چهار شنبه ۱۲ بهمن (دلو) ۱۴۰۱ هجری شمسی برابر با ۱۰ رجب ۱۴۴۴ هجری قمری
منصور هاشمی خراسانی
 پرسش جدید: حکم کسانی که در آشوب‌های ایران، مأموران را به قتل رسانده‌اند چیست؟ آیا حکومت نباید با آن‌ها برخورد کند؟ کسانی که در این آشوب‌ها مرتکب قتل می‌شوند، بعد از اعدام چه سرنوشتی در برزخ خواهند داشت؟ برای مطالعه و دریافت پاسخ، اینجا را کلیک کنید. گفتار جدید: گفتاری از آن جناب در تفسیر عالم ذرّ. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. مقاله‌ی جدید: مقاله‌ی «نگاهی به وضعیّت ایران و عربستان پیش از ظهور امام مهدی علیه السلام» نوشته‌ی «فرهاد گلستان» منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید. نقد جدید: ممنون می‌شوم اگر اشکال استدلال زیر را بفرمایید: کبری: کشتن موجودات بی‌گناه، ظلم به آن‌هاست. صغری: خداوند، کشتن و خوردن برخی موجودات زنده را برای انسان حلال کرده است. نتیجه: خداوند، ظلم را حلال کرده است! برای مطالعه و دریافت بررسی، اینجا را کلیک کنید. درس جدید: درس‌هایی از آن جناب درباره‌ی اینکه زمین از مردی عالم به همه‌ی دین که خداوند او را در آن خلیفه، امام و راهنمایی به امر خود قرار داده باشد، خالی نمی‌ماند؛ آیاتی از قرآن که بر این دلالت دارند؛ آیه‌ی ۱۶. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. کتاب جدید: نسخه‌ی دوم کتاب ارزشمند «سبل السّلام؛ مجموعه‌ی نامه‌ها و گفتارهای فارسی حضرت علامه منصور هاشمی خراسانی حفظه الله تعالی» با ویرایش و صفحه‌آرایی جدید منتشر شد. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. نامه‌ی جدید: فرازی از نامه‌ی آن جناب که در آن درباره‌ی شدّت گرفتن بلا هشدار می‌دهد و علّت آن و راه جلوگیری از آن را تبیین می‌کند. برای مطالعه و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. فیلم جدید: فیلم جدیدی با موضوع «تفسیر آیه‌ی شریفه‌ی <إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً>» منتشر شد. برای مشاهده و دریافت آن، اینجا را کلیک کنید. برای مطالعه‌ی مهم‌ترین مطالب پایگاه، به صفحه‌ی اصلی مراجعه کنید.
loading
نقد و بررسی
 

آیا این سخن از امیر المؤمنین صادر شده است؟

«كِتَابَ رَبِّكُمْ فِيكُمْ: مُبَيِّنًا حَلَالَهُ وَحَرَامَهُ، وَفَرَائِضَهُ وَفَضَائِلَهُ، وَنَاسِخَهُ وَمَنْسُوخَهُ، وَرُخَصَهُ وَعَزَائِمَهُ، وَخَاصَّهُ وَعَامَّهُ، وَعِبَرَهُ وَأَمْثَالَهُ، وَمُرْسَلَهُ وَمَحْدُودَهُ، وَمُحْكَمَهُ وَمُتَشَابِهَهُ، مُفَسِّرًا جُمَلَهُ، وَمُبَيِّنًا غَوَامِضَهُ. بَيْنَ مَأْخُوذٍ مِيثَاقُ عِلْمِهِ، وَمُوَسَّعٍ عَلَى الْعِبَادِ فِي جَهْلِهِ، وَبَيْنَ مُثْبَتٍ فِي الْكِتَابِ فَرْضُهُ، وَمَعْلُومٍ فِي السُّنَّةِ نَسْخُهُ، وَوَاجِبٍ فِي السُّنَّةِ أَخْذُهُ، وَمُرَخَّصٍ فِي الْكِتَابِ تَرْكُهُ، وَبَيْنَ وَاجِبٍ بِوَقْتِهِ، وَزَائِلٍ فِي مُسْتَقْبَلِهِ، وَمُبَايَنٌ بَيْنَ مَحَارِمِهِ، مِنْ كَبِيرٍ أَوْعَدَ عَلَيْهِ نِيرَانَهُ، أَوْ صَغِيرٍ أَرْصَدَ لَهُ غُفْرَانَهُ، وَبَيْنَ مَقْبُولٍ فِي أَدْنَاهُ، وَمُوَسَّعٍ فِي أَقْصَاهُ». (خطبه‌ی اول در نهج البلاغة)

اگر بله آیا بیان نمی‌کند که سنّت ممکن است ناسخ کتاب خداوند باشد؟ پس چطور ممکن است این سخن از او ناشی شود؟!

خبر مذکور، خبری واحد و مرسل است و با این وصف، صدور آن از امیر المؤمنین علیّ بن ابی طالب ثابت نیست تا دلیلی بر جواز نسخ قرآن با سنّت شمرده شود؛ خصوصاً با توجّه به اینکه بر خلاف قرآن است؛ زیرا قرآن نسخ یک آیه را تنها با آیه‌ای بهتر از آن یا مثل آن ممکن دانسته و فرموده است: ﴿مَا نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِهَا نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْهَا أَوْ مِثْلِهَا[۱]؛ «هر آیه‌ای که نسخ کنیم یا از یادش ببریم، آیه‌ای بهتر از آن یا مثل آن می‌آوریم»، در حالی که بنا بر حدیث متواتر ثقلین اهل بیت هرگز از قرآن جدا نمی‌شوند[۲] و از آنان ثابت است که فرموده‌اند: حدیث ما را به قرآن عرضه کنید؛ زیرا هر حدیثی که با قرآن مخالف است، از ما صادر نشده است[۳]؛ همچنانکه با عقل مخالفت دارد؛ زیرا عقل نسخ قرآن که نصّی یقینی و اعجازآمیز است با حدیث که نسبت به آن نصّی غیر یقینی و غیر اعجازآمیز است و حتّی در موارد متواتر از شهرت آن برخوردار نیست را گونه‌ای اغراء به جهل و تأخیر بیان از محلّ حاجت می‌داند که کاری غیر عادلانه است، در حالی که کاری غیر عادلانه در اسلام جایی ندارد. فارغ از آنکه این خبر خالی از تناقض نیست؛ چراکه از یک سو قرآن را «مُبَيِّنًا ... نَاسِخَهُ وَمَنْسُوخَهُ» می‌شمارد و این دلالت دارد که ناسخ و منسوخ آن در آن مبیّن است و از سوی دیگر آن را «مَعْلُومٍ فِي السُّنَّةِ نَسْخُهُ» می‌شمارد و این دلالت دارد که ناسخ و منسوخ آن در آن معلوم نیست، بلکه در سنّت معلوم است؛ مگر اینکه مرادش از «مَعْلُومٍ فِي السُّنَّةِ نَسْخُهُ» ناسخ بودن سنّت برای قرآن نباشد، بلکه معلوم بودن آیات ناسخ در سنّت باشد؛ به این معنا که در سنّت معلوم است کدام آیه ناسخ و کدام آیه منسوخ است و این معنایی نزدیک به نظر می‌رسد؛ خصوصاً با توجّه به اینکه ظاهر از «مُبَيِّنًا ... نَاسِخَهُ وَمَنْسُوخَهُ» آن است که پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم ناسخ و منسوخ قرآن را تبیین فرموده است.

حاصل آنکه خبر مذکور از یک سو ثابت نیست و از سوی دیگر می‌تواند به معنای نسخ قرآن با سنّت نباشد، بل به معنای معلوم بودن آیات ناسخ و منسوخ در سنّت باشد؛ با توجّه به اینکه آیات ناسخ و منسوخ هرگاه مورد اختلاف‌ قرار گیرند، با رجوع به سنّت معلوم می‌شوند.

↑[۱] . البقرة/ ۱۰۶
↑[۳] . بنگرید به: نقد و بررسی ۸۶.
پایگاه اطّلاع‌رسانی دفتر منصور هاشمی خراسانی بخش بررسی نقدها
هم‌رسانی
این مطلب را با دوستان خود به اشتراک گذارید، تا به گسترش علم و معرفت دینی کمک کنید. شکرانه‌ی یاد گرفتن یک نکته‌ی جدید، یاد دادن آن به دیگران است‌.
رایانامه
تلگرام
فیسبوک
توییتر
اگر با زبان دیگری آشنایی دارید، می‌توانید این مطلب را به آن ترجمه کنید. [فرم ترجمه]
نوشتن نقد
کاربر گرامی! شما می‌توانید نقدهای علمی خود بر آثار علامه منصور هاشمی خراسانی را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید تا در این بخش به بررسی علمی گرفته شود.
توجّه: ممکن است که نام شما به عنوان نویسنده‌ی نقد، در پایگاه نمایش داده شود.
توجّه: از آنجا که پاسخ ما به پست الکترونیک شما ارسال می‌شود و لزوماً بر روی پایگاه قرار نمی‌گیرد، لازم است که آدرس خود را به درستی وارد کنید.
لطفاً به نکات زیر توجّه فرمایید:
۱ . ممکن است که نقد شما، در پایگاه بررسی شده باشد. از این رو، بهتر است که پیش از نوشتن نقد خود، نقدهای مرتبط را مرور، یا از امکان جستجو در پایگاه استفاده کنید.
۲ . بهتر است که از نوشتن نقدهای متعدّد و غیر مرتبط با هم در هر نوبت، خودداری کنید؛ چراکه چنین نقدهایی در پایگاه به تفکیک و أحیاناً در مدّتی بیش از مدّت معمول بررسی می‌شوند.