواهد داد که پیش‌تر به وسیله‌ی آن آغاز شده و آغاز دوباره‌اش تحصیل حاصل است که ممکن نیست و با این وصف، تنها ادامه‌ی نهضت منصور هاشمی خراسانی ممکن است که پیروی از او محسوب می‌شود و روشن است که پیروی کننده از پیروی شونده اولی به پیوستن نیست تا امر خداوند به آن معقول باشد؛ چراکه مقدّم داشتن تابع بر متبوع قبیح است و از خداوند صادر نمی‌شود؛ چنانکه فرموده است: ﴿أَفَمَنْ يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لَا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدَىٰ ۖ فَمَا لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ[۱۷]؛ «آیا پس کسی که به حق راه می‌نماید سزاوارتر است که پیروی شود یا کسی که خود راه نمی‌یابد تا آن گاه که راهنمایی شود؟! شما را چه می‌شود چگونه قضاوت می‌کنید؟!»؛ همچنانکه مقدّم داشتن مسبوق بر سابق قباحت دارد و بر خلاف حکمت و عدالت خداوند است؛ چنانکه فرموده است: ﴿ثُمَّ أَوْرَثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا ۖ فَمِنْهُمْ ظَالِمٌ لِنَفْسِهِ وَمِنْهُمْ مُقْتَصِدٌ وَمِنْهُمْ سَابِقٌ بِالْخَيْرَاتِ بِإِذْنِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ هُوَ الْفَضْلُ الْكَبِيرُ[۱۸]؛ «سپس کتاب را به کسانی از بندگانمان که برگزیدیم میراث دادیم، پس از آنان کسی است که به خود ستم می‌کند و از آنان کسی است که میانه‌رو است و از آنان کسی است که به اذن خداوند در خیرات سبقت می‌گیرد و آن همانا فضیلت بزرگ است» و فرموده است: ﴿أُولَٰئِكَ يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَهُمْ لَهَا سَابِقُونَ[۱۹]؛ «آنان در خیرات شتاب می‌کنند و آنان در آن پیش‌گامانند»! از این رو، به باور این دسته از اهل علم، اگر نهضت منصور هاشمی خراسانی که در این منطقه‌ی جغرافیایی برای دعوت به سوی مهدی و زمینه‌سازی ظهور او ظاهر شده است، مصداق این حدیث نباشد، هیچ نهضت دیگری بعد از آن، مصداق این حدیث نخواهد بود؛ زیرا هر نهضتی که بعد از آن در این منطقه‌ی جغرافیایی ظاهر شود، از دو حال بیرون نخواهد بود: یا مانند نهضت منصور، به سوی مهدی دعوت و برای ظهور او زمینه‌سازی خواهد کرد که در این صورت مانند نهضت منصور مصداق این حدیث نخواهد بود و یا بر خلاف نهضت منصور، به سوی مهدی دعوت و برای ظهور او زمینه‌سازی نخواهد کرد که در این صورت به طریق اولی مصداق این حدیث نخواهد بود؛ چراکه این حدیث، دعوت به سوی مهدی و زمینه‌سازی برای ظهور او را خصوصیّت مصداق خود دانسته است.

حاصل آنکه قول به صدق این حدیث بر نهضت منصور هاشمی خراسانی، قولی است در نهایت قوّت، بلکه جزم به آن، چنانکه برای برخی از اهل علم حاصل شده، در غایت وجاهت است و این فارغ از اوصاف و علامات دیگری است که در این شخصیّت بزرگ وجود دارد و با احادیث این باب موافق است. آری، او خود تصریح به آن نمی‌کند و این می‌تواند از جهت ورع باشد؛ با توجّه به اینکه از ادّعا درباره‌ی خود کراهت دارد؛ یا از جهت تقیّه باشد؛ با توجّه به اینکه از کافران و ظالمان بیمناک است؛ یا از آن جهت که اخذ به متیقّن را درباره‌ی خود کافی می‌داند؛ با توجّه به اینکه یاری او به اعتبار دعوتش به سوی مهدی و زمینه‌سازی‌اش برای ظهور آن حضرت، کافی است؛ یا از آن جهت که تشخیص موضوع را تکلیف مردم می‌داند تا با نظر به زمان و مکان ظهور او و چند و چون دعوتش به سوی مهدی و سایر اوصاف و علاماتش، صدق یا عدم صدق این حدیث بر او را تشخیص دهند و هدایت تنها از جانب خداوند است.

↑[۱] . ج۲، ص۱۱۰
↑[۲] . ج۳، ص۴۰۱
↑[۳] . ص۴۴۲، ۴۴۶
↑[۴] . ص۲۸۱
↑[۵] . ص۱۱۹
↑[۶] . ص۷۹۸، ۷۹۹ و ۸۰۰
↑[۷] . ج۸، ص۶۹۷
↑[۸] . ج۵، ص۲۷۷
↑[۹] . ج۲، ص۱۳۶۶
↑[۱۰] . ص۱۸۸
↑[۱۱] . ج۴، ص۳۱۰
↑[۱۲] . ج۱، ص۳۴۷
↑[۱۳] . ج۶، ص۲۹
↑[۱۴] . ج۴، ص۲۲۷
↑[۱۵] . ج۴، ص۴۶۴
↑[۱۶] . ج۶، ص۵۱۶
↑[۱۷] . یونس/ ۳۵
↑[۱۸] . فاطر/ ۳۲
↑[۱۹] . مؤمنون/ ۶۱
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که نقد شما، در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور، یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . مدّت معمول برای بررسی هر نقد، ۳ تا ۱۰ روز است.
۳ . بهتر است که از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت، خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading