پنج شنبه ۱ آبان (عقرب) ۱۳۹۹ هجری شمسی برابر با ۵ ربیع الأوّل ۱۴۴۲ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۶۴) خداوند چاره‌ای از خلیفه‌ی خود در زمین قرار نداده و نیاز به او را سرنوشت محتوم و ابدی مردم ساخته و با این وصف، مجادله‌ی آنان به منظور یافتن جایگزینی برای او بی‌فایده است. به عبارت دیگر، ظاهر نبودن مهدی، مصیبتی عظما و ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر است و تلاش‌های مردم برای پر کردن جای خالی او، پوچ و بیهوده است. در چنین وضعیّت هولناک و اسفباری، برای مردم بهتر است که به جای تلف کردن وقت و نیروی خود با این قبیل مجادلات و تلاش‌های بی‌حاصل، زمینه‌ی ظهور مهدی را فراهم سازند. (پرسش و پاسخ ۵)
loading
نقد و بررسی
 

بنا بر تحقیقات ما، «منصور هاشمی خراسانی» یک نام مستعار است و حامیانی برای او در ایران وجود ندارد!

هر چند هویّت خود شما برای ما معلوم نیست و احتمال زیاد می‌دهیم که خودتان از نام مستعار استفاده می‌کنید و نمی‌دانیم که تحقیقات کذایی شما با چه انگیزه و بر پایه‌ی کدام صلاحیت و با اتکا به چه منابع خبری انجام شده است، ولی به شما پیشنهاد می‌کنیم که چندان به این کشفیّات خود اعتماد نداشته باشید و همواره احتمال خطا و اشتباه را در آن‌ها لحاظ نمایید، تا به جای کعبه سر از ترکستان در نیاورید؛ چنانکه گفته‌اند: «ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی/ کاین ره که تو می‌روی به ترکستان است»! در عین حال، این امکان نیز وجود دارد که حدس شما صحیح باشد؛ زیرا اولاً استفاده از نام مستعار در میان آزادگانی که با طواغیت و زورمندان جهان مبارزه می‌کنند و یارانی اندک و دشمنانی بسیار دارند، رایج است و کار غیر عادی و دور از انتظاری محسوب نمی‌شود؛ ثانیاً بسیاری از مردم در جهان دارای دو نام هستند که با یکی در میان نزدیکان و دوستان و با دیگری در میان دیگران شناخته می‌شوند، در حالی که شخصیّت، روش و اهداف آنان در هر صورت ثابت و مشخّص است؛ ثالثاً اتّخاذ القاب نیکو برای پیشوایان و عالمان دین، کاری معمول است، بل سنّتی اسلامی به شمار می‌رود که گاهی توسّط یاران و دوستدارانشان و با توجّه به خصال و صفات نیک آنان انجام می‌شود و حتّی بیشتر از نام‌های خودشان شهرت می‌یابد؛ چنانکه به عنوان نمونه، لقب «مصطفی» برای پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و لقب «احمد» که در انجیل با آن معرّفی شده از این قبیل بوده و لقب «صدّیق» برای ابو بکر و لقب «فاروق» برای عمر و لقب «ذو النورین» برای عثمان و لقب «مرتضی» برای علی از این قبیل بوده و برای علی نام دیگری نیز بوده که گویا مادرش بر او نهاده بوده و به آن شهرت نداشته؛ چنانکه با اشاره به آن فرموده است: «أنا الذّی سمّتنی أمّی حیدره/ ضرغام آجام و لیث قسوره»؛ یعنی من کسی هستم که مادرم من را حیدر نامید و آن به معنای ببر بیشه‌ها و شیر ژیان است. سایر پیشوایان اهل بیت نیز القاب مختلفی مانند «باقر»، «صادق»، «کاظم» و «رضا» داشتند که امروز به آن‌ها شناخته‌تر هستند تا به نام‌های خودشان، بل مهدی که منصور به سوی او دعوت می‌کند نیز نام دیگری دارد و «مهدی» لقب و شهرت اوست؛ فارغ از آنکه خداوند نام برخی از اولیائش را نیز پس از برگزیدن آنان تغییر داده؛ چنانکه در تورات آمده است که خطاب به ابراهیم علیه السلام که نامش «اَبرام» بود فرمود: «نام تو از این پس دیگر اَبرام خوانده نخواهد شد، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود؛ زیرا که تو را پدر قوم‌های بسیار گردانیده‌ام»[۱] و خطاب به او فرمود: «و اما همسرت سارای، دیگر نام او را سارای مخوان، بلکه نام او سارا خواهد بود»[۲] و خطاب به یعقوب علیه السلام فرمود: «نام تو یعقوب است، ولی از این پس دیگر نام تو یعقوب خوانده نخواهد شد، بلکه نامت اسرائیل خواهد بود. پس او را اسرائیل نامید»[۳]، بلکه از آن به مثابه‌ی سنّت خود خبر داد و خطاب به دشمنان خود فرمود: «خداوند شما را خواهد کشت و خادمان خویش را به اسم دیگر خواهد نامید»[۴]. با توجّه به این شواهد، ممکن است که حدس شما صحیح باشد؛ به این معنا که «منصور» نیز لقب و شهرت نویسنده‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» و زمینه‌ساز ظهور مهدی باشد، ولی بدون شک این چیز مهمّی نیست که فکر شما و برخی کوته‌فکران دیگر را به خود مشغول کرده و به دست‌آویز سست‌تان برای تبلیغ بر ضدّ این عالم بزرگ و مظلوم تبدیل شده است؛ چراکه مسلّماً از نظر عاقلان، تنها اندیشه‌ها و آموزه‌های اسلامی و اصلاح‌گرانه‌ی او اهمّیت دارد و نام و لقب و شهرت او تعیین کننده نیست؛ با توجّه به آنکه این اندیشه‌ها و آموزه‌ها متّکی بر نام و لقب و شهرت او نیست تا با تغییر آن تغییر یابد، بل متّکی بر کتاب خدا و سنّت متواتر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم و احکام قطعی عقل است که در هر حال ثابت و قابل پیروی است. بنابراین، شما می‌توانید تصوّر کنید که نام منصور هاشمی خراسانی، محمّد، یا علی، یا عمر، یا سعید، یا هاشم، یا جعفر، یا قاسم، یا قنبر، یا محمّد علی، یا محمّد جعفر، یا عبد الله، یا چیز دیگری از این قبیل است؛ چراکه او هر نامی داشته باشد، نویسنده‌ی کتاب «بازگشت به اسلام» و رهبر نهضت مبارکی است که به کوری چشم منافقان و بیماردلان، برای اقامه‌ی اسلام خالص و کامل در جهان و تحقّق حاکمیّت مهدی ظهور کرده است و با وجود همه‌ی عداوت‌ها و جوسازی‌ها به حرکت خود تا رسیدن به آرمان متعالی و مقدّسش ادامه می‌دهد ان شاء الله.

اما اینکه ادّعا کرده‌اید بنا بر تحقیقات شما، حامیانی در ایران برای این عالم مسلمان وجود ندارد، از ادّعای دیگرتان سست‌تر است؛ زیرا بدیهی است که شما نمی‌توانید همه‌ی مسلمانان ایران را یک به یک تحت نظارت و مراقبت قرار دهید یا تفتیش عقاید کنید تا علم یابید که هیچ گروهی از آنان حامی اندیشه‌ها و آموزه‌های اسلامی و اصلاحی او نیست. با این حال، اگر این ادّعای بی‌اساس‌ شما را نیز مانند ادّعای دیگرتان صحیح فرض کنیم، روشن است که اهمّیتی ندارد؛ زیرا بسیاری از پیامبران و صدّیقان و صالحان پیش از منصور هاشمی خراسانی، با بی‌اعتنایی و تکذیب قومشان مواجه شدند، تا جایی که نوح علیه السلام پس از نهصد و پنجاه سال دعوت به سوی حق، فرمود: ﴿رَبِّ إِنَّ قَوْمِي كَذَّبُونِ[۵]؛ «پروردگارا! قومم من را تکذیب کردند» و داستان تکذیب سایر پیامبران را نیز احتمالاً در قرآن خوانده‌اید. لذا چیزی که برای این عالم بزرگوار اهمّیت دارد، کثرت حامیانش نیست؛ زیرا چنین چیزی تنها برای جاه‌طلبان اهمّیت دارد، بلکه برای او تنها عمل به وظیفه‌ی اسلامی‌اش از طریق دعوت به سوی حاکمیّت مهدی مهم است، خواه کسی با او همراه شود و خواه کسی با او همراه نشود. او حتّی اگر یک کس همراهش نباشد، همچنان به وظیفه‌ی اسلامی خود عمل می‌کند و به سوی حاکمیّت مهدی فرا می‌خواند تا هنگامی که بالاخره شماری کافی از مسلمانان با او همراه شوند و تحت رهبری قرآنی، سنّتی و عقلانی او زمینه‌ی حاکمیّت مهدی را فراهم سازند یا آنکه او در این راه بمیرد. ما از شما نیز می‌خواهیم که این فرضیه‌بافی‌ها‌ را کنار بگذارید و به جای حاشیه‌سازی و تلف کردن وقت و نیروی خود برای تحقیقاتی بی‌فایده، به این کاروان علم و معرفت ملحق شوید و با سنگ‌اندازی در برابر آن، نام خود را در تاریخ به عنوان دشمنان مهدی و منصور ثبت نکنید و باب لعن آیندگان را به روی خود نگشایید.

کاش نصیحت ناصحان را می‌پذیرفتید و به جای ضدّیت با این مرد به دوستی با او روی می‌آوردید، ولی افسوس که چنان در غرور و تعصّب غوطه‌ورید که گوشی برای شنیدن و عقلی برای فهمیدن باقی نگذاشته‌اید! باری به هر جهت، تنها خداوند قادر است که شما را هدایت کند و وظیفه‌ی ما تنها تذکّر است.

↑[۱] . پیدایش، ۱۷:۵
↑[۲] . پیدایش، ۱۷:۱۵
↑[۳] . پیدایش، ۳۵:۱۰
↑[۴] . اشعیا، ۶۵:۱۵
↑[۵] . شعراء/ ۱۱۷
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که نقد شما، در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور، یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . مدّت معمول برای بررسی هر نقد، ۳ تا ۱۰ روز است.
۳ . بهتر است که از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت، خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading