السبت ٢٠ صفر ١٤٤١ هـ المعادل لـ ١٩ أكتوبر/ تشرين الأول ٢٠١٩ م
     
المنصور الهاشمي الخراساني
* تمّ نشر الترجمة العربية لكتاب «العودة إلى الإسلام» أثر العلامة المنصور الهاشمي الخراساني حفظه الله تعالى. * تمّ نشر النسخة المبرمجة لكتاب «العودة إلى الإسلام» أثر العلامة المنصور الهاشميّ الخراسانيّ حفظه الله تعالى
loading

الرسائل

   
الرقم: ٦
الموضوع:

رسالة من جنابه يعظ فيها أصحابه.

نصّ الرسالة:

«بسم الله الرّحمن الرّحیم

از بنده‌ی خدا منصور هاشمی خراسانی به گروهی که او را یاری می‌کنند؛ و امّا بعد..

ای گروه یاران من! خدا را به یاد شما می‌آورم؛ همو ‌که شما را در اوج گمراهی هدایت و در عمق حیرانی دلالت فرمود و در بحبوحه‌ی خواری عزّت و در محاصره‌ی نادانی علم بخشید و به راهی درانداخت که راستیِ آن کجی ندارد و همواریِ آن ناهموار نمی‌شود، در حالی که مردم در پیرامون شما آتش می‌گیرند و دسته دسته در تاریکی فرو می‌روند. پس نعمت‌های خدا را به یاد آورید و با دست و دل و زبان سپاس بگزارید، باشد که شما را صالحانی قرار دهد و از میانتان شهیدانی برگزیند.

ای گروه یاران من! باری به سرگذشت پیشینیان نظر کنید و از فرجام آنان عبرت بگیرید؛ همانان که روزهای خدا را از یاد بردند و نعمت‌های او را کفران نمودند، پس تیغ بدبختی بر گردنشان فرود آمد و تیر تباهی بر جناغ سینه‌ی‌شان نشست، پس چنان نابود شدند که گویی هیچ گاه در جهان نبودند! اینک شما در زمین‌های آنان ساکن شده‌اید و بر ویرانه‌هاشان خانه ساخته‌اید، پس به راه آنان نروید و به رسمشان نکنید که آنچه بر آنان رسید، بر شما نیز خواهد رسید، تا عبرتی برای آیندگان شوید، چونانکه آنان عبرتی برای شما شدند! آیا کسانی از شما که ندای ما به آنان رسید و مدّعی شدند که آن را پذیرفتند، پنداشتند که به صرف ادّعاشان وا گذاشته می‌شوند و هرگز آزموده نمی‌شوند؟! چنین نیست، بلکه آنان را می‌آزمایند تا راستگوی آنان را از دروغگو معلوم کنند؛ چراکه بسیار لاف‌ها زده شده و اندکی عمل شده است. زنهار پندارنده‌ای نپندارد که خدا را فریب تواند داد؛ چراکه او فریباترین حیله‌گرها را فریفته و استهزاء نموده؛ هنگامی که پنداشتند از نیّات آنان بی‌خبر است و از اغراض آنان آگاه نیست!

ای گروه یاران من! زنهار به سبب یاری خداوند بر او منّتی نگذارید؛ چراکه او به یاری شما نیازی ندارد، بل این شما هستید که به یاری او نیازمندید. آیا نمی‌دانید که اگر بخواهد از ریگ‌ها و سنگریزه‌ها برای خود یارانی می‌آفریند؟! پس با او راست بگویید و اخلاص ورزید؛ زیرا کسانی که در آسمانند از هیبت او در هراسند!

ای گروه یاران من! من را از گُل‌های زمین خبر دهید که آیا رشد توانند کرد هرگاه در میانشان علف‌های هرز و بوته‌های خار باشد؟! همچنین شما رشد نتوانید کرد مادامی که به هوس‌ها و تعلّق‌ها مبتلا هستید؛ چراکه نیروی شما را خواهند گرفت و وقت شما را ضایع خواهند کرد.

ای گروه یاران من! همچنانکه شیر را در ظرف‌های آلوده نمی‌ریزند، معرفت را در دل‌های آلوده قرار نمی‌دهند و همچنانکه گوهر را در سطل زباله نمی‌افکنند، حکمت را در سینه‌های ناپاک نمی‌گذارند؛ تا آنان که اندیشه‌ی بد را از دل‌های خود زدوده‌اند به معرفت دست یابند و آنان که شک را از سینه‌های خود بیرون رانده‌اند به حکمت نائل شوند و آنان که بداندیش و شکّاک‌اند در جهالت و بی‌خبری بمانند.

ای گروه یاران من! به سخنم گوش فرا دهید تا معرفت یابید و در آن بیندیشید تا حکمت اندوزید؛ چراکه شما را با آن پرورش می‌دهم همان طور که باغبان درخت میوه را؛ تا از شما گروهی بسازم کفایت کننده برای آنکه خلیفه‌ی خدا را در زمین کفایت کنند. همانا شما آفریده‌ شده‌اید برای آخرت و نه برای دنیا؛ پس برای آخرت کار کنید و خود را دلبسته‌ی دنیا نسازید. مثل شما مثل سواره‌ی دریاست که کشتی‌اش در توفان غرق شد؛ پس خود را به تخته‌ای آویخت تا به جزیره‌ای ناشناخته افتاد. پس چون به هوش آمد و در آن سیر کرد، دریافت که آن جزیره‌ای غیر مسکون است که در آن حیواناتی درنده‌اند و جز اندکی آب و غذا یافت نمی‌شود. من را خبر دهید از او که آیا به این جزیره دل می‌بندد و مشغول می‌شود به ساختن عمارت‌ها -چنانکه گویی برای همیشه در آن خواهد ماند- یا اینکه بسنده می‌کند به یافتن پناهگاهی و مشغول می‌شود به ساختن کشتی و گرفتن توشه‌ای تا خود را نجات دهد؟!

ای گروه یاران من! ما در زمانی زندگی می‌کنیم که جلوه‌های دنیا فزونی یافته و فتنه و آشوب فراگیر شده است. مردم خدا را فراموش کرده‌اند و او نیز آنان را از یاد برده است. در چنین هنگامه‌ی بلاخیزی تنها کسانی دنیا را دگرگون توانند ساخت که دنیا آن‌ها را دگرگون نساخته باشد.

ای گروه یاران من! هنگامی که مردم به دنیا مشغول شده‌اند، شما به آخرت مشغول شوید تا از آن‌ها امتیاز یابید. غصّه‌ی دنیا را نخورید؛ چراکه دنیا غصّه‌ی شما را نمی‌خورد. آن را واگذارید تا چراگاه کسانی باشد که به آیت‌های خداوند ایمان نمی‌آورند و میان انسانیّت و بهیمیّت فرقی نمی‌گذارند. آن‌ها برای آنند و آن برای آن‌هاست. مثل آن‌ها مثل کودکی است که در ساحل دریا بازی می‌کند و برای خود از ماسه بناها می‌سازد و می‌پندارد که باقی خواهند ماند، ولی ناگاه موجی می‌رسد و همه را خراب می‌کند؛ پس کودک افسوس می‌خورد و با حسرت به ماسه‌ها می‌نگرد که چه اندازه رنج بیهوده کشیده است!

ای گروه یاران من! آیا تعجّب نمی‌کنید از کسانی که شیطان را دوست خود گرفته و به او مأنوس‌ شده‌اند و آنان را یارای جدایی از او نیست؟! آگاه باشید که هر چیزی غیر خدا که شما را به خود مشغول کند، شیطان است. این گونه برای شما مثل می‌زنم تا علم را فراگیرید و به کار بندید، نه برای اینکه از آن لذّت برید یا با آن بر مردمان برتری جویید، مانند کسانی که علم را برای دنیا فرا گرفتند تا با آن بر جاهلان سیطره یابند و اموال آنان را به باطل بخورند؛ بلکه علم را برای عمل فرا گیرید و بدون چشم‌داشت به جاهلان بیاموزید تا مایه‌ی خیر و برکت باشید، نه مانند شوره‌زار که امید رویش از آن نمی‌رود!

ای گروه یاران من! آیا به همین بسنده کرده‌اید که خود را یاران من بشمارید و در عمل به من اقتدا نکنید؟! چگونه می‌توانم بر شما قیام کنم در حالی که تا این حد لغزنده‌اید؟! کجا هستند یاران راستین من؟ کجا هستند کسانی که چون مسیح دنیا را پشت سر انداختند و از هر تعلّقی به آن آزاد گردیدند؟ کجا هستند کسانی که با مرگ همنشین بودند و خدا را در پیش روی خود می‌دیدند؟ از هول آتش چنان می‌گریستند که گویی مادران فرزند مرده بودند! به اطراف آسمان چنان می‌نگریستند که می‌پنداشتی فرشتگان را در جای جای آن می‌بینند! خدا را می‌پرستیدند و از پرستش طاغوت می‌پرهیختند. از پیشوای خود فرمان می‌بردند و در یاری او از هم پیشی می‌گرفتند. تو گویی تخته‌های فولاد بودند یا کوه‌های سر به فلک کشیده! وقتی در صفوف خود به سوی دشمن می‌تاختند، تو گویی گردباد و توفان شن به راه می‌انداختند! رفتار خود را زیر نظر داشتند و وقت هر سخن را می‌شناختند. به مکارم اخلاق آراسته بودند و از رذائل بزرگ وارسته. در زمین گمنام و ناشناخته بودند و در آسمان معروف و پرآوازه. گرد و خاک بر آن‌ها نشسته بود و رنگ رخسارشان پریده بود. در میان شب‌ها چنان بودند که گویی کندوهای عسل‌اند! در نماز و استغفار و خواندن قرآن صبح می‌کردند و در علم و جهاد و خدمت به مردم شب. نه خسته می‌شدند و نه تردید می‌کردند. خدایشان بیامرزد. روزگار خود را گذراندند و رفتند. اکنون شما برای ما مانده‌اید. پس بکوشید که جانشینان نیکو باشید برای آن‌ها و به آن‌ها اقتدا کنید و بدانید که فرج را نخواهید دید مگر آن گاه که این گونه باشید.»

ترجمة الرسالة:

«بسم اللّٰه الرّحمن الرّحيم

من عبد اللّٰه المنصور الهاشمي الخراساني إلى الجماعة الذين ينصرونه؛ و أما بعد..

يا معشر أصحابي! أذكركم اللّٰه الذي هداكم في ذروة الضلالة ودلّكم في حضيض الحيرة وأعزّكم في وسط الذلّة وعلّمكم في حصار الجهالة وسلك بكم سبيلاً لا عوج لقوامه ولا وعر لسهولته، في حين أنّ الناس يحترقون من حولكم ويدخلون في الظلمة أفواجاً. فاذكروا نِعَمَ اللّٰه واشكروه بقلوبكم وألسنتكم وأيديكم، عسى أن يجعلكم صالحين ويتّخذ منكم شهداء.

يا معشر أصحابي! أنظروا إلى سيرة الأولين واعتبروا من عاقبتهم؛ الذين نسوا أيّام اللّٰه وكفروا بنعمه، فهوى سيف الشقاء على رقابهم وأصاب سهم الردى صدورهم، فدُمّروا تدميراً كأن لم يكونوا أبداً في العالم! أنتم الآن سكنتم في أراضيهم و بنيتم البيوت على أطلالهم، فلا تسلكوا مسالكهم ولا تتّبعوا سننهم فيصيبكم ما أصابهم، فتكونون عبرة لمن بعدكم، كما هم كانوا عبرة لكم! أحَسِبَ الذين بلغهم نداؤنا منكم وادّعوا إجابته، أنهم يُتركون لمجرّد ادّعائهم وهم لا يُفتنون أبداً؟! كلّا، بل يُفتنون ليُعلم الذين صدقوا منهم ويُعلم الكاذبون؛ لأنّه قد قيل كثيراً وعُمِل قليلاً. فلا يتوهّمنّ متوهّمٌ أنّه يقدر على خداع اللّٰه؛ لأنّ اللّٰه قد خدع أمكر الماكرين واستهزأ بهم؛ لمّا ظنّوا أنّه غافل عن نيّاتهم وجاهل بأغراضهم!

يا معشر أصحابي! إيّاكم أن تمنّوا على اللّٰه بنصرتكم له؛ لأنه لا يحتاج إلى نصرتكم، بل أنتم تحتاجون إلى نصرته. أما تعلمون أنّه لو شاء لخلق من الحصى والرمال أنصاراً له؟! فاصدقوه وأخلصوا له؛ فإنّ الذين في السماء وجلون من هيبته!

يا معشر أصحابي! أنبئوني هل تنمو ورود الأرض إذا كان حولها الأدغال والأشواك؟! وكذلك أنتم لا يمكنكم النموّ مادمتم مبتلين بالنزوات والتعلّقات؛ لأنهنّ يسلبن قوّتكم و يضيّعن وقتكم.

يا معشر أصحابي! كما أنّ اللبن لا يُسكب في الأوعية القذرة، فكذلك لا توضع المعرفة في القلوب الملطّخة وكما أنّ الجوهرة لا ترمى في صندوق القمامة، فكذلك لا تودَع الحكمة في الصدور المدنّسة؛ ليحصل الذين أزالوا الفكر السيّء من قلوبهم على المعرفة وينال الذين أزاحوا الشكّ من صدورهم على الحكمة ويبقى الذين لديهم فكر سيّء وشكّ في الجهل والغفلة.

يا معشر أصحابي! استمعوا لقولي لتحصّلوا المعرفة وتفكّروا فيه لتكتسبوا الحكمة؛ فإنّي أربّيكم به كما يربّي البستانيّ شجرة الفاكهة؛ لأصنع منكم جماعة كافية تكفي خليفة اللّٰه في الأرض. إنما خلقتم للآخرة لا للدنيا؛ فاعملوا للآخرة ولا تعلّقوا قلوبكم بالدنيا. إنما مثلكم كمثل راكب البحر حطم الطوفان سفينته؛ فتعلّق بخشبة حتى نبذ في جزيرة مجهولة. فلمّا استعاد وعيه وسار فيها، أدرك بأنّ الجزيرة غير مسكونة وفيها وحوش ضارية و لا يُعثر فيها على الماء والغذاء إلا النزر. أنبئوني عنه؛ أيخلد إلى هذه الجزيرة وينشغل بتشييد الصروح كأنه سيبقى فيها أبداً، أم يكتفي بالعثور على مأوى وينشغل بصنع السفينة وجمع الزاد لينجي نفسه؟! ‌

يا معشر أصحابي! إنا نعيش في عصر تزايدت فيه زينة الدنيا وعمّت فيه الفتنة والفوضى. لقد نسي الناس ربّهم ونسيهم. ففي مثل هذا الوقت المأساوي، إنّما يغيّر الدنيا الذين لم تغيّرهم الدنيا.

يا معشر أصحابي! حينما انشغل الناس بالدنيا، انشغلوا أنتم بالآخرة لتمتازوا عنهم. لا تحزنوا على الدنيا؛ لأنّ الدنيا لا تحزن عليكم. دعوها لتكون مرعى الذين لا يؤمنون بآيات اللّٰه ولا يفرقون بين الإنسانية والبهيميّة. هم لها وهي لهم. مثلهم كمثل طفل يلعب في شاطيء البحر فيبني لنفسه من الرمال صروحاً ويحسب أنها ستبقى، فتأتيه موجة بغتة وتهدمها جميعاً؛ فيأسف الطفل وينظر إلى الرمال بحسرة كم تجشم عناءً هدراً.

يا معشر أصحابي! أما تعجبون من الذين اتّخذوا الشيطان وليّاً لهم وأنسوا به ولا طاقة لهم على فراقه؟! إعلموا أنّ كلّ ما يشغلكم بنفسه خلا اللّٰه فهو شيطان. كذلك أضرِبُ لكم الأمثال لتتعلّموا العلم وتعملوا به، لا لتستمتعوا به أو تستعلوا به على الناس، كالذين تعلّموا العلم من أجل الدنيا ليسيطروا على الجهّال وليأكلوا أموالهم بالباطل؛ بل تعلّموا العلم لتعملوا به وعلّموه الجهّال من غير مطمع، لتكونوا سبباً للخير والبركة، لا كالسبخة التي لا يؤمل منها إنبات!

يا معشر أصحابي! هل اكتفيتم بأن تعدُّوا أنفسكم من أنصاري وأنتم لا تقتدون بي في العمل؟! أنّى يمكنني القيام عليكم وأنتم مهزوزون لهذا الحدّ؟! أين أنصاري الحقيقيّون؟ أين الذين أدبروا عن الدنيا كالمسيح وتحرّروا من كلّ تعلّق بها؟! أين الذين كانوا رفقاء الموت ويرون اللّٰه نصب أعينهم؟ يبكون من هول النار بكاءً كأنّهم ثُكالى! كانوا ينظرون إلى أطراف السماء كأنّهم يرون الملائكة في أرجائها! يعبدون اللّٰه ويجتنبون عبادة الطاغوت. كانوا يطيعون إمامهم ويتسابقون لنصرته. كأنّهم زُبَرُ الحديد أو جبال شامخة! إذا كانوا يهجمون في صفوفهم على أعدائهم، كأنّما كانوا يُثيرون إعصاراً وعاصفةً رمليةً! كانوا يراقبون سلوكهم ويعرفون مقام كلّ مقال. متحلّون بمكارم الأخلاق ومنزّهون عن الرذائل الكبيرة. مجهولون وغرباء في الأرض ومعروفون ومشهورون في السماء. قد وقع عليهم الغبار واصفرّت وجوههم. كانوا في آناء الليل كأنّهم خلايا النحل! كانوا يحيون الليل بالصلاة والإستغفار وقراءة القرآن حتى الصباح ويقضون النهار بالعلم والجهاد وخدمة الناس حتى المساء. لم يملّوا ولم يرتابوا. رحمهم اللّٰه. قضوا نحبهم وذهبوا وأنتم الآن بقيتم لنا. فاجتهدوا لتكونوا لهم نعم الخَلَف واقتدوا بهم واعلموا أنّكم لن تروا الفرج إلا إذا كنتم كذلك».

المشاركة
شارك هذا المحتوى مع أصدقائك.
البريد الإلكتروني
تلجرام
فيسبوك
تويتر
لا مانع من أيّ استخدام أو اقتباس من محتويات هذا الموقع مع ذكر المصدر.
×
هل ترغب في أن تصبح عضواً في النشرة الإخبارية؟