یک شنبه ۴ مهر (میزان) ۱۴۰۰ هجری شمسی برابر با ۱۹ صفر ۱۴۴۳ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
(۱۴۹) [در وصف یاران صالحش] آه که چه اندازه مشتاق آن‌هایم! بی‌گمان آن‌ها برادران من هستند که زمان از من بازشان داشته و مکان از من جداشان ساخته است، ولی زود باشد که آواز من را چون آواز صاحب کبوترها بشنوند و از هر گوشه‌ی این زمین به سویم بشتابند، تا من را در راهی که آغاز کرده‌ام همراهی‌ام کنند و برای رسیدن به مقصودی که قصد نموده‌ام یاری‌ام رسانند. آن‌گاه آن‌ها را برای من همراهانی پایدار و یارانی وفادار خواهی یافت که علمم را فرا می‌گیرند و از دستبرد نگه می‌دارند و چشمه‌های آن را جاری می‌سازند و برای عمل به آن مسابقه می‌گذارند؛ چراکه آن‌ها را چشمی بینا و گوشی شنواست و قدر عالم را می‌شناسند. نه کج‌فهم و بدزبانند و نه سست‌کار و نابردبار. تردید به دلشان راه نمی‌یابد و بدگمانی به سویشان نمی‌تازد. به هم مهر می‌ورزند و با هم می‌سازند. خداوند آن‌ها را بدین خوی پسندیده ستوده و برای این کار فرخنده ذخیره نموده. آن‌ها همچون دانه‌هایی هستند که غربال شده‌ باشند و همچون ابرهای بارانی که از این سو و آن سو به هم پیوسته باشند. [فرازی از گفتار ۱۱ منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی]
loading
نقد و بررسی
 

آیا عقل هر فرد این قدر بالغ هست که بتواند معیار تشخیص باشد؟

عقل هر فرد، هرگاه این قدر بالغ باشد که بتواند معیار تشخیص باشد، مکلّف محسوب می‌شود و هرگاه به این قدر از بلوغ نرسیده باشد، مکلّف محسوب نمی‌شود، مانند عقل کودکان و دیوانگان؛ چراکه تکلیف، مبتنی بر قدرت تشخیص است و تکلیف کسی که از این قدرت برخوردار نیست، بر خلاف عدالت است، در حالی که خداوند ظالم نیست؛ چنانکه فرموده است: ﴿وَأَنَّ اللَّهَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ[۱]؛ «و هرآینه خداوند ظلم کننده‌ی به بندگان نیست». از اینجا دانسته می‌شود عقل کسانی که مکلّف محسوب می‌شوند، این قدر بالغ هست که بتواند معیار تشخیص باشد، اگرچه سطوح و مراتب مختلفی داشته باشد؛ چراکه به تعبیر دقیق حضرت منصور هاشمی خراسانی در کتاب شریف «بازگشت به اسلام»[۲]، «عقل به معنای نیروی اندیشه و دانایی، اگرچه در برخی انسان‌ها بیشتر از برخی دیگر است، در همه‌ی انسان‌ها به قدر کافی وجود دارد و همین برای وحدت آن به عنوان معیار شناخت کافی است؛ زیرا خداوند عادل، به هر انسان مکلّفی بهره‌ی کافی از عقل بخشیده و فزونی آن در برخی، فضلی است که به آنان بخشیده است، بی‌آنکه ظلمی به برخی دیگر باشد؛ چنانکه فرموده است: ﴿وَاللَّهُ يُضَاعِفُ لِمَنْ يَشَاءُ ۗ وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ[۳]؛ <خداوند برای هر کس که خواهد می‌افزاید و خداوند وسعت‌دهنده‌ای داناست>! همچنانکه عقل برخی انسان‌ها، در فرآیندی طبیعی و متقابل، عقل برخی دیگر را کامل می‌کند؛ چراکه آن‌ها با یکدیگر در تعامل‌اند و از طریق هم‌اندیشی، عقلی جمعی را پدید می‌آورند که نقصان عقل فردی را جبران می‌کند؛ چنانکه خداوند فرموده است: ﴿وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضًا سُخْرِيًّا ۗ[۴]؛ <و برخی را بر برخی دیگر در رتبه برتری دادیم تا برخی‌شان برخی دیگر را به خدمت بگیرند>!».عقل هر فرد، هرگاه این قدر بالغ باشد که بتواند معیار تشخیص باشد، مکلّف محسوب می‌شود و هرگاه به این قدر از بلوغ نرسیده باشد، مکلّف محسوب نمی‌شود، مانند عقل کودکان و دیوانگان.

باری به هر جهت، روشن است که عقل آدمی، تنها ابزار او برای تشخیص است؛ زیرا اگر او نتواند با عقل خود تشخیص دهد، با کجایش تشخیص تواند داد؟! آری، عقل او هنگامی قادر به تشخیص خواهد بود که به موانع شناخت مبتلا نباشد؛ چراکه موانع شناخت، او را از تشخیص باز خواهند داشت و این علّت عدم تشخیص در بسیاری از مردم است؛ با توجّه به اینکه آن‌ها به موانعی مانند جهل، تقلید، اهواء نفسانی، دنیاگرایی، تعصّب، تکبّر و خرافه‌گرایی مبتلا هستند و از این رو، نمی‌توانند آن گونه که باید، از عقل خود استفاده کنند. از اینجا دانسته می‌شود که علّت تشخیص ندادن مردم را باید در «موانع شناخت» جُست، نه در «معیار شناخت»؛ زیرا معیار شناخت، نوری از عالم ملکوت است که در آن هیچ ظلمتی نیست، ولی این موانع شناخت‌اند که مانند حجاب‌هایی مانع از رسیدن آن به برخی از چیزها می‌شوند و آن‌ها را در تاریکی فرو می‌برند.

↑[۱] . آل عمران/ ۱۸۲
↑[۳] . البقرة/ ۲۶۱
↑[۴] . الزّخرف/ ۳۲
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
می‌توانید این مطلب را به زبان‌های زیر نیز مطالعه کنید:
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
×
فرم ترجمه
لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید.
Captcha
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که نقد شما، در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور، یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . مدّت معمول برای بررسی هر نقد، ۳ تا ۱۰ روز است.
۳ . بهتر است که از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت، خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.
* لطفاً حروف و اعداد نوشته شده در تصویر را وارد کنید. Captcha loading